فلسفه حکمرانی بر مدار سالاری ملت؛ تبیین دکترین خادم‌محوری رهبر شهید

رهبر شهید با باوری عمیق و برخاسته از بن دندان، مردم را سالار واقعی جامعه و خود و سایر حکمرانان را خادمان ملت می دانستند.

به گزارش خبرنگار مهر، بررسی دقیق ابعاد شخصیتی و شیوه مدیریتی رهبر شهید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید علی خامنه ای، آشکارکننده منظومه‌ای متکامل از اوصاف والای اخلاقی و راهبردی نظیر خداترسی، حکمت، بصیرت، آرمان‌گرایی و عدالت‌خواهی است. با این حال، در میان تمامی این شاخص‌های برجسته، مؤلفه «مردم‌داری» و نوع نگاه مبنایی ایشان به جایگاه آحاد جامعه، به عنوان هسته مرکزی الگوی حکمرانی نظام اسلامی شناخته می‌شود. در دکترین سیاسی ایشان، نگاه زعیم امت به توده‌های مردم، نگاهی از پایین به بالا بود. ایشان با باوری عمیق و برخاسته از بن دندان، مردم را سالار واقعی جامعه و خود و سایر حکمرانان را خادمان ملت می‌دانستند.

این رویکرد که ترویج‌کننده و مبین مدل متقن «مردم‌سالاری دینی» است، اهمیت ویژه‌ای برای حضور، مشارکت، مطالبه‌گری و معیشت مردم قائل بوده و همواره در پی تحقق عینی آن در بستر گفتار و کردار حاکمیتی بود. از منظر این تفکر، اوصاف صادر شده پیرامون توده‌های مردم نظیر مؤمن، انقلابی، بااخلاص، بصیر و وفادار، بیانگر پیوند عاطفی و عمیقی است که فراتر از تشریفات مرسوم سیاسی، دیدار با قشرها و طبقات مختلف مردم را به یکی از بزرگ‌ترین دل‌خوشی‌ها و دلبستگی‌های پرجاذبه برای ایشان بدل می‌ساخت.

در تحلیل ساختار سیاسی نظام اسلامی، رهبر شهید انقلاب آحاد مردم را ریشه، صاحب و مالک اصلی مملکت قلمداد می‌کردند و بر ضرورت به رسمیت شناختن این مالکیت از سوی تمامی کارگزاران پای می‌فشردند. نمود بارز و عینی این تفکر در تأکیدات مستمر ایشان بر برگزاری باکیفیت و مشارکت پرشکوه در فرآیند «انتخابات» نمایان می‌شد. ایشان حضور مردم در پای صندوق‌های رأی را مظهر اثرگذاری و تعیین سرنوشت کشور دانسته و همواره پس از پایان رقابت‌ها، ضمن شکرگزاری به درگاه الهی و تقدیر از ملت، با تنفیذ رأی و پشتیبانی قاطع از منتخب مردم، از این پشتوانه ملی صیانت می‌کردند.

این باور راهبردی بر این منطق استوار بود که بقا، عزت و اقتدار جهانی نظام، وام‌دار فداکاری، ایمان و حمایت همه‌جانبه مردمی است که با نثار جان و فرزندان خود از مرزهای عقیدتی و جغرافیایی کشور دفاع کرده‌اند. بر همین اساس، ایشان خواستار تعبیه مکانیسم‌هایی بودند که در آن کارگزاران دولتی به معنای واقعی کلمه خدمتگزار ملت باشند. تجلی دیگر این تفکر در حوزه ساختارهای اجرایی، پافشاری بر کاهش تصدی‌گری دولت و واگذاری بنگاه‌های اقتصادی به خود مردم در قالب خصوصی‌سازی بود تا دخالت و نقش‌آفرینی ارکان مردمی در ارکان نظام به حداکثر برسد.

بُعد دیگری از مردم‌داری این قائد شهید، در روندهای معمول، بی‌واسطه و ارتباطات میدانی ایشان متجلی می‌شد. رویه‌های مستمری همچون پاسخگویی دقیق به مکاتبات مردمی و شنیدن بی‌واسطه مطالبات در جلسات حضوری؛حضور سرزده و صمیمی در منازل آحاد مردم و عیادت از جانبازان و معلولان در آسایشگاه‌ها؛بازدید از نمایشگاه‌های کتاب، صنعت و تولید به منظور آگاهی مستقیم از دغدغه‌های طبقات مختلف جامعه.

این هوشمندی مدیریتی به گونه‌ای بود که کمتر مسئله‌ای در گوشه و کنار کشور وجود داشت که از چشم ایشان پنهان مانده و به طور مستقیم یا غیرمستقیم پیگیری نشده باشد.

علاوه بر این، انطباق کامل زیست شخصی ایشان با طبقات محروم جامعه، گواه دیگری بر این مدعاست. سکونت در خانه‌ای بسیار ساده و محقر، بهره‌مندی از امکانات محدود و معمولِ مشابه با عامه مردم و سفره‌ای عاری از تجملات و هم‌سطح با معیشت عادی‌ترین قشرهای جامعه، تصویری عینی از رهبری بود که در خلوت و جلوت، مردمی زیست، مردمی عمل کرد و سرانجام در مسیر آرمان‌های همین ملت به فیض شهادت نائل آمد.

در فرجام این تحلیل باید اذعان داشت که شناخت زوایای پنهان و ابعاد عظیم این شخصیت مردم‌شناس و مردم‌باور، نیازمند گذر زمان و کنار رفتن حجاب‌هاست تا سیره عملی ایشان به عنوان الگویی جاودان برای تداوم مسیر حکمرانی اسلامی مورد استفاده قرار گیرد.