نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
یک دهنه مغازه در جنوبشرق تهران چقدر میارزد؟ بررسی قیمت فایلهای فروش در دو بازار پررونق منطقه ۱۵، بازار بلورفروشان شوش و بازار خرده فروشی افسریه نشان میدهد در برخی راستهها به سه تا ده برابر قیمت هر متر مسکن نوساز منطقه میرسد؛ در حالی که قیمت خانه در یک محله معمولا در یک بازه مشخص نوسان میکند، ارزش مغازه در این دو بازار قدیمی و پررونق میتواند بسته به راسته، پاخور و نوع مالکیت، چندین برابر قیمت مسکن همان محدوده باشد.
بازار افسریه یکی از قدیمیترین و پررونقترین مراکز خردهفروشی جنوبشرق تهران است که با محوریت پوشاک و کالاهای مصرفی، روزانه پذیرای حجم بالایی از خریداران است. تردد بالای مشتریان، فعالیت بازار تا ساعات پایانی شب و حضور گسترده دستفروشان، این محدوده را به یکی از مهمترین کانونهای تجاری منطقه ۱۵ تبدیل کرده است؛ عواملی که نقش مستقیمی در افزایش ارزش املاک تجاری دارند.
بررسی فایلهای فروش مغازه در این بازار نیز همین موضوع را نشان میدهد. در حالی که بر اساس بررسی اخیر اکوایران، قیمت هر متر مربع واحدهای مسکونی نوساز در منطقه ۱۵ عمدتا بین ۱۲۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان است، قیمت هر متر مربع مغازههای بررسیشده در بازار افسریه از حدود ۶۵۰ میلیون تا ۲ میلیارد تومان متغیر است. به این ترتیب، حتی ارزانترین مغازه ملکی این بازار نیز بیش از سه برابر سقف قیمت مسکن منطقه ارزشگذاری شده و مغازههای واقع در بر اصلی خیابان تا حدود ۱۰ برابر قیمت هر متر مربع واحدهای مسکونی قیمت خوردهاند.ارزش ملک تجاری بیش از آنکه تابع موقعیت محله باشد، از پاخور، موقعیت راسته، حجم تردد مشتریان و ظرفیت درآمدزایی تاثیر میپذیرد؛ به همین دلیل یک مغازه کوچک در راسته اصلی بازار میتواند ارزشی چند برابر یک واحد مسکونی در همان محدوده داشته باشد.
بازار شوش یکی از مهمترین خوشههای تجاری تهران به شمار میرود که طی دهههای گذشته با تمرکز بر عرضه بلور، چینی، کریستال، لوازم آشپزخانه و اقلام مرتبط با جهیزیه، به یک بازار تخصصی در شبکه توزیع کالاهای خانگی تبدیل شده است. دسترسی مناسب به شبکه حملونقل عمومی، استقرار عمدهفروشان و خردهفروشان در کنار یکدیگر و مراجعه خریداران از مناطق مختلف تهران و سایر شهرها، تقاضا برای واحدهای تجاری این محدوده را در سطحی بالاتر از ارزش املاک مسکونی نگه داشته است.
بررسی فایلهای فروش مغازه در محدوده بازار شوش نیز همین موضوع را تأیید میکند. در حالی که قیمت هر متر مربع واحدهای مسکونی نوساز در این محدوده بر اساس بررسیهای اخیر بین ۹۰ تا ۱۴۰ میلیون تومان است، فایلهای تجاری بررسیشده در بازار شوش بین ۶۲۰ تا ۸۷۰ میلیون تومان به ازای هر متر مربع قیمتگذاری شدهاند. به این ترتیب، قیمت مغازههای این بازار حدود 5تا 10 برابر قیمت واحدهای مسکونی منطقه است. ارزش یک مغازه با قرار گرفتن در یک راسته تخصصی، دسترسی مناسب، جریان دائمی مشتریان و ظرفیت بالای کسبوکار عامل این تفاوت قیمتی است.
وقتی صحبت از کشورهای شاد جهان میشود، معمولاً عواملی مانند درآمد بالا، خدمات عمومی گسترده، نظام سلامت و اعتماد اجتماعی به ذهن میرسد. اما در تجربه نروژ، یک عامل مهم دیگر نیز نقش پررنگی دارد: مسکن.
وام مسکن زمانی یکی از مهمترین ابزارهای خانهدار شدن خانوارها بود، اما جهش قیمت مسکن باعث شده قدرت خرید این تسهیلات بهتدریج کاهش پیدا کند. بررسی حساب پسانداز مسکن جوانان نشان میدهد که اگرچه این حساب از نظر میزان سپردهگذاری ماهانه نسبت به وامهای فوری فشار کمتری به خانوار وارد میکند، اما چالش اصلی آن در زمان دریافت وام و کاهش قدرت خرید آن در اثر تورم نهفته است.
پروژههای عمرانی، در ظاهر، محل تلاقی سرمایه، فناوری و نیروی انسانی هستند؛ اما در لایهای عمیقتر، آنچه سرنوشت یک پروژه را تعیین میکند، نحوه توزیع ریسک میان بازیگران آن است. در هیچ نظام حرفهای، موفقیت یک پروژه تنها به توان فنی پیمانکار وابسته نیست، بلکه به این بستگی دارد که هر ریسک بر عهده طرفی قرار گیرد که بیشترین توانایی را برای مدیریت آن دارد. با این حال، به نظر میرسد در صنعت احداث ایران این اصل بهتدریج تضعیف شده است. ریسکهایی که منشأ آنها خارج از پروژه و خارج از اختیار مجری است؛ از تورم و نوسانات ارزی گرفته تا تأخیر در تخصیص بودجه، تغییر مقررات، فرآیندهای اداری، تأمین مالی و پرداخت مطالبات، در نهایت به پیمانکار منتقل میشوند. نتیجه این عدم توازن، تنها افزایش فشار بر شرکتهای پیمانکاری نیست؛ بلکه کاهش بهرهوری، افزایش هزینه اجرای پروژهها، شکلگیری دعاوی قراردادی، تضعیف انگیزه سرمایهگذاری و فرسایش ظرفیت اجرایی کشور است. پرسش اصلی این است که آیا میتوان از پیمانکار انتظار داشت هم پروژه را اجرا کند، هم تأمین مالی آن را بر عهده بگیرد، هم پیامدهای بیثباتی اقتصاد کلان را تحمل کند و هم پاسخگوی تأخیرهایی باشد که نقشی در ایجاد آنها نداشته است؟ پاسخ به این پرسش، میتواند نقطه آغاز بازنگری در نحوه مدیریت ریسک در صنعت احداث ایران باشد.
وقتی یک زلزله بزرگ رخ میدهد، توجه افکار عمومی معمولاً به تعداد قربانیان، ساختمانهای فروریخته و عملیات نجات معطوف میشود. اما بحران واقعی، اغلب از زمانی آغاز میشود که دوربینها خاموش میشوند و مرحله بازسازی شروع میشود؛ مرحلهای که میتواند سالها طول بکشد و میلیاردها دلار هزینه داشته باشد.
Δ