نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
در بین صندوق های سرمایه گذاری، صندوقهای سرمایهگذاری املاک و مستغلات از تنوع و محبوبیت کمتری نسبت به سایر صندوقها برخوردار بودند، اما طی هفته های اخیر که همزمان بود با تعطیلی بازارهای بورس، اخباری منتشر شد که نشان میداد این صندوقها رشد قابل توجهی نسبت به سایر صندوقها داشتهاند. به باور برخی از کارشناسان در شرایطی که تورم مسکن تحت تاثیر نوسانات نرخ ارز قرار دارد، این صندوقها میتوانند گزینه مناسبی برای سرمایهگذارانی باشند که به دنبال پوشش تورمی با ریسک کمتر هستند. نکته کلیدی نیز همگرایی تدریجی قیمتهای تابلو با ارزش خالص داراییها است. در این گزارش به تحلیل بازدهی صندوقهای سرمایهگذاری املاک و مستغلات فعال در بورس و فرابورس میپردازیم و آن را براساس دادههای تاریخی NAV و قیمت پایانی با بازدهی واقعی بازار مسکن مقایسه میکنیم.
در دورهای که معاملات بخشهایی از بورس متوقف بود، صندوقهای املاک همچنان قابل معامله بودند. همین موضوع، در کنار رشد قیمت مسکن باعث شد تقاضا برای این صندوقها افزایش پیدا کند.ادامه این روند منجر شد صندوقهای املاک در اردیبهشتماه با رشد حدود ۱۳ درصدی همراه شوند رشدی که آنها را در آن مقطع در میان پربازدهترین گروههای بازار سرمایه قرار داد.
بررسی صندوقهای فعال در زیرگروه املاک و مستغلات نشان میدهد که در حال حاضر ۷ صندوق فعال در این بخش وجود دارد. جدول زیر عملکرد صندوقهای سرمایهگذاری املاک و مستغلات را طی یک سال منتهی به ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ نشان میدهد. این بررسی بر پایه دو شاخص کلیدی قیمت پایانی واحد صندوق در بازار و ارزش خالص دارایی (NAV) هر صندوق تهیه شده است. رتبهبندی صندوقها بر اساس رشد قیمت واحد در بازار (بازدهی قیمتی) انجام گرفته است. در این جدول، ستون رشد قیمت واحد درصد تغییر قیمت پایانی هر صندوق را در بازه یکساله نمایش میدهد و ستون حباب فعلی که عدد مثبت آن نشاندهنده معامله شدن صندوق بالاتر از ارزش واقعی داراییهایش است.
بر اساس دادههای موجود، بازدهی یکساله این صندوقها تفاوت معناداری با هم دارند؛ بهطوریکه صندوق «کاشانه» با بازدهی ۴۵ درصدی در صدر قرار گرفته و پس از آن صندوقهای «امینشهر» و «مالک آتیه» به ترتیب با بازدهی ۲۹ و ۱۴ درصد قرار دارن. در مقابل، صندوق «ارزش مسکن» طی این دوره بازدهی منفی ۲ درصدی ثبت کرده اما نکته مهم در تفسیر حباب قیمتی صندوقهای املاک اینه که این شاخص بر اساس NAV یا ارزش خالص دارایی ها محاسبه میشوند. با توجه به ماهیت ملکی داراییهای این صندوقها، احتمال دارد ارزش خالص داراییها با تأخیر نسبت به قیمت روز املاک بهروزرسانی شده باشند؛ بنابراین ارقام حباب لزوماً تصویر قطعی از ارزندگی یا گرانی صندوقها ارائه نمیکند و نیازمند بازبینی ارزش داراییهای هر صندوق میباشد. با این وجود رتبهبندی صندوقها بر مبنای بازدهی قیمت پایانی یکساله نشان میدهد که «کاشانه» بهترین عملکرد قیمتی را در میان صندوقهای املاک داشته و «ارزش مسکن» با ثبت بازدهی منفی، ضعیفترین عملکرد را در این دوره به خود اختصاص داده است.
برای سنجش عملکرد صندوقهای املاک، بازدهی یکساله این صندوقها با دو شاخص مهم مقایسه شده است، رشد شاخص کل بورس و رشد قیمت هر مترمربع آپارتمان در تهران. این مقایسه نشان میدهد صندوقهای املاک از نظر بازدهی، تقریباً همسطح با شاخص کل بورس حرکت کردهاند، اما همچنان فاصله قابلتوجهی با رشد واقعی قیمت مسکن دارند.
در بازه ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ تا ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، شاخص کل بورس رشدی معادل ۱۷.۳۵ درصدی است. در همین دوره، میانگین بازدهی صندوقهای املاک حدود ۱۸ درصد بوده؛ بنابراین میتوان گفت این صندوقها بهطور میانگین عملکردی نزدیک به شاخص کل بورس داشتهاند.اما تصویر در مقایسه با بازار فیزیکی مسکن متفاوت است. در همین بازه، قیمت هر مترمربع آپارتمان در تهران بهطور میانگین حدود ۶۸ درصد افزایش یافته است؛ در حالی که پربازدهترین صندوق املاک، یعنی «کاشانه»، بازدهی ۴۵ درصدی ثبت کرده است. به این ترتیب، حتی بهترین صندوق این گروه نیز تنها حدود ۶۶ درصد از رشد قیمت مسکن تهران را پوشش داده و میانگین صندوقهای املاک کمتر از یکسوم رشد بازار فیزیکی مسکن عمل کرده است.
این فاصله نشان میدهد صندوقهای املاک در دوره مورد بررسی، بیش از آنکه بهطور کامل بازتابدهنده رشد قیمت مسکن باشند، رفتاری نزدیک به داراییهای قابل معامله در بازار سرمایه داشتهاند. با این حال، این صندوقها همچنان یکی از مسیرهای غیرمستقیم ورود سرمایهگذاران خرد به بازار ملک محسوب میشوند؛ مسیری که میتواند بخشی از رشد بازار مسکن را برای افرادی که امکان خرید مستقیم ملک ندارند، قابل دسترس کند.
همانطور که پیشتر نیز کارشناسان تأکید کردهاند، همین شکاف میان رشد بازار فیزیکی مسکن و بازدهی ابزارهای فعلی نشان میدهد بازارهای مالی مبتنی بر مسکن همچنان ظرفیت توسعه ابزارهای تازه سرمایهگذاری در ملک را دارند؛ از جمله مدلهایی مانند توکنیزهکردن داراییهای ملکی که میتواند مشارکت سرمایهگذاران خرد در بازار مسکن را گستردهتر کند.
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ