نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
به گزارش اکوایران،پس از حمله موشکی اسرائیل به تهران، در حالی که صدای انفجارها هنوز در برخی مناطق شهر طنین داشت، صفهای طولانی خودرو مقابل پمپبنزینها بار دیگر تکرار شدند؛ گویی مردم تهران در میانه بحران، پمپبنزین را نهفقط بهعنوان منبع سوخت، بلکه بهمثابه پناهگاهی برای فرار، بقا و بازیابی کنترل از دسترفته تلقی میکنند. همانگونه […]
به گزارش اکوایران،پس از حمله موشکی اسرائیل به تهران، در حالی که صدای انفجارها هنوز در برخی مناطق شهر طنین داشت، صفهای طولانی خودرو مقابل پمپبنزینها بار دیگر تکرار شدند؛ گویی مردم تهران در میانه بحران، پمپبنزین را نهفقط بهعنوان منبع سوخت، بلکه بهمثابه پناهگاهی برای فرار، بقا و بازیابی کنترل از دسترفته تلقی میکنند.
همانگونه که در زلزلههای اخیر نشان داده شد، نخستین واکنش بسیاری از شهروندان، بهویژه مردان و ساکنان مناطق مرکزی و جنوبی، ترک خانه با خودرو و پناهبردن به جایگاههای سوخت است؛ رفتاری که در نبود اعتماد عمومی به مدیریت بحران و ترس از آینده، به الگوی تکرارشوندهی زیست در تهران بحرانزده بدل شده است.
مطالعهای توسط «مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران» انجام شده و به بررسی رفتارهای اجتماعی شهروندان تهرانی در پی وقوع زلزله پرداخته، نشان میدهد که پمپبنزینها پس از زلزله به یکی از مهمترین نقاط بحرانخیز شهر بدل میشوند.
این پژوهش که با نمونهگیری از بیش از ۶۰۰ شهروند تهرانی پس از دو زلزلهی اخیر ملارد و مشا انجام شده، تصویری نگرانکننده از واکنشهای شهروندان به بحران را ترسیم میکند. حدود ۲۳ درصد از شهروندان تهرانی در لحظات ابتدایی پس از زلزله به پمپبنزین مراجعه کردهاند؛ رفتاری که اگرچه از منظر روانی قابلدرک است، اما بهشدت بر توان مدیریت بحران شهری سایه میافکند.
مهمترین انگیزهی مراجعه سریع به پمپبنزین، نگرانی از کمبود سوخت و همچنین احتمال ترک تهران در پی تکرار زلزله اعلام شده است. به بیان دقیقتر، شهروندان با تصور ناتوانی در تداوم زندگی در پایتخت و خطر قطع دسترسی به منابع سوخت، بهسرعت در جستوجوی پر کردن باک خودروهایشان برمیآیند.
در بخشی از گزارش آمده است که ۳۲ درصد از پاسخگویان خروج از شهر را در صورت تکرار زلزله محتمل دانستهاند و همین موضوع، هجوم به پمپبنزین را به یکی از اولین واکنشهای طبیعی آنان تبدیل کرده است.
بررسیها نشان میدهد که این رفتار، نهتنها نظم شهری را مختل میکند بلکه توان عملیاتی مدیریت بحران را کاهش داده و منجر به ایجاد گرههای ترافیکی، مصرف بیشازحد سوخت، و بروز تنشهای اجتماعی در جایگاهها میشود.
صفهای طولانی، درگیریهای کلامی، و نگرانی از اتمام سوخت پدیدههایی هستند که با چنین رفتارهایی گره خوردهاند. این در حالی است که بسیاری از جایگاههای سوخت در زمان وقوع بحران، بهخودیخود با چالش تأمین برق و اینترنت مواجهاند و نمیتوانند خدمات کامل ارائه دهند.
در بخشی از گزارش تأکید شده که اعتماد پایین به مدیریت بحران و آمادگی نهادهای شهری، نقش مهمی در شکلگیری این رفتار دارد. وقتی شهروندان احساس کنند که شهر برای مدیریت بحران آماده نیست، خود به دنبال تأمین نیازهای اولیه از جمله سوخت میروند.
بر اساس دادههای این پژوهش، مردان تهرانی بیش از زنان به پمپبنزینها مراجعه کردهاند. در حالی که زنان بیشتر در خانه مانده و به دنبال جمعآوری اطلاعات یا مراقبت از خانواده بودهاند، مردان سریعتر به اقداماتی مانند خروج از خانه، حضور در خیابان و تأمین سوخت خودرو روی آوردهاند.
این تفاوت رفتاری را میتوان از دو منظر تحلیل کرد: نخست، نقشهای سنتی خانوادگی که هنوز در بحرانها فعال میشود (زن مراقب خانه، مرد مسئول تأمین مایحتاج و خروج اضطراری) و دوم، احساس کنترل و فرارپذیری که نزد مردان با خودرو و بنزین تعریف شده است.
اما جغرافیا نیز در زلزلهی رفتاری تهرانیها بیتأثیر نبود. ساکنان مناطق جنوبی و کمبرخوردارتر شهر، بیش از سایر مناطق به پمپبنزینها مراجعه کردهاند. این در حالی است که ساکنان شمال شهر، اگرچه از لحاظ روانی نیز آسیب دیدند، اما رفتارهای اضطرابی کمتری از خود نشان دادند.
از میان پاسخگویان، بیش از ۳۰ درصد قصد خروج از شهر را پس از وقوع زلزله جدی اعلام کردهاند و نزدیک به یکچهارم آنها در همان ساعات نخست، با خودرو از خانه خارج شدهاند. در این میان، ۲۳ درصد ابتدا به پمپبنزین مراجعه کردند. یعنی بنزین برای آنان، پیشنیاز تصمیم فرار بوده است.
همچنین دادهها نشان داد که در بین مراجعهکنندگان، افراد دارای تحصیلات متوسط و پایینتر بیش از گروههای دانشگاهی به پمپبنزین هجوم بردهاند؛ این امر از منظر روانشناسی بحران به نگرانیهای بیشتر نسبت به آینده و نداشتن منابع جایگزین تعبیر میشود.
پژوهشگران تأکید کردهاند که رفتار مردم در بحران، قابل تغییر و هدایت است. اما نه با نصیحت، بلکه باآموزش شهروندی در مواجهه با بحران،افزایش اعتماد به نهادهای مدیریت شهری،تمرینهای دورهای آمادگی بحران و ایجاد برنامههای جایگزین سوخترسانی اضطراری
کارشناسان پیشنهاد کردهاند که در کنار اطلاعرسانی صحیح و بهموقع، لازم است آموزشهای آمادگی در برابر بحران با تأکید بر کاهش رفتارهای هیجانی مانند هجوم به پمپبنزین در دستور کار قرار گیرد.
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ