نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
از آسمان که به شهرهای آمریکا نگاه میکنید، خانهها تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند؛ ردیفهایی از سقفهای خاکستری و خیابانهای منظم که تنها استخرهای آبیرنگ میان آنها خودنمایی میکنند. اما پشت این ظاهر مشابه، یکی از بزرگترین و پیچیدهترین بازارهای جهان قرار دارد؛ بازاری ۳۴ تریلیون دلاری که ارزش آن تقریباً با کل بازار سهام آمریکا برابری میکند.
برای دههها، خرید و فروش خانه در آمریکا تحت سلطه مشاوران املاک بود. حدود دو میلیون نفر در این صنعت فعالیت میکردند و کمیسیونهای دریافتی آنها به دهها میلیارد دلار در سال میرسید. این هزینههای بالا نهتنها قیمت معاملات را افزایش میداد، بلکه باعث کاهش جابهجایی خانوارها و کاهش پویایی بازار مسکن میشد.
اما ورود فناوری قواعد بازی را تغییر داد. پلتفرمهایی مانند Zillow، Opendoor، Redfin و Compass تلاش کردند فرآیند خرید و فروش خانه را شفافتر، سریعتر و ارزانتر کنند. این شرکتها با استفاده از دادههای گسترده، ابزارهای قیمتگذاری آنلاین و مدلهای نوآورانه خرید مستقیم خانه، بخشی از قدرت سنتی مشاوران املاک را به چالش کشیدند.
مقاومت در برابر این تغییرات کم نبود. ساختارهای قدیمی بازار و شبکههای سنتی فروش سالها از مدلهای پرهزینه حمایت میکردند. با این حال، رقابت دیجیتال بهتدریج هزینهها را کاهش داد و قدرت چانهزنی بیشتری به خریداران و فروشندگان بخشید.
امروز بسیاری از مشاوران املاک برای بقا ناچار شدهاند از فناوری، داده و هوش مصنوعی استفاده کنند. تجربه بازار مسکن آمریکا نشان میدهد فناوری لزوماً یک صنعت را از بین نمیبرد؛ بلکه بازیگران آن را وادار میکند خود را با قواعد جدید سازگار کنند.
داستان بازار مسکن آمریکا در واقع روایت بزرگتری است؛ روایتی از برخورد فناوری با یکی از سنتیترین صنایع جهان و اینکه چگونه نوآوری میتواند ساختار یک بازار چند تریلیون دلاری را دگرگون کند.
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ