نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
از این پس، «خامنهای شهید» تنها یک شخصیت سیاسی یا یک رهبر معاصر نیست؛ او به یک متن تاریخی، یک منظومه معرفتی و یک میراث تمدنی بدل خواهد شد.
یادداشت مهمان_محمدعلی رنجبر، عضو هیات علمی و مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه باقر العلوم (ع): حجابِ معاصرت، همواره یکی از پردههای دشوار در فهم و داوری درباره شخصیتهای بزرگ تاریخ است؛ پردهای که اجازه نمیدهد افقِ یک اندیشه در لحظههای کوتاه زیست تاریخیاش بهتمامی دیده شود. در چنین وضعی، رهبرانی ظهور میکنند که عظمت فکری و عملی آنان، نه در بازتابهای فوری زمانه، بلکه در امتداد تاریخ و در نسبت با تحولات معرفتی و تمدنی آشکار میشود.
در میان این چهرهها، میتوان از رهبری سخن گفت که منظومه فکری او را نمیتوان در اجزای منفصل فلسفه، کلام، فقه، اصول، اخلاق یا عرفان محدود کرد؛ زیرا بنیان نگاه او بر «طرح کلان» و «هندسه جامع» استوار بود. در این افق، علوم دینی نه مجموعهای از قطعات جداگانه، بلکه شبکهای بههمپیوسته از معارفاند که همگی از قرآن کریم بهعنوان متنِ زنده و جهتدهنده، در قالب یک منظومه واحد فهم میشوند؛ منظومهای که در آن «جزءنگریِ بریده از کل» جای خود را به «کلنگریِ هدایتمحور» میدهد.
در همین چارچوب است که نوآوری در تفسیر، از سطح برداشتهای موضوعی و پراکنده فراتر رفته و به «طرح کلی اندیشه قرآنی» ارتقا مییابد؛ تفسیری که به جای توقف در آیات منفرد، به شبکه معنایی قرآن، نسبتهای مفهومی، و جهتگیریهای تمدنی آن توجه میکند. این رویکرد، نوعی بازسازی روش فهم دین است؛ بازسازیای که در آن قرآن نه کتابی برای استنباطهای جزیرهای، بلکه نقشه راهی برای ساخت انسان و جامعه تلقی میشود.
در حوزه تاریخ نیز، با طرح ایدههایی چون «انسان ۲۵۰ ساله»، نوعی نوآوری در خوانش سیره معصومان علیهمالسلام شکل میگیرد؛ بهگونهای که تاریخ اهلبیت نه مجموعهای از وقایع منفصل، بلکه یک حرکت واحد، پیوسته و هدفمند در مسیر تحقق حقیقت و عدالت فهم میشود. این نگاه، تاریخ را از سطح روایتگری صرف، به سطح تحلیل راهبردی و فهم امتداددار ارتقا میدهد.
در عرصه سیاست نیز، نظریه «مردمسالاری دینی» بهعنوان تلاشی برای جمع میان دوگانههای ظاهراً متعارض مطرح میشود: دین و مردم، مشروعیت الهی و مقبولیت اجتماعی، ثبات ارزشی و پویایی سیاسی. در این منظومه، وحدت در عین کثرت نه یک شعار، بلکه یک منطق حکمرانی است؛ منطقی که تلاش میکند همزمان از فروپاشی هویتی در کثرتگرایی بیضابطه و از انسداد سیاسی در تمرکزگرایی مطلق پرهیز کند.
در سطح مدیریت و حکمرانی نیز، این نگاه کلاننگر خود را در تأکید بر پیوند میان ارزش و کارآمدی، معنا و ساختار، و آرمان و اجرا نشان میدهد. حکمرانی در این چارچوب، صرفاً اداره امور نیست، بلکه هدایت یک جامعه در مسیر تحقق یک افق تمدنی است؛ افقی که در آن علم، فرهنگ، اقتصاد و سیاست، اجزای یک منظومه واحد تلقی میشوند.
بدینسان، اگر بخواهیم تصویری کلی از این نحوه تفکر ارائه دهیم، باید گفت با یک «نظام فکری یکپارچه و کلاننگر» مواجهیم که در آن، دین به مثابه یک هندسه جامع برای فهم انسان، جامعه و تاریخ عمل میکند؛ هندسهای که تلاش دارد از دل سنت، امکانهای نو برای آینده بگشاید، بدون آنکه از ریشههای معرفتی خود جدا شود.
و شاید همین ویژگی است که فهم چنین منظومهای را در زمان حیات صاحبان آن دشوار میسازد؛ زیرا عظمت آن، نه در اجزای منفرد، بلکه در کلّیتی است که تنها با فاصله گرفتن از هیاهوی زمان، و با عبور از حجاب معاصرت، به تدریج قابل مشاهده و تحلیل میشود.
به نظرم پایان را میتوان از حالت صرفاً ادبی، به یک «فراز ماندگار» تبدیل کرد؛ فرازی که هم تصویرساز باشد و هم پیام اصلی را منتقل کند:
و اکنون…ایران، تنها پیکر یک رهبر را تا منزلگاه ابدی بدرقه نمیکند؛ ایران، مردی را تشییع میکند که از قید زمان رها شده است.
تا دیروز، حجابِ معاصرت، بسیاری را از درک تمامی ابعاد شخصیت و منظومه فکری او بازمیداشت؛ اما تاریخ، رسم دیگری دارد. گاه مرگ، پایان یک انسان نیست، آغاز خوانشِ درستِ اوست. گاه با دفن جسم، اندیشه از حصار روزمرّگی آزاد میشود و روح یک مصلح، در گستره تاریخ مجال بیشتری برای سخن گفتن مییابد.
از این پس، «خامنهای شهید» تنها یک شخصیت سیاسی یا یک رهبر معاصر نیست؛ او به یک متن تاریخی، یک منظومه معرفتی و یک میراث تمدنی بدل خواهد شد؛ میراثی که نسلهای آینده، فارغ از غوغای سیاست روز، آن را خواهند خواند، نقد خواهند کرد، خواهند آموخت و ابعاد ناشناختهاش را بیش از پیش کشف خواهند نمود.
تشییع امروز، بدرقه یک پیکر است؛ اما در حقیقت، آغاز حیاتی دیگر برای یک اندیشه است. جسم، در خاک آرام میگیرد؛ اما فکر، از حجاب معاصرت رهایی مییابد، روح، در حافظه تاریخ امتداد پیدا میکند و منظومهای که سالها در متن حوادث جاری بود، اکنون فرصت آن را مییابد که در افق بلند تاریخ، آنگونه که شایسته است، دیده، فهمیده و شناخته شود.
امروز ملتی ایستاده است تا رهبر خویش را بدرقه کند؛ مردی که دههها در سختترین فراز و فرودهای تاریخ، پرچم هدایت این امت را بر دوش کشید و نسلهای پیاپی، صدایش را با ایمان، امید و استقامت شناخت.
«ستاد هماهنگی کانونهای مساجد کشور» از ملت شریف ایران برای حضور پرشور در مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید امت دعوت کرد.
علیرغم اعلام بیطرفی دولت ضعیف قاجار، موقعیت استراتژیک ایران باعث شد تا ارتشهای بریتانیا، و روسیه تزاری خاک این کشور را به میدان نبرد خود تبدیل کنند.
عاشورا، یک «درسِ همیشگی» است که باید جامعۀ اسلامی را صالح کرد؛ چراکه وعدههای الهی، برای جمع است، نه فرد. و اگر جمع، صالح نشود، نه تنها وعده ظهور محقق نمیشود،
Δ