اتحاد مسلمانان جهان اسلام برای مقابله با اسلام‌هراسی یک ضرورت است

استاد دانشگاه کراچی پاکستان گفت: ضروری است استادان، پژوهشگران و دانشجویان کشورهای اسلامی از جمله پاکستان و ایران گرد هم آورده شوند تا یک الگوی عملی برای وحدت امت شکل گیرد.

خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: به مناسبت هفته وحدت و میلادالنبی، شاهین عباس، مدیر مرکز تحقیقات علوم ریاضی (MSRC)، رئیس بخش علوم ریاضی، بنیان‌گذار و ناظر واحدهای پژوهشی ریاضی‌دانان مسلمان LAMDA، الطوسی STAR و الخوارزمی DIUI در پردیس کراچی دانشگاه فدرال اردو، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر سخن گفته است که مشروح آن از نظر می گذرد؛

سیره طیبه رسول خدا، مبنای فکری و فرهنگی مشترکی میان مسلمانان فراهم می‌کند. از نظر شما، در عصر حاضر چگونه می‌توان سیره نبوی را به‌عنوان یک الگوی عملی برای وحدت امت برجسته کرد؟

سیره طیبه رسول خدا حضرت محمد مصطفی(ص)، مبنای فکری و فرهنگی مشترکی میان مسلمانان فراهم می‌کند. اگر برای درک این مسئله به جامعه عصر نبوی بازگردیم، درمی‌یابیم که پیش از بعثت رسول خدا، جامعه عرب به قبایل، خاندان‌ها و هویت‌های گروهی مختلف تقسیم شده بود. تعصب قبیله‌ای، نیروی فکری و اجتماعی اساسی در آن جامعه بود. هر قبیله هویت، منافع و برتری خود را در اولویت می‌دانست و در نتیجه، رقابت‌های متقابل، مناقشات و جنگ‌های طولانی به بخشی از زندگی اجتماعی تبدیل شده بود؛ یعنی در آن جامعه، یک مبنای فکری فراگیر وجود نداشت که بتواند قبایل مختلف را بر اساس یک هدف مشترک انسانی و اجتماعی متحد کند.

در چنین فضایی، رسول خدا (ص) تنها یک پیام دینی ارائه نکرد، بلکه نظامی جامع و فکری، اخلاقی و فرهنگی را مطرح کرد. اساس این نظام، توحید بود که انسان را از برتری‌های ساختگی و کاذب رها کرد و مفهوم برابری در برابر یک خدا را به او ارائه داد. در کنار آن، اصولی همچون برادری، عدالت، کرامت انسانی، ایثار، مدارا و مسئولیت اجتماعی، جامعه‌ای پراکنده را به یک امت تبدیل کرد.

دستاورد بزرگ رسول خدا (ص) این بود که ایشان قبایل، خاندان‌ها، مناطق و طبقات مختلف اجتماعی را بدون از بین بردن هویت‌های متمایز آنان، به بخشی از یک امت مشترک تبدیل کرد. از این امر، یک اصل مهم آشکار می‌شود و آن اینکه وحدت به معنای یکسان‌سازی نیست. افراد، با وجود عضویت در یک امت، می‌توانند زبان، فرهنگ منطقه‌ای، سنت‌ها و ویژگی‌های اجتماعی خود را حفظ کنند، اما میان همه آنان باید یک مبنای فکری و اخلاقی مشترک وجود داشته باشد.

امروز نیز جهان اسلام میان کشورهای مختلف، زبان‌ها، فرهنگ‌ها، مذاهب و سنت‌های اجتماعی گوناگون تقسیم شده است. این تنوع، در جای خود یک واقعیت است و از بین بردن آن نه ضروری است و نه ممکن. آنچه ضرورت دارد این است که این تنوع، به جای آنکه به عامل اختلاف و تقابل تبدیل شود، به نیرویی برای وحدت و همکاری تبدیل شود. امروزه نیز اصولی همچون توحید، رسالت محمدی، قرآن، عدالت، برادری، کرامت انسانی، علم، صلح و حمایت از مظلوم می‌توانند مبنای مشترکی برای تمامی امت فراهم کنند.

بنابراین، بهترین راه برای برجسته کردن سیره نبوی به‌عنوان الگویی عملی برای وحدت امت در دوران معاصر این است که ما وقایع سیره را صرفاً به‌عنوان رویدادهای تاریخی بیان نکنیم، بلکه اصول آن را در زندگی اجتماعی خود به اجرا بگذاریم. جلوگیری از تبدیل اختلافات مذهبی به دشمنی، احترام به فرهنگ‌های مختلف، ترویج گفت‌وگوی علمی، تضمین عدالت و برابری، احترام به حقوق یکدیگر و اتخاذ موضعی مشترک در قبال مسائل مشترک امت، از جمله صورت‌های عملی همین روش نبوی هستند.

از نظر من، بزرگ‌ترین پیام سیره نبوی همین است که وحدت امت به معنای یکسان کردن همه نیست، بلکه به معنای گرد هم آوردن هویت‌های گوناگون بر محور یک هدف مشترک اخلاقی، فکری و معنوی است. همان‌گونه که رسول خدا تقسیمات قبیله‌ای را به برادری اسلامی تبدیل کرد، جهان اسلام امروز نیز می‌تواند با حفظ تنوع زبانی، فرهنگی، منطقه‌ای و مذهبی خود، بر پایه مشترک توحید، رسالت، عدالت، برادری، علم و خدمت به انسان‌ها، امتی قدرتمند و باوقار تشکیل دهد.

امروزه در سطح جهانی شاهد افزایش روایت‌سازی علیه اسلام و مسلمانان، اسلام‌هراسی و تعصبات دینی هستیم. آیا وحدت علمی و فکری جهان اسلام می‌تواند پاسخی مؤثر به این روایت منفی باشد؟ اگر چنین است، چه اقدامات علمی‌ای برای تحقق آن ضروری است؟

باید به اسلام‌هراسی و روایت‌های منفی علیه مسلمانان، به جای واکنش‌های احساسی، با قدرت علمی، پژوهشی و فکری پاسخ داده شود.

به نظر شخصی من، جهان اسلام باید به‌صورت مشترک مراکز پژوهشی و بسترهای علمی‌ای ایجاد کند که آموزه‌های واقعی اسلام، خدمات علمی تمدن اسلامی و مسائل عصر حاضر را در قالب پژوهش‌های معتبر ارائه کنند. اجرای طرح‌های پژوهشی مشترک میان دانشگاه‌ها، برگزاری کنفرانس‌های بین‌المللی، انتشار مجلات علمی، ایجاد آرشیوهای دیجیتال و تولید محتوای پژوهشی باکیفیت به زبان‌های مختلف می‌تواند در این زمینه نقش مهمی ایفا کند.

به‌ویژه باید فرصت‌هایی برای پژوهشگران جوان فراهم شود تا درباره اسلام‌هراسی، روایت‌های رسانه‌ای، روابط میان ادیان و مسائل جهان اسلام، با استفاده از روش‌های نوین پژوهشی فعالیت کنند. به این ترتیب، جهان اسلام می‌تواند به جای واکنشی دفاعی، روایت علمی و جهانی مؤثر خود را بر پایه دانش و استدلال ارائه کند.

روابط علمی، پژوهشی و دانشگاهی میان کشورهای اسلامی، از جمله پاکستان و ایران، تا چه اندازه می‌تواند در ترویج وحدت اسلامی مؤثر باشد؟ از نظر شما، پروژه‌های پژوهشی مشترک و تبادلات علمی چه اهمیتی در این زمینه دارند؟

روابط علمی، پژوهشی و دانشگاهی میان کشورهای اسلامی، از جمله پاکستان و ایران، برای ترویج وحدت اسلامی، صرفاً یک تصور زیبا نیست، بلکه یک ضرورت عملی است. از نظر من، اکنون باید در زمینه وحدت امت، به جای محدود ماندن به کنفرانس‌ها و بیانیه‌ها، اقدامات عملی انجام دهیم که در نتیجه آن، استادان، پژوهشگران، دانشجویان و نهادهای صنعتی کشورهای مختلف به‌صورت مستمر با یکدیگر همکاری کنند.

در این زمینه، نخست باید میان مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی پاکستان و ایران، تأمین مالی مشترک و پروژه‌های پژوهشی مشترک آغاز شود. در پاکستان، کمیسیون آموزش عالی، بنیاد علوم پاکستان و دیگر نهادهای پژوهشی و علمی، برای پروژه‌های مشترک با کشورهای و مؤسسات مختلف، بودجه و برنامه‌هایی ارائه می‌کنند. در ایران نیز آژانس‌های مختلف تأمین مالی و دانشگاه‌های پژوهشی برای تحقیق و آموزش عالی وجود دارند. ضرورت دارد نهادهای ذی‌ربط دو کشور، به‌صورت رسمی طرح‌هایی مانند برنامه تأمین مالی مشترک پژوهشی پاکستان و ایران را آغاز کنند که بر اساس آن، استادان و پژوهشگران دو کشور به‌صورت مشترک پروژه‌هایی را طراحی کنند و بودجه آن‌ها نیز از سوی هر دو طرف تأمین شود.

دومین جنبه مهم، همکاری میان دانشگاه و صنعت است. استادان و پژوهشگران دانشگاه‌ها باید با همکاری صنعت، فناوری و مؤسسات تجاری، پروژه‌هایی را آغاز کنند که مسائل واقعی هر دو کشور را حل کند. برای مثال، می‌توان در حوزه‌های هوش مصنوعی، مدل‌سازی ریاضی، علم داده، تغییرات اقلیمی، آب، انرژی، کشاورزی، سلامت و فناوری صنعتی، پروژه‌های مشترک تعریف کرد. این امر باعث خواهد شد پژوهش صرفاً به مقاله محدود نماند، بلکه در چارچوب مفهوم تبدیل پژوهش به صنعت و تبدیل پژوهش به جامعه، نتایج عملی ایجاد کند.

سومین حوزه مهم، تبادل دانشجویان و استادان است. امروز دانشجویان پاکستانی برای تحصیل در مقاطع MS، MPhil و PhD، با استفاده از بورسیه به کشورهای مختلف جهان می‌روند، به پژوهش می‌پردازند و در برخی مکان‌ها خدمات علمی و حرفه‌ای نیز ارائه می‌کنند. در ایران نیز مراکز پژوهشی قدرتمند و دانشگاه‌هایی با کیفیت بالا وجود دارد. ما باید با ایران نیز برنامه‌های رسمی تبادل دانشجو، تبادل اعضای هیئت علمی، راهنمایی مشترک رساله‌های دکتری، استادان مدعو، فرصت‌های پژوهشی پسادکتری و برنامه‌های مشترک MS/PhD را آغاز کنیم. این امر به پژوهشگران جوان هر دو کشور امکان خواهد داد که مستقیماً از توانمندی‌های علمی و تجربیات پژوهشی یکدیگر بهره‌مند شوند.

متأسفانه در گذشته، به همکاری علمی و پژوهشی میان پاکستان و ایران در سطحی که مورد نیاز بود، توجه نشده است. به‌ویژه برای پژوهشگران ارشد و پژوهشگران دوره دکتری ما باید روابط قوی‌تری با مؤسسات پژوهشی ایران ایجاد شود. ایران در حوزه‌های مختلف علوم و فناوری، توانمندی پژوهشی و فنی قابل‌توجهی ایجاد کرده است. بنابراین، ما نباید پیشرفت علمی هیچ کشوری را از منظر سیاسی یا تصورات سنتی ببینیم، بلکه باید بر اساس شایستگی علمی و معیارهای پژوهشی، از آن بیاموزیم.

پیشنهاد من این است که نهادهای سیاست‌گذار پاکستان و ایران در این زمینه، یک چارچوب مشترک و دائمی ایجاد کنند که در آن، کمیسیون آموزش عالی، نهادهای تأمین مالی علمی و پژوهشی، دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی و نمایندگان صنعت حضور داشته باشند. در چارچوب این سازوکار، هر سال حوزه‌های پژوهشی اولویت‌دار تعیین شود، تأمین مالی مشترک صورت گیرد، فرصت‌هایی برای تبادل دانشجویان و استادان ایجاد شود و نتایج پژوهش‌های مشترک به صنعت و جامعه منتقل شود.

از نظر من، یکی از مسیرهای قدرتمند وحدت امت، علم و پژوهش نیز هست. اگر پاکستان، ایران و دیگر کشورهای اسلامی، بهترین استادان، دانشمندان، مهندسان، پژوهشگران و پژوهشگران جوان خود را در یک بستر علمی مشترک گرد هم آورند، نه‌تنها می‌توانیم یکدیگر را بهتر درک کنیم، بلکه قادر خواهیم بود ظرفیت علمی و فنی جمعی خود را نیز تقویت کنیم.

این همکاری نه‌تنها روابط میان دو کشور را تقویت خواهد کرد، بلکه در جهان اسلام گسترده‌تر نیز پایه‌ای برای وحدت علمی، اعتماد متقابل و توسعه مشترک ایجاد خواهد کرد.