نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
به گزارش اکوایران، خبرآنلاین نوشت: زلزلهای با بزرگی ۸.۷ در تاریخ ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۵ در منطقه کامچاتکا رخ داد که برخلاف شدت بالای خود، تلفات جانی به همراه نداشت و خسارات آن بهطرز قابلتوجهی محدود بود. این رویداد توجه کارشناسان زلزلهشناسی را به خود جلب کرده است. در همین راستا، دکتر مهدی زارع، زمینشناس و استاد […]
به گزارش اکوایران، خبرآنلاین نوشت: زلزلهای با بزرگی ۸.۷ در تاریخ ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۵ در منطقه کامچاتکا رخ داد که برخلاف شدت بالای خود، تلفات جانی به همراه نداشت و خسارات آن بهطرز قابلتوجهی محدود بود. این رویداد توجه کارشناسان زلزلهشناسی را به خود جلب کرده است.
در همین راستا، دکتر مهدی زارع، زمینشناس و استاد پژوهشکده زلزلهشناسی، به تحلیل علل این پدیده میپردازد و با بررسی عوامل زمینشناختی و اقدامات انسانی، توضیح میدهد که چگونه ویژگیهای گسل، انتشار امواج، و هشدارهای بهموقع از بروز فاجعه جلوگیری کردند.
طبق گفته زارع، اگرچه زلزله کامچاتکا بسیار قدرتمند بود، اما تلفات جانی نداشت و میزان خسارات بهطرز شگفتآوری محدود بود: «این اختلاف بین بزرگی زلزله و اثرات محدود آن به عواملی مانند جهتپذیری گسل و نحوه انتشار لغزش مرتبط است. نحوه انتشار گسیختگی گسل بر شدت لرزش در مکانهای مختلف تأثیر میگذارد.
در زلزله ۲۵ شهریور ۱۳۵۷ طبس با بزرگی ۷.۴، گسیختگی به سمت شهر و مناطق پرجمعیت گسترش یافت که باعث تقویت لرزش و خسارات بیشتر شد. در مقابل، در زلزله ۸ مرداد ۱۴۰۴ کامچاتکا، گسیختگی گسل به سمت کف دریا هدایت شد و بلندترین امواج لرزهای و سونامی به سمت بخش مرکزی اقیانوس آرام منتشر شدند.»
او ادامه میدهد که این زلزله به دلیل جهتگیری گسیختگی گسل، اثر محدودی بر مناطق پرجمعیت داشت. توزیع لغزش در امتداد گسل به سمت جنوبغرب و جزایر کوریل – در خلاف جهت ساحل کامچاتکا – بود. میزان لغزش و جابجایی گسل نیز نقش مهمی در شدت لرزش دارد و مقادیر لغزش بزرگتر معمولاً با لرزش قویتر زمین همراه است. قرار گرفتن مرکز زلزله در منطقهای کمجمعیت، پتانسیل خسارات گسترده و تلفات جانی را کاهش داد.
زلزله کامچاتکا باعث صدور هشدارهای سونامی در سراسر اقیانوس آرام شد. زارع در اینباره تأکید میکند: «صدور بهموقع این هشدارها امکان تخلیه برخی مناطق را فراهم کرد و تلفات احتمالی ناشی از سونامی را به حداقل رساند. زلزلههای با این بزرگی معمولاً در مناطق فرورانش و در امتداد گسلهای مگاتراست کمژرفا رخ میدهند، جایی که دو صفحه زمینساختی همگرا با یکدیگر برخورد میکنند.»
او خاطرنشان میکند: «در بسیاری از زلزلههای فرورانش، سونامی بزرگترین تهدید محسوب میشود، زیرا لغزش روی مگاتراست برآمدگی وسیعی در کف دریا ایجاد میکند که به سطح اقیانوس منتقل شده و امواجی را در همه جهات منتشر میسازد.»
این زلزلهشناس در رابطه با پسلرزههای ناشی از این زلزله میگوید: «پسلرزههای متعددی در این زلزله ثبت شده و احتمال وقوع زلزلهای بزرگتر در بخش مجاور گسل مگاتراست وجود دارد. بزرگترین پسلرزه تاکنون با بزرگی ۶.۹ حدود ۴۵ دقیقه پس از زلزله اصلی رخ داد. منطقه پسلرزهها در حال حاضر بیش از ۶۰۰ کیلومتر در امتداد منطقه فرورانش به سمت ژاپن امتداد دارد. این منطقه مربوط به ناحیه گسلی است که دچار گسیختگی شده، اما در برخی موارد، لرزهخیزی ناشی از تحریک در خارج از این منطقه نیز رخ داده است. برخی پسلرزهها ممکن است بزرگی بیش از ۷ داشته باشند و احتمال اندکی برای وقوع زلزلهای بزرگتر در بخش همسایه منطقه فرورانش وجود دارد.»
زلزله اصلی در ساعت ۱۱:۲۴ صبح به وقت محلی رخ داد، زمانی که روز بود و بسیاری از مردم در فضای باز حضور داشتند. در همین راستا زارع اشاره میکند: «شهر پتروپاولوفسک-کامچاتسکی با جمعیتی حدود ۱۸۷,۰۰۰ نفر، لرزشی با شدت VIII (شدید) را تجربه کرد. سایر شهرهای نزدیکتر که کوچکتر بودند، شدت لرزش VI تا VII را متحمل شدند.
در جنوب، شبهجزیره کامچاتکا به مجموعهای از جزایر کوچک موازی با منطقه فرورانش به سمت ژاپن منتهی میشود. در شمال، منطقه فرورانش بهطور ناگهانی به گودال آلاسکاآلئوسین میرسد که عمدتاً از جزایر غیرمسکونی تشکیل شده است. ساکنان پتروپاولوفسک-کامچاتسکی لرزش را «بسیار شدید و طولانی» توصیف کردند، اما هیچیک از گزارشها به خسارت جدی به ساختمانها اشاره نکردند. با این حال، شدت لرزش VIII معمولاً باعث ریزش دودکشها، ستونها، و فروریختن جزئی برخی ساختمانها میشود.»
او اضافه میکند: «حداکثر ارتفاع امواج سونامی در بخشهایی از خط ساحلی روسیه بین ۳ تا ۵ متر و در مناطقی از ژاپن، هاوایی، شیلی، و جزایر سلیمان بین ۱ تا ۳ متر گزارش شد. یک شناور DART در اعماق اقیانوس، در حدود ۵۰۰ کیلومتری جنوب شرقی کانون زلزله، ارتفاع موج ۰.۹ متر را ثبت کرد.
سونامیها در اقیانوسهای باز بسیار سریع حرکت میکنند و ارتفاع کمی دارند، اما با نزدیک شدن به ساحل، سرعت آنها کاهش یافته و ارتفاعشان افزایش مییابد. این افزایش ارتفاع به ژرفاسنجی خاص فراساحل و شکل خط ساحلی بستگی دارد و تأثیر موج سونامی بر ساحل به توپوگرافی روی زمین وابسته است.»
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ