نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
ملادن آداموویچ، یکی از کارمندان سابق گوگل، در آوریل ۲۰۰۹ وبسایتی به نام نامبیو راهاندازی میکند تا کاربران بتوانند اطلاعات مربوط به هزینه زندگی در کشورهای مختلف و شهرها را به اشتراک بگذارند و با هم مقایسه کنند. نامبیو به کاربران کمک میکند تا بتوانند وضعیت زندگی در شهرها و کشورهای مختلف را به شکل ملموس و قابل مقایسه ببینند و تصمیمات مالی یا مهاجرتی خود را بهتر برنامهریزی کنند. این وبسایت بر اساس دادههایی که کاربران وارد میکنند، به سرعت رشد میکند و تا سال ۲۰۲۰، به بزرگترین پایگاه داده کاربرمحور جهان در زمینه اطلاعات شهری تبدیل میشود. ایران هم جزو ۱۱۲ کشوری است که دادههای آن در این پایگاه مقایسه و تحلیل میشود. شاخص کیفیت زندگی در این سایت بر اساس ترکیبی از هشت زیرشاخص محاسبه میشود که شامل قدرت خرید، ایمنی، بهداشت، هزینه زندگی، نسبت قیمت ملک به درآمد، زمان رفتوآمد، میزان آلودگی و شرایط آبوهوا. در ادامه، ما قصد داریم رتبه ایران در مقایسه با این ۱۱۲ کشور را از نظر دسترسی به مسکن بر اساس شاخصهای مدنظرنامبیاو مورد تشریح قرار دهیم.
معیارهای مختلف نامبیو برای ارزیابی بازار مسکن
وبسایت نامبیو برای تحلیل وضعیت مسکن، چندین شاخص کلیدی و متفاوت را محاسبه و ارائه میدهد. این شاخصها شامل نسبت قیمت به درآمد، بازده ناخالص اجاره، نسبت قیمت به اجاره و درصد هزینه وام نسبت به درآمد هستند. همچنین، بر اساس هر یک از این شاخصها، این وبسایت رتبهبندی کشورها و شهرها را ارائه میکند تا وضعیت دسترسی به مسکن به شکل قابل مقایسه نمایش داده شود. ما در این گزارش عمدتا از شاخص قیمت ملک به درآمد استفاده میکنیم، چون این شاخص به زبانی بسیار ساده و قابل فهم به ما پاسخ میدهد: «یک فرد با درآمد متوسط یک کشور، چند سال باید کار کند تا بتواند یک آپارتمان معمولی بخرد؟» این شاخص مثل یک ساعت شنی است که نشان میدهد سرعت خانهدار شدن در هر کشور چقدر است. عدد پایین، سرعت بالا (آسان) و عدد بالا، سرعت پایین این دسترسی را نشان می دهد.
خانهها چقدر از درآمد را میبلعند؟
نسبت قیمت به درآمد یکی از شاخصهای کلیدی برای سنجش دسترسی به مسکن است و معمولا به صورت نسبت میانگین قیمت آپارتمانها به درآمد خالص خانوار محاسبه میشود و به سالهای درآمد بیان میگردد. روش محاسبه نامبی او بر اساس چند فرض مشخص طراحی شده است، درآمد خالص خانوار برابر با ۱.۵ برابر میانگین حقوق خالص در نظر گرفته میشود (با فرض فعال بودن ۵۰٪ از نیروی کار زنان)، اندازه میانگین آپارتمان ۹۰ متر مربع فرض شده و قیمت هر متر مربع میانگین قیمتها در مرکز شهر و مناطق خارج از مرکز است با استفاده از روش محاسبه وبسایت نامبیو، نسبت قیمت مسکن به درآمد در ایران حدود ۱۷ برابر درآمد سالانه خانوار برآورد میشود برای رسیدن به این تحلیل، دادههای مختلفی از بازار مسکن ایران جمعآوری شده است. این دادهها شامل اجاره ماهانه و قیمت خرید آپارتمانهای یک و سه خوابه در مرکز و خارج از مرکز شهر و همچنین میانگین درآمد ماهانه خانوار، حدود ۲۵۰ دلار آمریکا است.اطلاعات یادشده از طریق مشارکت کاربران، منابع دولتی، وبسایت فروشگاهها، منوهای رستورانها، اطلاعات حملونقل عمومی و تعرفه تاکسیها جمعآوری و با دقت راستیآزمایی شدهاند. با استفاده از این روش، نسبت قیمت به درآمد برای ایران برابر با ۱۷.۲ محاسبه شده است.این شاخصها تصویری روشن از دسترسی خانوارها به مسکن در ایران ارائه میکنند و امکان مقایسه با دیگر کشورها را فراهم میسازند.
بر اساس دادههای وبسایت نامبیو ، ایران در رتبه ۸۹ از نظر نسبت قیمت مسکن به درآمد قرار دارد. نکته قابل توجه این است که تا رتبه ۳۶ این شاخص زیر عدد ۱۰ است، به این معنا که در بسیاری از کشورها خرید خانه نسبت به درآمد خانوار کمتر از 10 سال پس انداز حقوق است و فشار مالی نسبتا کمتری وجود دارد. جایگاه 89ام برای ایران نشان میدهد که دسترسی به مسکن در مقایسه با اکثر کشورهای مورد بررسی، بهشدت محدود و گران است و خانوارها برای خرید یک آپارتمان استاندارد باید بیش از ۱۶ تا ۱۷ سال درآمد خود را پسانداز کنند.
فشار وام مسکن روی خانوارها: ایران در سختترین وضعیت
شاخص نسبت وام مسکن به درآمد در ایران برابر با ۳۷۰.۷۴٪ گزارش شده است. این شاخص نشان میدهد که پرداخت ماهانه وام مسکن برای خرید یک آپارتمان استاندارد ۹۰ متری، بیش از ۳.۷ برابر درآمد خالص ماهانه یک خانوار است و بنابراین فشار مالی بسیار بالایی ایجاد میکند. این عدد در نگاه اول عجیب به نظر میرسد، زیرا در واقع بسیاری از بانکها در ایران وام کافی برای خرید خانه نمیدهند و اقساط واقعی دربلندمدت کمتر از سه برابر درآمد متوسط خانوار است. علت این اختلاف، روش محاسبه نامبیاو است. روش محاسبه این شاخص به گونهای است که فرض میشود وام مسکن برای کل قیمت ملک و برای دوره ۲۰ ساله در نظر گرفته میشود و قیمت هر متر مربع، میانگین قیمتها در مرکز شهر و مناطق خارج از مرکز است. بر اساس همین شاخص خرید مسکن برای خانوارها بسیار دشوار است و توان مالی محدودی برای تأمین هزینه وام وجود دارد.در کنار این، متوسط حقوق خالص ماهانه خانوار ۲۵۰.۳۷ دلار و نرخ بهره وام مسکن ۲۰ ساله ۲۲.۷۸٪ است.
تصویر منتشر شده فشار وام مسکن روی خانوارها را در چهار کشور ایران، ترکیه، روسیه و آمریکا نشان میدهد هرچه عدد بالاتر باشد، فشار مالی بیشتر است. بر اساس دادههای ، ایران با شاخص ۳۷۰ درصد یکی از بالاترین فشارهای وام را دارد و در رتبه ۱۰۵ از میان ۱۱۲ کشور مورد بررسی قرار گرفته است. در مقابل، آمریکا با شاخص حدود ۳۰ درصد دومین رتبه را دارد و بهترین استطاعت پرداخت وام را برای خانوارها فراهم میکند. روسیه و ترکیه نیز با شاخصهای نزدیک به ۲۷۵ تا ۲۸۰ درصد در جایگاه میانی قرار دارند و نشان میدهند خانوارها در این کشورها با فشار مالی متوسط مواجهاند.
نمودار حبابی، رابطه بین متوسط درآمد ماهانه و قیمت هر متر مربع آپارتمان در مرکز شهر را نمایش میدهد. اندازه هر حباب نمایانگر شاخص استطاعت وام است؛ ایران با حباب کوچک و پایین نمودار، هم درآمد کمتر دارد و هم توان پرداخت وام محدود است، در حالی که آمریکا با حباب بزرگ و موقعیت بالاتر، شرایط مناسبی برای دسترسی به مسکن دارد.
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ