نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
به گزارش اکوایران، جامعه ایرانی در سالیان اخیر با دغدغه جدی جدید دستوپنجه نرم میکند؛ مهاجرت. سالهای پیش با شنیدن واژه «مهاجرت» تصویری از مهاجرت نخبگان و دانشجویان ممتاز کشور در ذهنمان شکل میگرفت که به تعبیری «فرار مغزها» نامیده میشد؛ اما هر چه گذشت موجهای جدیدی از مهاجرتها به راه افتاد. مهاجرت پزشکان و پرستاران از کشور […]
به گزارش اکوایران، جامعه ایرانی در سالیان اخیر با دغدغه جدی جدید دستوپنجه نرم میکند؛ مهاجرت. سالهای پیش با شنیدن واژه «مهاجرت» تصویری از مهاجرت نخبگان و دانشجویان ممتاز کشور در ذهنمان شکل میگرفت که به تعبیری «فرار مغزها» نامیده میشد؛ اما هر چه گذشت موجهای جدیدی از مهاجرتها به راه افتاد. مهاجرت پزشکان و پرستاران از کشور نیز یکی از چالشهای مهم سیستم بهداشتی ایران در سالهای اخیر بوده است.
از «فرار مغزها» تا «مهاجرت تودهای»
اکوایران: در سالهای گذشته مسئله مهاجرت از ایران با مهاجرت نخبگان که به «فرار مغزها» مشهور بود، به ذهن میآمد؛ اما در سالیان اخیر میل به خروج از کشور وارد ابعاد جدیدی شده است و به یک همهگیری بدل شده است.
محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت در جلسه هیات دولت گزارشی از روند مهاجرت، پرستاران، پزشکان و متخصصان ارائه و اعلام کرد که این آمار در نیمه دوم سال ۱۴۰۳ با کاهش چشمگیر روبهرو بوده است. بر اساس گزارش وزیر بهداشت، روند مهاجرت پزشکان و پرستاران در سالهای اخیر به شرح زیر بوده است:
سال ۱۳۹۸: افزایش ۲۳۲ درصدی مهاجرت پزشکان نسبت به سال ۱۳۹۷.
سال ۱۳۹۹: کاهش ۸ درصدی نسبت به سال قبل، احتمالاً به دلیل محدودیتهای ناشی از شیوع کرونا.
سال ۱۴۰۰: افزایش ۱۰۲ درصدی.
سال ۱۴۰۱: افزایش ۴۲ درصدی.
سال ۱۴۰۲: افزایش ۶ درصدی.
سال ۱۴۰۳: کاهش ۱۸ درصدی در مجموع سال، با کاهش چشمگیر در نیمه دوم (شهریور تا اسفند).
در سال ۱۴۰۳، مهاجرت پرستاران کاهشی ۳۵ درصدی داشته است.
کاهش ماهانه مهاجرت پرستاران در نیمه دوم سال ۱۴۰۳ به ترتیب ۴۴، ۲۸، ۵۷، ۶۷، ۴۳، ۵۴ و ۵۴ درصد بوده است.
به گزارش ایرنا از وبدا، این آمارها توسط سازمان نظام پزشکی و سازمان نظام پرستاری تأیید شدهاند و همچنین مرجع صدور گواهی عدم سوءپیشینه فعالیت پزشکی (GoodSta۰nding) مورد بررسی قرار گرفته است.
آمارهایی که وزیر بهداشت مطرح کرد، خلاف روند افزایشی است که در سالهای گذشته به راه افتاده بود؛ اما کماکان میزان مهاجرت کادر درمان، به خصوص پزشکان و پرستاران از کشور بسیار بالاست و تهدیدی جدی برای سیستم سلامت، رفاه و اقتصاد کشور به حساب میآید.
زندگی در تعلیق؛ رویابافی مهاجرت نکردهها
آذرماه امسال گزارش تازهای درباره علل و انگیزههای مهاجرت ایرانیان منتشر شد.
طبق گزارشهای منتشر شده، تا نیمه نخست سال 1402 و نسبت به سال ۱۳۹۷، تعداد درخواست پزشکان برای دریافت گواهی حرفهای CGS حدود ۲۰۰ درصد افزایش یافته است. CGS مدرکی برای تایید حسن صلاحیت علمی و شغلی اعضای جامعه پزشکی است و شرط اشتغال پزشکان مهاجر در بسیاری از کشورهای دنیا، ارائه این گواهی است.
روزنامه «اعتماد» به نقل از یک منبع آگاه مینویسد: در سال ۱۴۰۰ بیش از چهار هزار پزشک، سال ۱۴۰۱ بیش از ۶ هزار پزشک و در نیمه اول امسال، بیش از سه هزار پزشک گواهی حرفهای CGS گرفتهاند و پیشبینی شده بود تا پایان 1402، مجموع گواهیهای صادر شده به ۱۰ هزار فقره برسد.
در نهایت نتایج بررسیهای انجامشده بر مقصد مهاجرت پزشکان و پرستاران نشان میدهد که در حال حاضر، محبوبترین کشورها برای عزیمت نخبگان حوزه سلامت کشور، اتحادیه اروپا، امریکا، کانادا، استرالیا و کشورهای حاشیه خلیجفارس است.
بر اساس آمار و ارقامی که منتشر میشود، از جمله مهمترین دلایل و پیامدهای افزایش مهاجرت کادر درمان، مسائل اقتصادی است. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، متوسط درآمد سالانه یک پزشک در ایران در سال ۲۰۱۹ حدود ۱۰ هزار دلار بوده که بسیار کمتر از کشورهای توسعه یافته است؛ بهعنوان مثال، متوسط درآمد سالانه یک پزشک در آمریکا حدود ۲۹۴ هزار دلار، در انگلستان حدود ۱۳۶ هزار دلار، در کانادا حدود ۲۵۸ هزار دلار، در استرالیا حدود ۲۰۷هزار دلار و در آلمان حدود ۱۱۱ هزار دلار است.
خروج نگرانکننده کادر درمان از کشور/ وضعیت مهاجرت پزشکان چگونه است؟
اکوایران: موج مهاجرت در کشور هر روز ابعاد تازهتری پیدا میکند و این امر پیامدهای منفی بسیاری را برای جامعه به همراه دارد. در این بین میزان مهاجرت پزشکان و کادر درمان نیز در حال افزایش است که یک تهدید بسیار جدی برای سیستم سلامت و اقتصاد کشور به حساب میآید.
کمبود نیروی کار در سیستم سلامت کشور، یکی از مهمترین پیامدهای افزایش مهاجرت نیروهای پزشکی و پرستاری است که باعث ایجاد شکاف بین نیازهای جامعه و تعداد نیروهای موجود در زمینه سلامت میشود.
فرسایش مغزی: مهاجرت پزشکان و پرستاران بهعنوان بخشی از فرسایش مغزی، در گام نخست سرمایه انسانی کشور را کاهش میدهد و میتواند در نهایت اعتماد عمومی به سیستم بهداشتی را کاهش میدهد.
فشار بر سیاستگذاری: از طرفی با تداوم مهاجرت، دولت تحت فشار قرار میگیرد تا سیاستهایی را برای حفظ نیروهای جایگزین اتخاذ کند. برای مثال، رئیس سازمان نظام پزشکی در سال آبان 1403 با انتقاد از بالا بودن میزان مهاجرت جامعه پزشکی، هشدار داد که برای جلوگیری از مهاجرت کادر درمان باید فضای کسبوکار را تسهیل کرد تا آنان به ماندن در کشور ترغیب شوند.
کاهش دسترسی به خدمات بهداشتی: کمبود پزشکان و پرستاران بهویژه در مناطق روستایی و محروم، دسترسی به خدمات بهداشتی را کاهش میدهد و نابرابریهای سلامتی را تشدید میکند.
افزایش بار کاری: کاهش تعداد نیروها، بار کاری را بر دوش پرسنل باقیمانده افزایش میدهد که میتواند به خستگی شغلی و کاهش کیفیت خدمات نیز منجر شود.
هزینههای آموزشی و جایگزینی: مهاجرت این افراد به معنای از بینرفتن بخش زیادی از سرمایهگذاریهای است که برای پرورش و کسب مهارت این افراد هزینه شده است؛ مهارتهای که کشورهای مقصد از آن بهترین بهره را میبرند. این در حالی است که دولت باید برای آموزش افراد جدید دوباره هزینه و سرمایهگذاری کند و حتی استخدام نیروهای خارجی نیز هزینهبر است.
کاهش کارایی اقتصادی: کمبود نیروی بهداشتی میتواند به کاهش سلامت عمومی و در نتیجه کاهش بهرهوری اقتصادی منجر شود. این نکته نباید فراموش شود که برای رسیدن به رشد اقتصادی، داشتن یک جامعه با افرادی سالم، امری ضروری است.
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ