نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
بهروز شیخ رودی؛کارشناس مالیه و اقتصاد شهری بااشاره به برنامه چهارم مدیریت شهری تهران گفت:برنامه چهارم تحول و پیشرفت شهر تهران بر مبنای تحقق عدالت شهری 1401- 1404 را زاکانی و همکارانش تهیه و برای تصویب به شورای ششم تقدیم کرد،این برنامه که ملاک عملی فعلی شهرداری تهران است،آینه واقعیت های حاکم بر رویکردها و […]
بهروز شیخ رودی؛کارشناس مالیه و اقتصاد شهری بااشاره به برنامه چهارم مدیریت شهری تهران گفت:برنامه چهارم تحول و پیشرفت شهر تهران بر مبنای تحقق عدالت شهری 1401- 1404 را زاکانی و همکارانش تهیه و برای تصویب به شورای ششم تقدیم کرد،این برنامه که ملاک عملی فعلی شهرداری تهران است،آینه واقعیت های حاکم بر رویکردها و اقدامات شورای شهر و شهرداری درمدیریت شهری دوره ششم به شمار می آید.مبارزه با فساد از مجموع 144 حکم این برنامه تنها یک حکم را به خود اختصاص داده است، شورای شهر در حکم 111 این برنامه مقرر کرده است تا شهرداری تهران نسبت به انتشار برخط تمامی اطلاعات و دادهها براساس مصوبات موضوعه بر روی سامانه شفاف به منظور ایجاد شفافیت، جلوگیری از تعارض منافع و پیشگیری از فساد در طول سالهای برنامه اقدام کند. این همه هم و غم چمران و همکارانش و تنها تکلیفی است که برای زاکانی به منظور مبارزه با فساد در احکام برنامه چهارم شهر تهران وضع کرده اند! این واقعیت در حالی پیش روی ما قرار دارد که حامیان و هواداران زاکانی در هنگام انتخاب او به عنوان شهردار تهران را زنگ خطری برای مفسدان در شهرداری دانسته بودند و از زاکانی به عنوان فردی که حضورش منجر به زمینه تغییر رویه ها در شهرداری خواهد شد نام بردند،اما در واقعیت شاهد آن هستیم که تنها تکلیف پیش بینی شده برای شهرداری تهران در برنامه چهارم برای مبارزه با فساد انتشار برخط تمامی اطلاعات و دادهها روی سامانه شفاف است تا این انتشار اطلاعات با ایجاد شفافیت زمینه جلوگیری از تعارض منافع و پیشگیری از فساد را فراهم کند.
معاون پیشین محاسبات و پایش عملکرد شورای شهر تهران در ادامه گفت: در مدیریت شهری دوره ششم متاسفانه برخلاف آنچه زاکانی دربرنامه پیشنهادیش به شورای شهر حرف از توجه به اولویت بالغ بر45 درصد مردم تهران که مبارزه با فساد اداری در شهرداری را به عنوان اولین اقدام ضروری در شهر را به عنوان شهردار ترجیح داده بودند،شاهد بی توجهی شهرداری در هنگام تهیه لایحه و شورای شهر در هنگام تصویب برنامه چهارم به موضوع مبارزه با فساد هستیم، وقتی 45 درصد مردم تهران آن طور که آقای زاکانی ادعا کرده بودند مطالبه اولشان از شهردار تهران«مبارزه با فساد اداری در شهرداری» است، پیش بینی یک حکم برای این موضوع نمی تواند پاسخگوی مطالبه این گروه از مردم باشد و یک نشانه غیر قابل انکار در عدم اولویت دار بودن مساله مبارزه با فساد اداری برای شورا و شهرداری در مدیریت شهری ششم است.
این کارشناس مالیه و اقتصاد شهری در ادامه با مقایسه تکالیف برنامه سوم و چهارم شهر تهران خاطر نشان کرد:برای روشن شدن ابعاد بی توجهی شورای ششم در احکام برنامه چهارم نسبت به مساله مبارزه با فساد خوب است نسبت به مقایسه تکالیف مقرر توسط آقای چمران و همکارانش در شورای ششم با تکالیف مقرر شورای پنجم در برنامه سوم شهر تهران برای مبارزه با فساد در شهرداری بپردازیم تا فرق سیاستگذاری شعار زده و سیاستگذاری مساله محور روشن شود.چمران و همکارانش در تنها حکم برنامه چهارم شهر تهران؛شهرداری را مکلف به انتشار برخط تمامی اطلاعات و دادهها براساس مصوبات موضوعه بر روی سامانه شفاف به منظور ایجاد شفافیت، جلوگیری از تعارض منافع و پیشگیری از فساد در طول سالهای برنامه کردند. پیش از این شورای پنجم در برنامه سوم شهر تهران؛شهرداری را مکلف کردند تا به منظور بازسازی سرمایه اجتماعی مدیریت شهری با رویکرد ایجاد شفافیت و پاسخگویی برای مقابله با فساد و ارتقاء سلامت اداری بر اساس فرایندهای شناسایی و اولویتبندی شده در سند راهبردی مقابله با فساد، نسبت به تدوین و ارائه برنامه عملیاتی در شش ماه اول اقدام کند.اعضاء شورای پنجم به همین منظور چهار تکلیف دیگر را بر عهده شهرداری نهادند و خواستار «هوشمندسازی فرایندهای اولویتدار محمل فساد»،«استقرار نظام مدیریت، شناسایی و کشف تخلف و تقلب مبتنی بر فناوریهای تحلیل داده»،«ارائه سازوکار حمایت حقوقی و مادی از گزارشگران فساد در شهرداری»،«سنجش و انتشار عمومی سالانه شاخصهای فساد و شفافیت» شدند. همچنین مقرر کردند تا شهرداری در شش ماهه اول برنامه، نسبت به تدوین شیوهنامههای لازم جهت ارتقاء سلامت اداری و مقابله با فساد اقدام نموده و آن را به تصویب شورای شهر برساند.این آینه واقعی تکالیف مقرر در برنامه سوم مصوب شورای پنجم با ریاست محسن هاشمی رفسنجانی و برنامه چهارم مصوب شورای ششم با ریاست مهدی چمران است و قطعا مردم بهترین قضاوت را درباره ادعاها و شعارهای اعضاء شورا درمبارزه با فساد در شهرداری را دارند.
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ