نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
به گزارش اکوایران،ایران امروز با بحران آب و به تبع آن با فرونشست زمین روبهرو است؛ بحرانی که زندگی میلیونها نفر را تهدید میکند و پیامدهای گستردهای دارد. کاهش مستمر بارشها، افزایش مصرف بیرویه، برداشت غیرمجاز از سفرههای زیرزمینی و مدیریت ناکارآمد منابع آبی شرایط را بهگونهای رقم زده که امنیت آبی میلیونها نفر به […]
به گزارش اکوایران،ایران امروز با بحران آب و به تبع آن با فرونشست زمین روبهرو است؛ بحرانی که زندگی میلیونها نفر را تهدید میکند و پیامدهای گستردهای دارد. کاهش مستمر بارشها، افزایش مصرف بیرویه، برداشت غیرمجاز از سفرههای زیرزمینی و مدیریت ناکارآمد منابع آبی شرایط را بهگونهای رقم زده که امنیت آبی میلیونها نفر به خطر افتاده است.
به گزارش ایرنا،فرونشست زمین نیز تهدیدی جدی برای کشاورزی، سکونتگاهها و شبکههای ارتباطی است و اثرات آن گاهی از زلزله نیز خطرناکتر است. اگرچه بیش از ۱۵۰ کشور جهان با فرونشست مواجه هستند و برخی مانند چین با راهکارهای مهندسی و مدیریت منابع آب توانستهاند تا حدی آن را کنترل کنند، ایران به دلیل برداشت نامتعادل و شرایط جغرافیایی ویژه نزدیک به نیمی از دشتهای خود را در معرض این خطر میبیند.
این بحران دوگانه—کمآبی و فرونشست— نیازمند توجه فوری و اقدامات جدی است. پژوهش در این پرونده با تمرکز بر «پژوهشهای تحلیلی» و «مصاحبه با صاحبنظران و اساتید» تلاش میکند ابعاد مختلف این مسئله حیاتی را بررسی و راهکارهای ممکن را مطرح کند.
گزارش پیشرو خلاصهای از یک مقاله پژوهشی با عنوان «تحلیل جامع فرونشست زمین در ایران: مروری سیستماتیک به وضعیت فعلی» (۱) است که است که عاطفه حصارکیزاد و همکارانش با رویکردی دقیق و منسجم به جمعآوری و تحلیل ۷۶ مطالعه انجام شده در ۲۱ استان کشور پرداختهاند تا الگوها و روندهای فرونشست را بهروشنی شناسایی کرده و بستری مناسب برای برنامهریزی و مدیریت بهتر این مخاطره فراهم آورند.
در مقاله حاضر وضعیت فرونشست زمین در استانهای شمالغربی و غربی ایران شامل آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، زنجان، کردستان و کرمانشاه بررسی شده است. مرور سیستماتیک مطالعات نشان میدهد که نرخ فرونشست در این مناطق بسیار متغیر و در بسیاری از موارد نگرانکننده است. به عنوان نمونه دشت مشکینشهر تا ۹.۳۵ سانتیمتر، دشت سلماس تا ۱۱ سانتیمتر و دشت قروه نیز به طور میانگین ۱۱ سانتیمتر در سال دچار فرونشست شدهاند.
در برخی مناطق نیز افزایش شدید نرخ فرونشست در سالهای اخیر گزارش شده است؛ برای مثال در دشت هریس میزان فرونشست از ۱.۲ سانتیمتر (در فاصله ۲۰۱۰–۲۰۰۶) به ۱۵ سانتیمتر (در فاصله ۲۰۱۹–۲۰۱۶) افزایش یافته است. این افزایش به ویژه در سالهای اخیر به تغییرات اقلیمی، رشد جمعیت و افزایش نیاز به آب نسبت داده شده است.
نتایج این مطالعات به روشنی نشان میدهد که برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی مهمترین عامل تشدید فرونشست در این استانهاست. همزمانی این پدیده با افزایش جمعیت، گسترش کشاورزی و کاهش منابع آبی، تأثیرات مخربی بر زیرساختهای شهری، کشاورزی و زیستمحیطی این مناطق خواهد داشت.
در مورد وضعیت فرونشست در استانهای البرز، قزوین، مرکزی و قم نتایج پژوهشها نشان میدهد که میزان نشست زمین در این مناطق نیز به طور قابلتوجهی بالا بوده است. در دشت هشتگرد سالانه ۴.۷ سانتیمتر فرونشست ثبت شده، در قزوین و قم ۳ سانتیمتر، در علیآباد ۱۶ سانتیمتر و در شازند ۶ سانتیمتر. در مورد دشت کرج ۲ مطالعه با بازههای زمانی متفاوت، ارقام نگرانکنندهتری ارائه دادهاند: یکی ۱۷.۵ سانتیمتر در سال (۲۰۱۴–۲۰۲۱) و دیگری تا ۳۰ سانتیمتر در سال (۲۰۱۶–۲۰۲۱). همچنین میزان فرونشست در شهرهای همدان–بهار ۴.۷ و در اراک ۱ سانتیمتر گزارش شده است.
بر اساس مرور سیستماتیک این پژوهشها، یک عامل مشترک در همه مناطق دیده میشود: برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی به عنوان عامل اصلی فرونشست. افزایش نیاز آبی برای کشاورزی، رشد شهرنشینی و عدم مدیریت صحیح منابع در حال فرسایش پنهان زیرساختهای حیاتی کشور است. تداوم این روند میتواند تهدیدی جدی برای امنیت آب، محیط زیست و حتی حیات اقتصادی این نواحی باشد.
برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی مهمترین عامل تشدید فرونشست در استانهای شمالغربی و غربی ایران است. همزمانی این پدیده با افزایش جمعیت، گسترش کشاورزی و کاهش منابع آبی، تأثیرات مخربی بر زیرساختهای شهری، کشاورزی و زیستمحیطی این مناطق خواهد داشت.
مرور نظاممند پژوهشهای انجام شده در استانهای خراسان رضوی، گلستان و سمنان نشان میدهد پدیده فرونشست زمین در این مناطق به سطح نگرانکنندهای رسیده است. در دشت جوین فرونشستی برابر با ۶.۴ سانتیمتر در سال، در سبزوار ۲ سانتیمتر و در نیشابور ۱۰ سانتیمتر گزارش شده است.
در مشهد یکی از پرجمعیتترین شهرهای ایران، میزان فرونشست سالانه بین حداقل ۱۴ تا حداکثر ۲۳ سانتیمتر بوده که از بحرانیترین ارقام در سطح کشور به شمار میرود. در استان گلستان نیز دشت گرگان سالانه حدود ۵ سانتیمتر نشست داشته است. در استان سمنان نیز شرایط بهشدت هشداردهنده است؛ میزان فرونشست در خود شهر سمنان بین ۱۰ تا ۱۳ سانتیمتر و در ایوانکی حدود ۱۱ سانتیمتر در سال گزارش شده است.
تحلیل دادهها نشان میدهد که ۲ عامل اصلی در بروز این پدیده نقش دارند: برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی و فعالیتهای تکتونیکی (زمینساختی) خشکسالی، توسعه ناپایدار کشاورزی و رشد جمعیت شهری بدون توجه به ظرفیتهای آبی مناطق، موجب فشار مضاعف بر سفرههای زیرزمینی شده که نتیجهاش، نشست تدریجی و پرخطر زمین است. ادامه این روند میتواند زیرساختها، منابع طبیعی و حتی ایمنی انسانی را در این مناطق با تهدید جدی مواجه کند.
پژوهش حصارکیزاد نشان میدهد مرور سیستماتیک پژوهشها درباره فرونشست زمین در استانهای اصفهان، یزد و خوزستان با بحران جدی نشست زمین مواجهاند. در دشت مهیار از استان اصفهان، میزان فرونشست سالانه بین ۶.۴ تا ۸.۲ سانتیمتر برآورد شده و در دشت نجفآباد نیز این میزان به ۷.۷ سانتیمتر در سال میرسد. در استان یزد، دشت ابرکوه با فرونشستی بین ۵.۵ تا ۱۲ سانتیمتر در سال یکی از بحرانیترین نقاط به حساب میآید. همچنین در دشت دزفول از استان خوزستان، میزان نشست زمین حدود ۵.۹ سانتیمتر گزارش شده است.
بررسیها نشان میدهد که برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی و همچنین انحلال سازندهای آهکی از مهمترین عوامل موثر بر این پدیده هستند. این ترکیب عوامل علاوه بر کاهش سطح زمین، میتواند منجر به ایجاد شکافها و آسیبهای جدی به زیرساختهای حیاتی، زمینهای کشاورزی و بافت شهری شود. شدت این فرونشستها زنگ خطری برای امنیت آب، کشاورزی و توسعه پایدار در مناطق مرکزی و جنوب غربی ایران است.
بنا به نوشته حصارکیزاد و همکارانش، مرور پژوهشها نشان میدهد که استانهای فارس، کرمان و هرمزگان نیز با نرخهای بالای فرونشست روبهرو هستند. بیشترین میزان فرونشست به دشتهای دیندارلو (۳۰ سانتیمتر در سال) و قرهباغ (۲۸.۶ سانتیمتر) مربوط است. در سایر مناطق هم مانند جیرفت (۱۲ سانتیمتر)، میناب (۱۳ سانتیمتر)، کرمان (۶ سانتیمتر)، مرودشت (۲.۵) و نورآباد (۴) این پدیده با شدتهای مختلف دیده میشود.
مهمترین دلایل فرونشست در این استانها شامل برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، فعالیتهای تکتونیکی و فشار سازههای سنگین اعلام شدهاند؛ عواملی که اگر مدیریت نشوند، تهدیدی جدی برای منابع طبیعی و زیرساختهای شهری خواهند بود.
در مقاله حاضر آمده است که در استان تهران به ویژه به عنوان پایتخت پرجمعیت کشور پدیده فرونشست زمین به یکی از جدیترین چالشهای زیستمحیطی و شهری تبدیل شده است. مطالعات انجام شده بین سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۰ نشان میدهند که نرخ فرونشست در نقاط مختلف استان تهران بین ۳ تا ۴۳ سانتیمتر در سال متغیر است؛ عددی بسیار هشداردهنده برای پایداری زیرساختها و ایمنی شهری.
فرونشست زمین تقریباً در سراسر کشور گسترده است و نرخ آن در برخی مناطق نگرانکننده است.
در شهرستانهای اطراف نیز این پدیده کاملاً مشهود است؛ شهریار با ۱۱ تا ۲۷ سانتیمتر و ورامین با ۲۰ سانتیمتر فرونشست در سال از نقاط بحرانی استان به شمار میروند. برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی و بارگذاری سازههای سنگین از اصلیترین عوامل این پدیده در تهران معرفی شدهاند.
حصارکیزاد و همکاران در بخش مرور سیستماتیک مطالعات تطبیقی، پژوهشهایی را بررسی کردهاند که به مقایسه وضعیت فرونشست در ۲ یا چند منطقه پرداخته بودند. نتایج این بخش نشان میدهد که فرونشست زمین تقریباً در سراسر کشور گسترده است و نرخ آن در برخی مناطق نگرانکننده است. برای نمونه، شهریار–کرج بین ۲.۳ تا ۱۳.۶سانتیمتر در سال، قروه ۱۷، فسا–داراب ۲۵ و نوق و بهرمان ۳۰ سانتیمتر در سال فرونشست داشتهاند.
در سایر نقاط مانند دامنه– داران، یزد– اردکان، گرگان– آققلا– علیآباد، شبستر– صوفیان، جعفرآباد، قنوات و همدان– بهار نیز نرخهایی از ۱ تا ۱۵ سانتیمتر در سال گزارش شده است. عاملهای اصلی بروز این پدیده در بیشتر مطالعات برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی، انحلال سازندهای آهکی، تحرکات تکتونیکی و وزن تاسیسات سنگین بودهاند.
حصارکیزاد و همکاران معتقد هستند که با توجه به موقعیت جغرافیایی ایران که در منطقهای زلزلهخیز و مستعد فرونشست قرار دارد، مدیریت این مخاطره زمینشناختی به یک ضرورت حیاتی تبدیل شده است. یکی از خلأهای موجود در مدیریت این پدیده، فقدان یک الگوی جامع، منسجم و سیستماتیک برای مطالعه، تحلیل و مقابله با آن است. تدوین چنین الگویی میتواند شامل مراحل مختلفی باشد: گردآوری و تجمیع دادههای مرتبط، شناسایی عوامل مؤثر در بروز فرونشست (از جمله برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی، عوامل زمینساختی و نوع خاک)، تعیین مناطق پرخطر و ارائه راهکارهای اجرایی برای مدیریت و کاهش مخاطره.
برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی عامل اصلی فرونشست در اکثر مناطق بوده و عوامل دیگری مانند فعالیتهای تکتونیکی، وزن سازهها و انحلال سازندهای آهکی نیز در بروز فرونشست مؤثر هستند.
این الگو نه تنها برای جامعه علمی و پژوهشی مفید خواهد بود بلکه به تصمیمگیران اجرایی، سازمانهای مدیریت بحران، شهرداریها و نهادهای مرتبط کمک میکند تا با شناخت دقیقتر شرایط، برنامهریزیهای بلندمدت و پیشگیرانه انجام دهند. همچنین این مدل میتواند در حفظ زیرساختهای شهری، کاهش خسارات اقتصادی و انسانی، ارتقای تابآوری جوامع محلی و افزایش سطح آگاهی عمومی نسبت به پدیده فرونشست نقش مهمی ایفا کند. در نتیجه تدوین و اجرای چنین الگویی، گامی اساسی در بازنگری سیاستها و اقدامات پیشگیرانه در حوزه مدیریت مخاطرات طبیعی ایران خواهد بود.
در مقاله حاضر برای مقابله با فرونشست زمین راهبردهای متعددی پیشنهاد شده است:
– مدیریت منابع آب با برنامهریزی پایدار و کنترل برداشت آبهای زیرزمینی
– تقویت و تثبیت ساختار خاک با روشهای مهندسی
– رعایت اصول مهندسی در ساخت و سازها
– افزایش آموزش و آگاهی عمومی
– انجام مطالعات دقیق زمینشناسی
– نظارت مستمر با استفاده از فناوریهای نوین
– تحلیل دادهها و پیشبینی روند فرونشست
توسعه روشهای پیشگیری و مداخله مؤثر و همچنین همکاری بین نهادهای مختلف دولتی، دانشگاهی و مردمی.
نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد؛ میزان فرونشست در دشتهای مختلف کشور متفاوت است و برخی نقاط مانند دشت تهران، کرج، دیندارلو، نوق و بهرمان با مقادیر فرونشست بالای ۲۸ سانتیمتر در سال مواجه هستند.
تفاوت میزان فرونشست در استانها ناشی از ترکیب عوامل زمینشناسی، آبوهوایی، فعالیتهای انسانی و خصوصیات خاک و سنگهای منطقه است.
فرونشست زمین، بمب ساعتی زیر پای شهرها و کشاورزی ایران
اکوایران: عیسی بزرگ زاده، سخنگوی صنعت آب میگوید: واقعیت این است که از ۶۰۹ دشتی که در کشور وجود دارد قریب به ۷۰ درصد آن ممنوعه و بحرانیاند. ما در طول چند دهه گذشته با اضافه برداشت از این منابع روند توسعه ناپایدار را به جلو سوق دادیم.
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ