نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
بازار مسکن در حال حاضر در رکود قرار دارد و وضعیت ساختوساز چندان مطلوب نیست، اما ریشه این مشکل به ماهیت سرمایهای مسکن و شرایط اقتصاد کلان بازمیگردد.
مسکن بهعنوان یک کالای سرمایهای، سرمایهگذاری بلندمدت محسوب میشود و برخلاف اجاره که یک شاخص مصرفی است، ارزش آن در طول زمان حفظ یا رشد میکند. همین موضوع باعث میشود فعالیت در بخش ساختوساز ذاتاً ریسکپذیر باشد و نیازمند بازدهی مطمئن سرمایه باشد. دولت، بهعنوان بازیگر مستقیم در بازار سرمایهای، معمولاً قادر به تخصیص بهینه منابع نیست. تجربه پروژههایی مانند مسکن مهر و مسکن ملی نشان داده که دخالت مستقیم دولت نهتنها مشکلات را حل نکرده، بلکه گاه منابع را نادرست تخصیص داده است. بنابراین سؤال اصلی این نیست که چرا دولت مسکن نمیسازد، بلکه چرا بخش خصوصی به دلیل ریسک بالا و شرایط نامطلوب اقتصاد کلان، سرمایهگذاری در مسکن را کاهش داده است. اقتصاد کلان ایران طی سالهای اخیر وضعیت مناسبی نداشته و تشکیل سرمایه پایین مانده است. تورم بالا و ناپایداری اقتصادی نیز موجب شده سرمایهگذاران بخش خصوصی از پروژههای بلندمدت مانند ساخت مسکن فاصله بگیرند. این عقبنشینی بهوضوح در آمار پروانههای ساختمانی مشاهده میشود که طی چند سال اخیر کاهش قابل توجهی داشته و نشاندهنده کاهش انگیزه سرمایهگذاری بخش خصوصی است. همچنین تسهیلات بانکی اختصاص یافته به بخش مسکن نسبت به نیازها بسیار محدود است و قدرت تغییر واقعی در بازار را ندارد. بحران بانکی و محدودیتهای مالی بانکها نیز این وضعیت را تشدید کرده است. علاوه بر این، بازار زمین تحت کنترل نهادهای دولتی است و عرضه محدود شده، که مانع رشد طبیعی ساختوساز میشود. راهحلهای مؤثر مشخص است: اول، ثبات اقتصاد کلان و کاهش تورم، که بهتنهایی میتواند سرمایهگذاری را به بازار مسکن بازگرداند. دوم، بهبود شرایط بانکها و ایجاد انگیزه برای بانکداری سالم. سوم، تأمین مالی مسکن از طریق ابزارهای متنوع بازار، بدون دخالت مستقیم دولت و با اجازه دادن به خلاقیت بخش خصوصی. در نهایت، ساخت مسکن توسط دولت نهتنها مشکل را حل نمیکند، بلکه کسری بودجه و تورم را افزایش میدهد. بازگشت نقش بخش خصوصی و ایجاد ثبات در اقتصاد، تنها مسیر پایدار برای احیای بازار مسکن است.
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ