نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
بررسی فایلهای عرضه بازار مسکن تهران نشان میدهد میانگین قیمت دلاری آپارتمانهای نوساز (حداکثر سه سال ساخت) در تهران به حدود ۱۳0۰ دلار در هر متر مربع رسیده است. این رقم حاکی از بازگشت قیمت دلاری مسکن به محدوده تاریخی پس از افت قابل توجه سالهای اخیر است. طبق دادههای بهروزرسانیشده، میانگین قیمت عرضه شده برای خرید هر متر مربع آپارتمان نوساز حدود ۲۴۰ میلیون تومان است. با نرخ فعلی دلار حدود ۱۷۸ هزار تومان، این رقم معادل تقریبی 1350 دلار محاسبه میشود.
از دهه ۱۳۸۰ تاکنون، قیمت دلاری هر متر مربع مسکن در تهران عمدتاً در محدوده ۱۱۰۰ تا ۱۲۰۰ دلار نوسان داشته و این بازه به عنوان سطح تعادلی بلندمدت بازار شناخته میشود.پس از جهش ارزی سال ۱۳۹۷ و کاهش موقت قیمت دلاری، این شاخص در دوره ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱ با ورود سرمایه از بازار سهام تا حدود ۱۶۰۰ دلار افزایش یافت. اما از سال ۱۴۰۲ به بعد، با وجود رشد قیمتهای ریالی، قیمت دلاری مسکن روند نزولی گرفت و در سال ۱۴۰۴ به محدوده ۸۰۰ تا ۹۰۰ دلار رسید.
اکنون در خرداد ۱۴۰۵، آپارتمانهای نوساز با قیمت دلاری 1350 دلار، بالاتر از میانگین تاریخی قرار دارند، هرچند با در نظر گرفتن املاک با سن بیشتر، میانگین قیمت دلاری بازار به سطوح پایین تری میرسد. بر اساس قاعده رایج بازار، ارزش املاک مسکونی معمولا به ازای هر سال افزایش سن، حدود ۱٫۵ درصد کاهش مییابد البته این رقم بسته به منطقه، کیفیت ساخت و شرایط نگهداری متفاوت است. بنابراین، میانگین قیمت دلاری کل بازار با احتساب آپارتمانهای میانسال و قدیمی احتمالا به محدوده ۱۱۰۰ تا ۱۲۰۰ دلار یا حتی کمتر نزدیک شود.
آیا رشد دلاری مسکن کامل شده است؟
در عین حال، برخی متغیرهای بنیادین بازار نشان میدهد روند قیمت دلاری مسکن همچنان تحت تأثیر عوامل تاثیرگذار قرار دارد. از یک سو، بر اساس گزارش مرکز آمار ایران، تورم سالانه نهادههای ساختمانی در زمستان ۱۴۰۴ به ۶۱.۸ درصد رسیده که از افزایش قابل توجه هزینه ساخت حکایت دارد. رشد هزینه زمین، مصالح و دستمزد نیز فشار افزایشی بر قیمت تمامشده واحدهای جدید وارد کرده است. از سوی دیگر، تحولات سیاسی و انتظارات ناشی از احتمال توافق یا کاهش ریسکهای سیاسی میتواند رفتار سرمایهگذاران در بازار داراییها را تغییر دهد. در چنین شرایطی میتوان گفت قیمت دلاری مسکن هنوز به طور کامل خود را با رشد هزینههای ساخت تطبیق نداده و روند بازگشت آن به سطوح بالاتر ممکن است ادامهدار باشد؛ هرچند جهتگیری نهایی بازار همچنان به روند نرخ ارز، شرایط اقتصادی و حجم معاملات وابسته خواهد بود.
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ