نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
به گزارش اکوایران، سیاست سقفگذاری ۲۵ درصدی برای افزایش اجارهبها در تهران، با وجود تصویب و اعلام رسمی، عملاً بیاثر باقی مانده است. دلیل اصلی این ناکارآمدی را باید در نبود زیرساختهای لازم و ضعف اراده اجرایی جستوجو کرد. در حالیکه ثبت قراردادهای اجاره از دو مسیر-سامانه دولتی و مشاوران املاک-امکانپذیر است، مستأجران و مالکان توانستهاند […]
به گزارش اکوایران، سیاست سقفگذاری ۲۵ درصدی برای افزایش اجارهبها در تهران، با وجود تصویب و اعلام رسمی، عملاً بیاثر باقی مانده است. دلیل اصلی این ناکارآمدی را باید در نبود زیرساختهای لازم و ضعف اراده اجرایی جستوجو کرد. در حالیکه ثبت قراردادهای اجاره از دو مسیر-سامانه دولتی و مشاوران املاک-امکانپذیر است، مستأجران و مالکان توانستهاند از مسیرهای غیررسمی و با حذف واسطهها، قراردادهایی خارج از سقف قانونی ثبت کنند.
هرچند سامانه وزارت راه و شهرسازی افزایش بیش از ۲۵ درصد را نمیپذیرد، اما خلأ نظارتی و نبود پیگیری مؤثر سبب شده این محدودیت صرفاً به یک مانع فرمالیته تبدیل شود. به بیان دیگر، قانون در فضای واقعی بازار نقض میشود بیآنکه ضمانت اجرایی برای برخورد با متخلفان وجود داشته باشد.
بررسیها نشان میدهد ریشه اصلی جهشهای بیسابقه در اجارهبها، نه در عملکرد مشاوران املاک بلکه در کمبود عرضه و سیاستگذاریهای ناکارآمد در حوزه مسکن است.
به گفته سعید لطـفی، دبیر و عضو هیئت مدیره اتحادیه املاک تهران، علت التهاب در بازار اجاره، بیتوجهی به نیاز واقعی بخش مسکن و سرانه ساختوساز است. در حالیکه طی پنج سال اخیر باید مجموعاً ۱۵۰ درصد افزایش اجاره رخ میداد، آمارها از رشد ۷۰۰ درصدی حکایت دارند.
بررسی فایلهای رهن و اجاره خانه مشاوران املاک در محله پیروزی نشان میدهد که برای رهن کامل یک واحد 121 متری و 30 سال ساخت، یک میلیارد تومان رهن کامل و برای رهن کامل یک واحد آپارتمان 51 متری و نوساز، 750 میلیون تومان در نظر گرفته میشود.
در محله دامپزشکی، رهن کامل یک واحد 77 متری و 5 سال ساخت، یک میلیارد و رهن کامل یک واحد 63 متری و 30 سال ساخت در سبلان شمالی، 900 میلیون تومان تعیین شده است.
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ