نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
وام مسکن زمانی یکی از مهمترین ابزارهای خانهدار شدن خانوارها بود، اما جهش قیمت مسکن باعث شده قدرت خرید این تسهیلات بهتدریج کاهش پیدا کند. بررسی حساب پسانداز مسکن جوانان نشان میدهد که اگرچه این حساب از نظر میزان سپردهگذاری ماهانه نسبت به وامهای فوری فشار کمتری به خانوار وارد میکند، اما چالش اصلی آن در زمان دریافت وام و کاهش قدرت خرید آن در اثر تورم نهفته است.
بر اساس مقررات فعلی، متقاضی برای دریافت سقف ۳.۷ میلیارد تومانی وام در تهران باید ۱۰ سال بهطور مستمر سپردهگذاری کند. اگر این مبلغ با قیمتهای امروز مقایسه شود، میتواند حدود ۳۷ درصد قیمت یک واحد ۵۰ متری در تهران را پوشش دهد؛ اما این وام قرار نیست امروز پرداخت شود، بلکه یک دهه بعد در اختیار متقاضی قرار میگیرد.
برای درک بهتر این موضوع، کافی است به حسابهایی نگاه کنیم که در سال ۱۳۹۵ افتتاح شدهاند. دارندگان این حسابها امروز پس از ۱۰ سال انتظار، حداکثر ۱۱۰ میلیون تومان وام دریافت میکنند؛ رقمی که با قیمتهای فعلی مسکن در تهران، حتی برای خرید یک مترمربع آپارتمان نیز کافی نیست و تنها حدود یک درصد از بهای یک واحد ۵۰ متری را پوشش میدهد.
این مقایسه نشان میدهد که در اقتصادی با تورم بالا، ارزش واقعی وام تنها به سقف اسمی آن وابسته نیست؛ بلکه سرعت رشد قیمت مسکن تعیین میکند که این تسهیلات در زمان پرداخت، تا چه اندازه میتواند به خانهدار شدن خانوارها کمک کند.
تصور زندگی در میان طبیعت بکر شمال، دور از شلوغی شهر، ترافیک و فشارهای روزمره، گاهی ما را به جستوجوی خرید ویلا یا زمین در پلتفرمهای آنلاین آگهی ملک میکشاند. اما در میان انبوه آگهیهای فروش زمین و ویلا در گیلان و مازندران، قیمتهای بسیار پایین برخی فایلها پرسشبرانگیزند. پشت بخشی از این قیمتهای پایین، ممکن است مسائل حقوقی پیچیدهای مانند نبود قرار گرفتن زمین در محدوده اراضی ملی و منابع طبیعی یا محدودیتهای قانونی ساختوساز وجود داشته باشد که خریدار معمولا پس از معامله با آن مواجه میشود. در این گزارش ضمن بررسی نمونهای از قیمتهای اعلامشده زمین و ویلا در شمال کشور، به کمک یک وکیل متخصص حوزه املاک، مهمترین چالشهای حقوقی خرید این نوع املاک و نکاتی که پیش از معامله باید مورد توجه قرار گیرد را بررسی کردهایم.
هر چند وقت یکبار گزارشی در شبکههای اجتماعی یا حتی برخی رسانهها دستبهدست میشود با یک تیتر جذاب که یک خانه در شمال تهران از اروپا و آمریکا هم گرانتر است یا با پول یک آپارتمان در تهران میتوان در فلان شهر اروپایی خانه خرید. در این مقایسهها معمولا چند فایل محدود از گرانترین محلههای تهران انتخاب میشود، قیمت آنها با نرخ دلار به ارز خارجی تبدیل میشود و بعد این عدد کنار متوسط قیمت مسکن در یک شهر خارجی قرار میگیرد و نتیجه گرفته میشود که تهران به یکی از گرانترین بازارهای مسکن جهان تبدیل شده است. آیا این مقایسه اساسا درست است؟ مهمتر از آن، آیا از نظر اقتصادی منطقی است که متوسط قیمت دلاری مسکن در اقتصادی با سطح درآمد و دستمزد کمتر، از یک اقتصاد توسعهیافته گرانتر باشد؟ در این گزارش تلاش میکنیم با استفاده از آمار قیمت مسکن و درآمد، بررسی میکنیم آیا ادعای گرانتر بودن مسکن تهران از شهرهای ثروتمند اروپایی اساسا با دادهها سازگار است یا نه و با کنار گذاشتن مقایسههای گزینشی، ببینیم از نظر نظری چه رابطهای میان سطح درآمد، بهرهوری و قیمت مسکن در کشورهای فقیر و ثروتمند وجود دارد.
نزدیک به شش ماه از آغاز جنگ ۴۰روزه گذشته و حالا یک پرسش مهم پیش روی سرمایهگذاران قرار دارد: در این دوره پرتلاطم، کدام بازار توانسته بازدهی بیشتری برای حفظ ارزش داراییها ایجاد کند؟ بررسی اکوایران از تغییرات پنج بازار مسکن، بورس، خودرو، دلار و طلا از ۸ اسفند ۱۴۰۴ تا ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، تصویری متفاوت از برندگان و بازندگان این دوره ارائه میدهد.
بررسی فایلهای رهن و اجاره منطقه ۵ تهران نشان میدهد این منطقه یکی از پرعرضهترین مناطق بازار اجاره پایتخت است. طی سه روز گذشته حدود ۵۵۰۰ فایل اجاره در این منطقه منتشر شده و متوسط رقم پیشنهادی برای رهن کامل واحدهای عرضهشده به حدود ۲ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان رسیده است.
Δ