نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
به گزارش اکوایران، بر اساس بند (د) ۱۱۳ قانون برنامه پنج ساله هفتم توسعه کشور، از این پس پروندههای تصادفات منجر به جرح در دادگستریها رسیدگی نمیشود و رسیدگی به این پروندهها به فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران واگذار شده است. به گزارشی از ایسنا، در بند (د) این قانون آمده است: بهمنظور تسریع در رسیدگی […]
به گزارش اکوایران، بر اساس بند (د) ۱۱۳ قانون برنامه پنج ساله هفتم توسعه کشور، از این پس پروندههای تصادفات منجر به جرح در دادگستریها رسیدگی نمیشود و رسیدگی به این پروندهها به فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران واگذار شده است.
به گزارشی از ایسنا، در بند (د) این قانون آمده است: بهمنظور تسریع در رسیدگی به تصادفات رانندگی منتهی به صدمات بدنی غیرعمدی بهاستثنای موارد موضوع مواد (۷۱۴) و (۷۱۵) کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی (تعزیرات و مجازاتهای بازدارنده)، فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران مکلف است راسا یا از طریق کارشناس تصادفات علت وقوع حادثه را تعیین و مصدوم را به پزشکی قانونی معرفی نماید. گزارش کارشناس تصادفات و گزارش پزشکی قانونی حسب مورد توسط فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران و سازمان پزشکی قانونی کشور از طریق سامانه ابلاغ الکترونیک قضایی (ثنا) به طرفین و شرکت بیمهگر یا صندوق تامین خسارتهای بدنی ابلاغ میشود. قوه قضائیه مکلف است امکان ابلاغ موضوع این حکم را از طریق سامانه ابلاغ الکترونیک قضایی (ثنا) فراهم نماید. چنانچه به نظرات مذکور ظرف مهلت یکهفته پس از ابلاغ، اعتراض نشود بیمهگر یا صندوق مکلف است بدون نیاز به رای دادگاه و حداکثر ظرف بیست روز پس از پایان مهلت اعتراض، نسبت به پرداخت خسارات بدنی به زیاندیده مطابق نظریه پزشکی قانونی اعم از اولیه یا نهایی اقدام نماید. در صورت اعتراض، مراتب توسط فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی ایران ثبت و پرونده با شکایت شاکی، جهت رسیدگی به مرجع قضایی ارجاع میشود.
یاراله کاکولوند، معاون قضایی دادگستری و رئیس شورای حل اختلاف استان لرستان در رابطه با اجرای این قانون و اهمیت آن، اظهار کرد: گاهی پروندههایی در دستگاه قضایی مطرح میشود که ماهیت قضایی نداشته و نیاز به رسیدگی قضایی ندارند؛ از جمله این موارد میتوان به پروندههای تصادفات جرحی و پروندههای موضوع حصر وراثت اشاره کرد. بر همین اساس، در برنامه پنج ساله هفتم توسعه کشور به منظور کاهش بار پروندههای ارجاعی به دستگاه قضایی و در بند (د) ماده ۱۱۳ این قانون، فراجا، پزشکی قانونی، صندوق پرداخت خسارات بدنی و شرکتهای بیمهای مکلف شدند که به پروندههای تصادفات جرحی رسیدگی کنند.
او همچنین افزود: بر اساس این قانون، از این پس در تصادفات منجر به جرح، طرفین تصادف (مقصر و زیاندیده) به نیروی انتظامی مراجعه کرده و با حضور ماموران نیروی انتظامی و راهنمایی و رانندگی کروکی تصادف تنظیم و در اختیار مقصر حادثه، شخص زیاندیده و شرکتهای بیمه قرار میگیرد. پس از تنظیم کروکی طرفین هفت روز فرصت دادند به کروکی تنظیم شده اعتراض کنند. در صورتی که اعتراضی از سوی هر کدام از طرفین ثبت نشود، شرکت بیمه موظف است ظرف مدت ۲۰ روز نسبت به پرداخت دیه به حساب زیان دیده اقدام کند.
رئیس شورای حل اختلاف استان لرستان ادامه داد: در گذشته رسیدگی به این پروندهها حداقل شش ماه طول میکشید و مردم برای پیگیری خسارت خود متحمل رنج فراوانی میشدند. از سوی دیگر شرکتهای بیمهای نیز متحمل خسارت میشدند، چرا که در برخی موارد رسیدگی به یک پرونده به سال جدید کشیده میشد و چون دیه تصادفات هر سال افزایش مییابد، باید دیه بر اساس نرخ جدید محاسبه و در واقع اینجا به شرکتهای بیمه نیز خسارت وارد میشد. اما در حال حاضر پس از گذشت ۲۰ روز از تنظیم کروکی، مبلغ دیه به حساب زیان دیده وارد و از اطاله دادرسی در این پروندهها جلوگیری میشود.
او در پاسخ به این سوال که آیا از این پس پرونده تصادفات منجر به فوت نیز به همین طریق رسیدگی خواهد شد؟ گفت: براساس قانون جدید، پرونده تصادفات منجر به فوت و قطع عضو، تصادفاتی که منجر به مرض غیر قابلعلاج، از کار افتادن حواس یا عضو، تغییر شکل دائمی عضو یا سقط جنین میشوند همچنان در صلاحیت دادگاه است.
کاکولوند ادامه داد: همچنین پرونده تصادفاتی که جنبه عمومی دارند نیز در دادگستری رسیدگی خواهد شد و تنها جنبه خصوصی تصادفات در صلاحیت نیروی انتظامی، پزشکی قانونی و شرکتهای بیمه است. چنانچه پزشکی قانونی نتواند نوع خسارت و صدمه از لحاظ تعیین میزان خسارت، دیه و ارزش را در پروندهای تعیین کند، رسیدگی به این پرونده نیز در صلاحیت دستگاه قضایی است.
او همچنین یادآور شد: اگر مقصر حادثه ناشناس، متواری یا از اتباع غیرمجاز سایر کشورها باشد رسیدگی به این پرونده نیز در صلاحیت دادگاه است. همچنین چنانچه طرفین پرونده اعم از زیاندیده، شرکت بیمه و مقصر نسبت به کروکی اعتراض داشته باشند نیز پرونده به دادگستری ارجاع میشود.
به گفته رئیس شورای حل اختلاف استان لرستان، با اجرای این قانون از حجم پروندههای وارده به دادگستری استان کاسته میشود.
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ