نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
به گزارش اکوایران،در دل شلوغیهای بیپایان تهران، خطوط ویژه اتوبوسهای تندرو قرار بود کورسویی از امید برای عبور سریعتر خدمات امدادی و حملونقل عمومی باشد. اما حالا، این مسیرها به نمادی از بینظمی شهری و گاه حتی بیعدالتی بدل شدهاند؛ خطوطی که برای برخی به راه فرار از ترافیک تبدیل شده، در حالی که برای […]
به گزارش اکوایران،در دل شلوغیهای بیپایان تهران، خطوط ویژه اتوبوسهای تندرو قرار بود کورسویی از امید برای عبور سریعتر خدمات امدادی و حملونقل عمومی باشد. اما حالا، این مسیرها به نمادی از بینظمی شهری و گاه حتی بیعدالتی بدل شدهاند؛ خطوطی که برای برخی به راه فرار از ترافیک تبدیل شده، در حالی که برای دیگران ممکن است به قیمت جان تمام شود.
در نگاه اول، خط ویژه یک مسیر فنی برای عبور سریع اتوبوسهاست. اما در بحران، این خطوط به معبر امدادگران تبدیل میشود؛ جایی که آمبولانسها، خودروهای آتشنشانی و پلیس باید بدون معطلی از آن عبور کنند تا به موقع به حادثه برسند. تأخیر چند ثانیهای در چنین شرایطی ممکن است مرزی بین مرگ و زندگی باشد.
با این حال، تصویر امروز از خطوط ویژه چیز دیگری است. نه تنها موتورسواران بیپروا، بلکه خودروهای شخصی و حتی وسایل نقلیه با پلاک و شیشههای تیره، آزادانه وارد این مسیرها میشوند. در میان آنها، گاه خودروهایی دیده میشود که با چراغ گردان یا مجوزهایی نامشخص، گویی از امتیازی ویژه برخوردارند. امتیازی که در برابر چشمان شهروندان منتظر و کلافه، بیشتر به امتیاز طبقاتی شباهت دارد تا ضرورت ترافیکی.
موضوع وقتی حساستر میشود که برخی خودروهای سازمانی یا وابسته به مقامات، بدون وضعیت مأموریتی مشخص، در این مسیرها تردد میکنند. پرسش کلیدی اینجاست: آیا خطوط ویژه برای نجات جان مردم طراحی شدهاند یا برای تسهیل تردد کسانی که خود را فراتر از قانون میبینند؟
مسئلهای که در هفتههای اخیر باز هم توجه افکار عمومی را جلب کرد، حادثهای بود که طی آن برخورد یک خودرو با مأمور راهور در یکی از خیابانهای پر تردد شهر رخ داد؛ خودرویی که گفته میشود متعلق به فرزند یکی از مسئولان بوده و بدون مجوز، از مسیر یکطرفه و خط ویژه عبور کرده است. این تنها یک نمونه از بیشمار مواردی است که در سایه نظارتهای ناکافی رخ میدهد.
از سوی دیگر، نیروهای امدادی نیز از این وضعیت گلایه دارند. آنها بارها تأکید کردهاند که در مواقع بحران، حضور خودروهای غیرمجاز در خطوط ویژه مانع جدی برای انجام وظایفشان است. در برخی موارد حتی خودروهای امدادی خود در ترافیک خطوط ویژه گیر افتادهاند؛ جایی که باید راه نجات باشد، به بنبست بدل شده است.
نبود نظارت مؤثر، کمبود دوربینهای ثبت تخلف و عدم سختگیری کافی در صدور مجوزهای خاص، همگی شرایطی را رقم زدهاند که در آن قانون رنگ میبازد و جای خود را به بینظمی میدهد. اگرچه قوانین برای جریمه و حتی توقیف خودروهای متخلف وجود دارد، اما در عمل، تخلفات گستردهتر از آن است که بتوان با آن چشمپوشی کرد.
فرهنگسازی نیز بخشی جدی از این معادله است. در کشورهای توسعهیافته، خطوط امدادی قداست دارند و تخطی از آن با مجازاتهای شدید همراه است. در ایران اما، به نظر میرسد هنوز هم بخشی از جامعه، این مسیر را به عنوان راهی برای پیشدستی در ترافیک تلقی میکند. پشت چراغ گردانهای بدون مأموریت، در واقع یک تخلف پنهان شده است؛ تخلفی که گاه با لباسی رسمی توجیه میشود.
این مسیرها، مسیر مردماند؛ مسیری برای حملونقل سریع، امداد و نجات. اگر قرار است جان انسانی را نجات دهند، نباید به محل عبور خودروهای بیمجوز، موتورسواران عجول و حتی مدیران بیبرنامه تبدیل شوند. خطوط ویژه باید ویژه بمانند — برای مردم، برای امنیت، برای زندگی.
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ