نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
مسئله اصلی شاید نه «کاهش خواندن» بلکه کاهش تحمل خواندن طولانی و پیوسته باشد، انسان امروز در محیطی زندگی میکند که تقریباً هر چند ثانیه یک محرک جدید در دسترس اوست.
به گزارش خبرنگار مهر، گاهی کافی است کسی را ببینیم که چند دقیقه پشت سر هم در شبکههای اجتماعی بالا و پایین میرود، دهها پیام را میخواند، زیر یک ویدئو نظر میدهد و در طول روز صدها عنوان و متن کوتاه را مرور میکند تا با اطمینان بگوییم: «این نسل دیگر حوصله خواندن ندارد.» اما آیا واقعاً مسئله، از بین رفتن میل انسان به خواندن است یا آنچه تغییر کرده، شکل، ریتم و هدف خواندن است؟
پرسش از این جهت اهمیت دارد که «خواندن» دیگر فقط به معنای نشستن پشت یک کتاب و عبور خطبهخط از چند صد صفحه نیست. انسان امروز پیام، خبر، کپشن، نظر کاربران، مقاله، متن تبلیغاتی، زیرنویس، گزارش، کتاب الکترونیکی، محتوای آموزشی و حتی متن تولیدشده توسط هوش مصنوعی را نیز میخواند. بنابراین ممکن است کسی ساعتها در حال خواندن باشد اما در پایان روز احساس کند «امروز اصلاً چیزی نخواندهام»، چون در ذهن او خواندن واقعی هنوز با کتاب و مطالعه طولانی یکی است.
تازهترین نظرسنجی «فرهنگ کتابخوانی در ایران» که مرکز طرحهای ملی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات در آبان ۱۴۰۴ با مشارکت ۱۲۳۴ شهروند ۱۸ سال به بالا انجام داده، تصویر جالبی ارائه میکند. بر اساس این نظرسنجی، ۴۱.۱ درصد پاسخگویان گفتهاند کتاب میخوانند و ۵۸.۹ درصد گفتهاند کتاب نمیخوانند. میانگین مطالعه کتابهای غیردرسی در میان کتابخوانها ۲۶.۶ دقیقه در روز بوده و وقتی کل جمعیت در محاسبه وارد میشود، این رقم به حدود ۱۰.۹ دقیقه در روز میرسد [۱].
اما همین پژوهش نشان میدهد که اگر «مطالعه» را فقط کتاب در نظر نگیریم، تصویر تغییر میکند. به بیان دیگر، بخشی از چیزی که در آمارهای معمول به عنوان «کممطالعه بودن» دیده میشود، ممکن است ناشی از تعریف محدود ما از مطالعه باشد. این همان نقطهای است که باید میان «کتاب نخواندن» و «نخواندن» تفاوت گذاشت.
نسلی که میخواند، اما جور دیگری
انسان امروز ممکن است صبح خبر بخواند، در مسیر رفتوآمد مقالهای را در تلفن همراه مرور کند، در شبکه اجتماعی چندین متن کوتاه بخواند، یک مطلب آموزشی را جستوجو کند و شب بخشی از یک کتاب را ورق بزند. مشکل اینجاست که این فعالیتها از نظر شناختی یکسان نیستند.
خواندن یک متن کوتاه که برای انتقال یک پیام فوری طراحی شده، با خواندن یک رمان، مقاله علمی یا کتاب فلسفی تفاوت دارد. در اولی معمولاً هدف دریافت سریع پیام است؛ در دومی باید با متن ماند، ارتباط میان بخشهای مختلف را حفظ کرد، ابهام را تحمل کرد، به عقب برگشت، مقایسه کرد و گاهی درباره یک جمله چند دقیقه فکر کرد.
در واقع، مسئله اصلی شاید نه «کاهش خواندن» بلکه کاهش تحمل خواندن طولانی و پیوسته باشد. انسان امروز در محیطی زندگی میکند که تقریباً هر چند ثانیه یک محرک جدید در دسترس اوست. صفحه تلفن همراه همزمان میتواند کتاب، پیامرسان، شبکه اجتماعی، خبر، ویدئو، بازی و موتور جستوجو باشد. بنابراین خواننده فقط با متن مواجه نیست؛ همیشه امکان خروج از متن نیز در کنار او قرار دارد.
پژوهشی درباره دانشجویان دانشگاه رازی که ۳۲۲ پرسشنامه را بررسی کرده، نشان داده است که تجربه «غرقگی» دانشجویان در فضای مجازی به شکل محسوسی بیشتر از زمانی است که به مطالعه درسی یا غیردرسی اختصاص میدهند. نویسندگان یکی از توضیحات احتمالی را ضعف مهارت و عادت مطالعه و نیز عدم توازن میان میزان چالش و مهارت خواننده میدانند [۲].
خواندن یک مهارت است و مانند هر مهارت دیگری میتواند تقویت یا تضعیف شود. اگر فرد سالها بیشتر به خواندن متنهای کوتاه، جستوجوی سریع، مرور تیترها و دریافت اطلاعات پراکنده عادت کند، طبیعی است که نشستن پای یک متن طولانی در ابتدا برایش دشوارتر باشد. این الزاماً به معنای از بین رفتن توانایی خواندن نیست؛ ممکن است به معنای تغییر عادت خواندن باشد
این یافته را نباید به معنای «اینترنت بد است و کتاب خوب» تفسیر کرد. نکته مهمتر این است که فضای دیجیتال توانسته شکل خاصی از توجه را بسیار جذاب کند: توجه کوتاه، متنوع، انتخابمحور و همراه با بازخورد فوری. در مقابل، کتاب معمولاً پاداش خود را با تأخیر میدهد. ممکن است خواننده پنجاه صفحه جلو برود تا تازه اهمیت اتفاقی را بفهمد که در صفحه اول رخ داده است.
در چنین شرایطی، مسئله فقط حوصله نیست؛ اقتصاد توجه نیز مطرح است. خواننده در محیط دیجیتال دائماً میان گزینههای مختلف انتخاب میکند و هر متن باید برای حفظ توجه او با دهها محرک دیگر رقابت کند.
چرا یک صفحه کتاب سختتر از صد صفحه اینترنتی میشود؟
یکی از تناقضهای عصر دیجیتال این است که ممکن است فرد ساعتها در اینترنت وقت بگذراند اما بعد از ده صفحه کتاب احساس خستگی کند. این اتفاق لزوماً به معنای تنبل شدن ذهن نیست. نوع فعالیت ذهنی در این دو موقعیت متفاوت است.
در پیمایش مربوط به عادتهای مطالعه دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علامه طباطبایی، دانشجویان عمدتاً کتابهای درسی را در اولویت مواد خواندنی قرار داده بودند و اینترنت نیز نخستین مجرای دسترسی آنان به مواد خواندنی بود. در همان پژوهش، مشکلاتی مانند انگیزه، تمرکز، سازماندهی زمان و یادآوری در میان مسائل مربوط به عادت مطالعه قرار داشت [۳].
این یافتهها نشان میدهد که خواندن یک مهارت است و مانند هر مهارت دیگری میتواند تقویت یا تضعیف شود. اگر فرد سالها بیشتر به خواندن متنهای کوتاه، جستوجوی سریع، مرور تیترها و دریافت اطلاعات پراکنده عادت کند، طبیعی است که نشستن پای یک متن طولانی در ابتدا برایش دشوارتر باشد. این الزاماً به معنای از بین رفتن توانایی خواندن نیست؛ ممکن است به معنای تغییر عادت خواندن باشد.
در این میان باید میان «خواندن برای یافتن اطلاعات» و «خواندن برای فهمیدن» نیز تفاوت گذاشت. وقتی چیزی را در موتور جستوجو پیدا میکنیم، معمولاً به دنبال پاسخ هستیم. چشم روی صفحه حرکت میکند تا کلمه یا جمله مورد نظر پیدا شود. اما وقتی رمان یا کتاب اندیشه میخوانیم، همیشه دنبال پاسخ فوری نیستیم. گاهی خودِ مسیر خواندن بخشی از هدف است.همین تفاوت است که «خواندن عمیق» را به فعالیتی متفاوت تبدیل میکند. خواندن عمیق نیازمند ماندن با متن است؛ نه فقط عبور از آن.
کاغذ هنوز نمرده است
اگر تغییر شکل خواندن را جدی بگیریم، پرسش دیگری مطرح میشود: آیا ابزار خواندن هم بر کیفیت آن اثر دارد؟پژوهشهای بینالمللی پاسخ کاملاً سادهای ندارند، اما شواهدی وجود دارد که نشان میدهد در برخی شرایط، خواندن روی کاغذ میتواند برای فهم متن مزیت داشته باشد. یک فراتحلیل از ۳۳ مطالعه و ۲۷۹۹ شرکتکننده نشان داد که خواندن از صفحه نمایش در مقایسه با کاغذ اثر منفی کوچکی بر عملکرد خواندن داشت؛ این تفاوت عمدتاً در متون توضیحی دیده شد و برای متون روایی بسیار کمتر بود. همان پژوهش همچنین نشان داد که تفاوت معناداری در زمان خواندن میان دو رسانه وجود نداشت [۴].
پژوهش دیگری نیز با بررسی ۱۷ مطالعه به این نتیجه رسید که خواندن روی کاغذ از نظر درک مطلب عملکرد بهتری داشته، در حالی که از نظر سرعت خواندن تفاوت معناداری میان کاغذ و صفحه نمایش مشاهده نشده است. نویسندگان در عین حال اشاره کردند که این برتری در طول زمان کاهش یافته است؛ یعنی تجربه و عادت خوانندگان به محیط دیجیتال نیز میتواند در نتیجه مؤثر باشد [۵].
پس نمیتوان گفت «هر چیزی را باید روی کاغذ خواند». برای بسیاری از کارها، صفحه نمایش کاملاً مناسب است و حتی مزایای خودش را دارد. کتاب الکترونیکی، جستوجو، دسترسی سریع، امکان ذخیرهسازی حجم زیادی از منابع و قابلیت استفاده از فرهنگ لغت یا یادداشتگذاری، امکاناتی هستند که خواندن دیجیتال فراهم میکند.مسئله زمانی جدی میشود که همان محیطی که قرار است محل مطالعه باشد، همزمان محل پیامهای جدید، اعلانها، ویدئوها و پیشنهادهای بیپایان نیز باشد. در چنین وضعیتی، مشکل الزاماً «صفحه» نیست؛ رقابت میان متن و تمام چیزهای دیگری است که در همان صفحه منتظر ما هستند.
آیا شبکههای اجتماعی دشمن کتاباند؟
اگر شبکههای اجتماعی را صرفاً دشمن کتاب بدانیم، بخش مهمی از ماجرا را از دست میدهیم. شبکههای اجتماعی میتوانند انسان را از کتاب دور کنند، اما میتوانند او را نیز به کتاب برسانند. معرفی کتاب، نقل قول، بحث درباره رمان، پادکستهای ادبی، ویدئوهای معرفی کتاب و اجتماعات مجازی خوانندگان، همه میتوانند نقش واسطهای برای رسیدن به کتاب داشته باشند.
پژوهش جامعهشناختی درباره ضعف فرهنگ کتابخوانی در ایران نیز مسئله را به یک علت واحد تقلیل نمیدهد. این پژوهش با مصاحبه با کارشناسان و صاحبنظران حوزه کتاب و خواندن، عوامل مؤثر بر ضعف کتابخوانی را در سه دسته عوامل اصلی، زمینهساز و تشدیدکننده تحلیل کرده و در نهایت از «الگوهای ثابت ناسازگار فرهنگی» به عنوان مقوله هستهای یاد میکند.
این نگاه مهم است، زیرا اگر مشکل فقط تلفن همراه بود، با حذف تلفن همراه باید مسئله کتابخوانی حل میشد. در حالی که چنین نیست. خانواده، مدرسه، دانشگاه، وضعیت اقتصادی، دسترسی به کتاب، کیفیت نظام آموزشی، الگوی اوقات فراغت و جایگاه اجتماعی مطالعه نیز در شکلگیری عادت خواندن مؤثرند.
حتی مسئله قیمت کتاب نیز باید در همین چارچوب دیده شود. وقتی کتاب برای بخشی از خانوارها به کالایی پرهزینه تبدیل میشود، امکان خرید و تجربه مستمر خواندن کاهش مییابد. از طرف دیگر، کتابخانهها و دسترسی دیجیتال میتوانند بخشی از این مانع را جبران کنند، مشروط بر اینکه فرد اصلاً عادت استفاده از آنها را داشته باشد.
بنابراین اگر بخواهیم درباره «بیحوصلگی انسان امروز» حرف بزنیم، باید مراقب باشیم که یک تغییر فرهنگی پیچیده را به ضعف اخلاقی نسل جدید تبدیل نکنیم.
مسئله شاید کمخواندن نباشد؛ «پراکندهخواندن» باشد
تصویر انسان امروز را میتوان با یک صحنه ساده توضیح داد: او در یک روز ممکن است هزاران کلمه بخواند، اما هیچکدام را تا انتها دنبال نکند. تیتر میخواند، خلاصه میخواند، نظر دیگران را میخواند، یک پاراگراف را میبیند، لینک دیگری را باز میکند و چند دقیقه بعد به نقطهای کاملاً متفاوت میرسد.
این شکل از خواندن برای بسیاری از نیازهای زندگی مدرن ضروری است. انسان امروز نمیتواند هر گزارش یا خبر را از ابتدا تا انتها با دقت یک کتاب بخواند. بنابراین خواندن سریع و گزینشی یک مهارت است، نه یک نقص.
جامعه به هر دو نوع خواننده نیاز دارد: کسی که بتواند در چند دقیقه اطلاعات ضروری را از میان انبوه دادهها استخراج کند و کسی که بتواند یک متن پیچیده را نیم ساعت، یک ساعت یا حتی چند روز دنبال کند. اولی برای زندگی در عصر اطلاعات ضروری است؛ دومی برای شکلگیری قضاوت، تفکر انتقادی، تخیل و فهم مسائل پیچیده اهمیت دارد.
آینده کتاب الزاماً در برابر تلفن همراه قرار ندارد. آینده خواندن ممکن است ترکیبی از کاغذ، صفحه نمایش، صوت، متن کوتاه و متن بلند باشد. آنچه باید حفظ شود، نه الزاماً شکل قدیمی کتاب، بلکه توانایی انسان برای تمرکز، دنبال کردن یک متن و تحمل فاصله میان پرسش و پاسخ است
به همین دلیل، سؤال «آیا مردم دیگر حوصله خواندن ندارند؟» شاید از ابتدا سؤال دقیقی نباشد. سؤال دقیقتر این است: آیا ما هنوز توانایی جابهجایی میان شیوههای مختلف خواندن را داریم؟اگر پاسخ منفی باشد، مسئله فرهنگی مهمی شکل گرفته است. زیرا انسان فقط به اطلاعات سریع نیاز ندارد؛ به توانایی ماندن با یک ایده نیز نیاز دارد. باید بتواند متنی را بخواند که بلافاصله هیجانزدهاش نمیکند، نتیجهاش در سه خط خلاصه نمیشود و پاسخ آماده در اختیارش نمیگذارد.در این معنا، کتاب هنوز اهمیت خود را از دست نداده است. حتی اگر قالب آن تغییر کند، نیاز به خواندن طولانی، پیوسته و تأملی همچنان باقی است.
شاید انسان امروز «حوصله خواندن» را از دست نداده باشد؛ او به محیطی عادت کرده که خواندن را تکهتکه، سریع، متنوع و قابل قطع کرده است. بنابراین مسئله اصلی نه مرگ خواندن، بلکه رقابت میان خواندن برای عبور کردن و خواندن برای ماندن است.و شاید وظیفه جامعه نیز این نباشد که انسان امروز را مجبور کند دوباره دقیقاً مانند انسان گذشته کتاب بخواند. مسئله مهمتر آن است که مهارتهای مختلف خواندن را حفظ کنیم: بتوانیم تیتر را سریع بفهمیم، خبر را ارزیابی کنیم، مقاله را دقیق بخوانیم، رمان را دنبال کنیم و در برابر یک اندیشه پیچیده آنقدر بمانیم که پیش از قضاوت، واقعاً آن را فهمیده باشیم.
در چنین نگاهی، آینده کتاب الزاماً در برابر تلفن همراه قرار ندارد. آینده خواندن ممکن است ترکیبی از کاغذ، صفحه نمایش، صوت، متن کوتاه و متن بلند باشد. آنچه باید حفظ شود، نه الزاماً شکل قدیمی کتاب، بلکه توانایی انسان برای تمرکز، دنبال کردن یک متن و تحمل فاصله میان پرسش و پاسخ است.
منابع
[۱] پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات، مرکز طرحهای ملی، «گزارش نظرسنجی فرهنگ کتابخوانی در ایران»، آبان ۱۴۰۴، نمونه ۱۲۳۴ نفر از شهروندان ۱۸ سال به بالا.
[۲] امین زارع و سلیمان شفیعی، «غرقگی(فلو) در کتاب و فضای مجازی: مطالعه موردی دانشجویان دانشگاه رازی»، مطالعات کتابداری و علم اطلاعات، سال پانزدهم، شماره ۲، ۱۴۰۲، صص ۸۱–۹۲.
[۳] فاطمه محمدی، «بررسی عادتهای خواندن و مطالعه دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی»، پایاننامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی، ۱۳۹۳.
[۴] Virginia Clinton, “Reading from paper compared to screens: A systematic review and meta-analysis,” Journal of Research in Reading, ۲۰۱۹. این فراتحلیل ۳۳ مطالعه را بررسی کرده است. مشاهده مقاله در Wiley Online Library
[۵] افشار کبیری و جعفر احمدی، «تحلیل جامعهشناختی ضعف فرهنگ کتابخوانی: الگوی ثابت ناسازگاری فرهنگی»، جامعهشناسی فرهنگ و هنر، سال هفتم، شماره ۴، ۱۴۰۴.
در پیام رهبر انقلاب اسلامی به اجلاس سراسری نماز آمده است: نماز، پشتوانه جهاد و فتح و ظفر در میدان مبارزه امروز ملت ایران است.
ابوالحسن فیروزآبادی با تأکید بر پیچیدگی حکمرانی فضای مجازی، بر ضرورت استفاده از سازوکارهای اقناعی، توافقی و مشارکتی تأکید کرد.
قم- مراسم بزرگداشت آیتالله شبیریزنجانی روز جمعه ۱۰ مهرماه به میزبانی آیتالله نوریهمدانی در دفتر ایشان در قم برگزار میشود.
Δ