نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
به گزارش اکوایران، نرخ رشد متوسط هزینه مسکن در سال ۱۴۰۲ قریب به ۷۰ درصد بوده، این در حالیست که متوسط درآمد سالانه خانوارهای شهری با حدود ۵۴ درصد افزایش یافته است. در واقع، در این سال خانوارهای شهری قادر به پوشش هزینه مسکن خود، که عمدتا شامل اجارهبها میشود، با درآمد سالانه خود نبودهاند. […]
به گزارش اکوایران، نرخ رشد متوسط هزینه مسکن در سال ۱۴۰۲ قریب به ۷۰ درصد بوده، این در حالیست که متوسط درآمد سالانه خانوارهای شهری با حدود ۵۴ درصد افزایش یافته است. در واقع، در این سال خانوارهای شهری قادر به پوشش هزینه مسکن خود، که عمدتا شامل اجارهبها میشود، با درآمد سالانه خود نبودهاند. در بررسی روند تغییرات متوسط درآمد و هزینه مسکن خانوارهای شهری در ۱۳ سال گذشته، تحولات جالبی در این شاخصها در نقاط عطف اقتصاد ایران به چشم میخورد.
مسکن بهعنوان یکی از نیازهای اساسی انسان، نقش حیاتی در کیفیت زندگی و رفاه خانوارها ایفا میکند. با افزایش شهرنشینی و تغییرات سریع در الگوهای زندگی، اهمیت مسکن بهعنوان یک کالای ضروری و سرمایهای بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. همچنین، مسکن به دلیل ماهیت خود قابلیت جانشینی با کالاهای دیگر را ندارد و نهایتا میتوان به خانههای کوچکتر و در مناطق ارزانتر نقل مکان کرد. از طرفی، با افزایش تورم هزینههای مربوط به مسکن نیز افزایش یافتهاند و خانوارها بخش زیادی از بودجه خود را صرف مسکن میکنند.
در این گزارش، منظور از هزینه مسکن مجموع هزینههایی است که صرف اجارهبها، آب و فاضلاب، سوخت و روشنایی و سایر هزینههای منزل مسکونی است که بخش بزرگی از آن را اجارهبها تشکیل میدهد. به همین دلیل، میتوان تغییرات هزینه مسکن را مصداقی از تغییرات نرخ اجارهبها دانست. هدف اصلی این گزارش بررسی روند افزایش متوسط درآمد سالانه خانوارهای شهری و هزینههای مسکن است. از آنجایی که بخش قابل توجهی از بودجه و درآمد خانوارها صرف مسکن میشود، بررسی این روند میتواند کمک شایانی به درک وضعیت معیشتی خانوارهای شهری طی ۱۳ سال گذشته داشته باشد.
روند تغییرات درآمد سالانه و هزینه مسکن نشان میدهد در ابتدای دهه ۹۰، سرعت رشد درآمد و هزینه مسکن متناسب بوده و خانوارهای شهری قادر به پوشش هزینههای مسکن با درآمد سالانه خود بودهاند. در سال ۹۲ همزمان با اثرگذاری تحریمهای بینالمللی بر بازار مسکن، نرخ رشد هزینه مسکن به ۲۴ درصد رسیده بود. این در حالیست که نرخ رشد متوسط درآمد سالانه خانوار شهری ۲۲.۳ درصد بوده است.
این اتفاق میتواند نشانگر این باشد که خانوارهای شهری در سال ۹۲ در تامین هزینه مسکن خود به مشکل برخوردهاند. زمانی که نرخ رشد هزینه مسکن بیشتر از رشد متوسط درآمد سالانه میشود، مشکلات متعددی را میتواند با خود به ارمغان بیاورد. از این مشکلات میتوان به افزایش سهم هزینه مسکن از بودجه خانوار است که منجر به کاهش سهم سایر نیازها مثل بهداشت، آموزش و تفریح میشود. همین اتفاق میتواند باعث افزایش فشار اقتصادی بر دوش خانوارها و کاهش کیفیت زندگی آنها شود.
نرخ اجارهبها به طور جدی از قیمت مسکن تاثیر میپذیرد. افزایش هزینه اجارهبها میتواند نشانگر افزایش قیمت مسکن باشد که بیانگر افزایش ناتوانی قشر متوسط و کمدرآمد مستاجر از خرید خانه است. بررسیها نشان میدهد هزینه مسکن حدود یک سوم از هزینههای خانوارهای شهری را شامل میشود.
سایه سنگین مسکن بر روی هزینه خانوار
بررسیها نشان میدهد از ابتدای دهه ۹۰ تا سال ۱۴۰۱ حداقل یک سوم هزینههای خانوارهای شهری و حداقل یک ششم هزینههای خانوارهای روستایی صرف مسکن شده است.
در اواسط دهه ۹۰، با امضای توافق برجام و مثبت شدن چشمانداز اقتصادی مردم، شاهد کاهش سرعت افزایش متوسط هزینه مسکن هستیم. بهطوریکه، نرخ رشد متوسط هزینه مسکن به کمترین مقدار خود در دوره مورد بررسی در ۵.۴ درصد رسیده است.
با خروج آمریکا از برجام در سال ۹۷، نرخ رشد متوسط هزینه مسکن با افزایشی ۲۵ واحد درصدی به ۳۰.۴ درصد رسیده، در حالیکه، نرخ رشد متوسط درآمد سالانه خانوارهای شهری ۱۸.۶ درصد بوده است. این روند تا سال ۹۸ نیز ادامه داشته است. کارشناسان بازار مسکن معتقدند یکی از پارامترهای تاثیرگذار بر این افزایش سرعت قیمت، جهش نرخ ارز و انتظارات تورمی بوده است.
از سال ۹۹ تا ۱۴۰۲، متوسط هزینه مسکن سالانه به طور میانگین ۱۱.۵ درصد افزایش یافته و از سال ۱۴۰۱ از رشد متوسط درآمد سالانه پیشی گرفته است. در سال ۱۴۰۲، متوسط درآمد سالانه خانوار شهری نسبت به سال ۱۴۰۱ حدود ۵۴ درصد افزایش یافته است. این در حالیست که نرخ رشد متوسط هزینه مسکن در این سال ۶۷.۷ درصد بوده است. این نشان میدهد شکاف رشد درآمد و مسکن به بیشترین مقدار خود رسیده و باعث شده خانوارهای شهری بیش از هر زمان دیگری از پوشش هزینههای مسکن با درآمد خود ناتوانتر شوند. این موضوع میتواند ناشی از افزایش سطوح قیمت و اجاره در بازار مسکن در چند سال اخیر ناشی شده باشد.
یکی از عوامل تاثیرگذار بر مقدار اجارهبها، تغییرات الگوی زندگی مردم ایران است. در چندین سال اخیر، مهاجرت از روستا به شهر افزایش یافته که یکی از عوامل مهم افزایش تقاضا برای یک سرپناه است. از آنجایی که عمده مهاجرین به دنبال کار به شهرهای بزرگ مهاجرت میکنند، سهم قابل توجهی از این افراد از قشر پایین و متوسط جامعه هستند. افزایش نرخ اجارهبها میتواند این افراد را بسیار تحت تاثیر قرار دهد.
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ