نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
به گزارش اکوایران به نقل از تابناک، از نیمه دوم سال گذشته برخی کارشناسان از مشاهده نشانههایی محدود از بازگشت رونق به معاملات مسکن خبر دادند. ارزیابیها در آن مقطع نشان میداد بخشی از تقاضای موجود در بازار، به دلیل کاهش قدرت خرید، از واحدهای بزرگمتراژ فاصله گرفته و به سمت واحدهای کوچکمتراژ و متناسب با توان مالی خانوارها حرکت کرده است.
بازار مسکن در سال جاری نتوانست مطابق الگوی معمول سالهای گذشته وارد دوره رونق معاملات شود. در حالی که معمولاً از ماههای پایانی سال، تحرک بازار خرید و فروش افزایش مییافت، آغاز جنگ تحمیلی سوم از اسفندماه سال گذشته و تشدید نااطمینانیهای اقتصادی و اجتماعی، این روند را تحت تأثیر قرار داد و موجب شد بازار مسکن از الگوی معمول خود فاصله بگیرد. تداوم رکود معاملات از اسفندماه سال گذشته، همزمان با افزایش هزینههای ساختوساز، رشد قیمت مصالح و افزایش قیمت تمامشده واحدهای مسکونی، فشار مضاعفی بر این بازار وارد کرده است.
بخش قابل توجهی از خانوارهایی که با هدف خانهدار شدن وارد بازار میشوند، با شکافی جدی میان درآمد و قیمت مسکن مواجه هستند. همین شکاف باعث شده تقاضای مصرفی توان اثرگذاری بر بازار را از دست بدهد و در نتیجه، حتی افزایش قیمتها نیز نتواند به رونق معاملات منجر شود.
این همان نقطهای است که بازار مسکن را در وضعیت «رکود تورمی» قرار داده است؛ بازاری که در آن قیمتها و هزینههای تولید افزایش پیدا میکند، اما قدرت خرید و حجم معاملات همگام با آن رشد نمیکند.
در کنار عوامل اقتصادی و مالی، طی سالهای اخیر توسعه پلتفرمهای خانهیاب نیز به یکی از موضوعات بحثبرانگیز بازار مسکن تبدیل شده است. برخی کارشناسان معتقدند نبود سازوکارهای نظارتی کافی در این سامانهها موجب شده مالکان بتوانند قیمتهای پیشنهادی خود را بدون برخورداری از یک معیار مشخص برای تعیین ارزش واقعی ملک ثبت کنند. در نتیجه، قیمتهایی که لزوماً به معامله منجر نشدهاند نیز میتوانند در شکلدهی به انتظارات فعالان بازار اثرگذار باشند.
این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که قیمت پیشنهادی یک ملک، الزاماً معادل قیمت قطعی معامله نیست؛ اما تکرار قیمتهای بالا در فضای مجازی میتواند به تدریج یک لنگر قیمتی در ذهن خریداران و فروشندگان ایجاد کند.
بازار مسکن امروز در شرایطی قرار دارد که افزایش قیمتها دیگر به معنای رونق بازار نیست؛ چراکه در سوی دیگر این معادله، قدرت خرید خانوارها به اندازهای کاهش یافته که بخش بزرگی از تقاضای مصرفی امکان ورود مؤثر به بازار را ندارد. همزمان، افزایش هزینه ساخت، رشد قیمت نهادهها، نااطمینانی اقتصادی، هزینه بالای جابهجایی و شکلگیری انتظارات قیمتی در فضای مجازی، فشار مضاعفی بر خانوارها وارد کرده است.
در نهایت، کارشناسان بر این باورند که بازار مسکن زمانی میتواند به تعادل پایدار برسد که خانه بار دیگر در درجه نخست به عنوان کالایی مصرفی و محلی برای سکونت خانوارها تعریف شود، نه ابزاری برای سوداگری و حفظ سرمایه.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
در شرایطی که طبق مصوبه سران قوا قراردادهای اجاره مسکن باید به صورت خودکار تمدید شود موارد متعددی از عدم رعایت سقف مجاز ۲۵ درصد و صدور حکم تخلیه دیده میشود که به عنوان نمونه در هفتههای اخیر بر مبنای شکایت یک موجر مبنی بر پایان مهلت قرارداد، حکم تخلیه منزل از سوی دادگاه صادر شده است.
سقف تسهیلات ودیعه مسکن از محل اوراق گواهی حق تقدم در تهران به ۴۰۰ میلیون تومان افزایش یافت.
Δ