نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
شاید مساله اصلی این نباشد که جوان ایرانی هویت خود را در فضای دیجیتال از دست داده است، بلکه مساله مهمتر این است که هویت او در محیطی تازه در حال بازتعریف است.
خبرگزاری مهر، سرویس دین، حوزه و اندیشه، سامان سفالگر: نسل جوان امروز در جهانی زندگی میکند که مرز میان «آنچه هست» و «آنچه نشان میدهد» هر روز کمرنگتر میشود. تلفن همراه و شبکههای اجتماعی دیگر صرفا ابزار ارتباط و سرگرمی نیستند، بلکه به بخشی از محیط اجتماعی تبدیل شدهاند که جوان در آن خود را تعریف میکند، دیگران را میسنجد، سلیقههایش را شکل میدهد و درباره جایگاه خود در جامعه تصمیم میگیرد. اگر در گذشته بخش مهمی از هویت فرد در خانواده، مدرسه، دانشگاه، محله و روابط اجتماعی شکل میگرفت، امروز فضای دیجیتال نیز به یکی از میدانهای اصلی هویتیابی تبدیل شده است. میدانی که قواعد آن با زندگی واقعی تفاوتهای جدی دارد.
یکی از مهمترین ویژگیهای این جهان تازه، امکان ساختن تصویری انتخابشده از خود است. کاربر میتواند آن بخش از زندگیاش را نمایش دهد که مطلوبتر، موفقتر یا جذابتر به نظر میرسد و بخشهای دیگر را پنهان کند. در نتیجه، فاصله میان «خودِ واقعی» و «خودِ مجازی» ممکن است بیشتر شود. زمانی که تایید دیگران، تعداد دنبالکنندگان(فالوورها)، میزان دیدهشدن یا دریافت واکنش مثبت به معیار ارزشمندیِ فرد تبدیل شود، هویت نیز در معرض فشار قرار میگیرد.
با این حال، نمیتوان هر تغییری را بحران هویت نامید و نمیتوان فضای مجازی را عامل همه مشکلات نسل جدید دانست. جهان دیجیتال همزمان فرصت و تهدید است. میتواند امکان یادگیری، ارتباط، خلاقیت و بیان فردی را فراهم کند و در عین حال، فرد را در معرض مقایسه اجتماعی، مصرفگرایی، نمایش دائمی و فشار برای شبیه شدن به الگوهای خاص قرار دهد.
این مساله برای جوان ایرانی ابعاد پیچیدهتری دارد. او همزمان با ارزشهای خانوادگی و فرهنگی، با شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه خود و جهانی مواجه است که بدون واسطه از طریق تلفن همراه وارد زندگی روزمرهاش شده است. در چنین شرایطی، مساله اصلی این نیست که آیا جوان ایرانی هویت خود را از دست داده است یا نه بلکه مساله این است که هویت او در برخورد میان این جهانهای متفاوت چگونه در حال بازتعریف است.
از این رو، خبرگزاری مهر در گفتگو با «محمدرضا پیسپار»، استاد دانشگاه و حوزه و امام جمعه سابق مسجد نیوکاسل در انگلیس، به واکاوی چند پرسش مهم در این رابطه پرداخته است.
مشروح گفتگو را در ادامه مطالعه فرمایید.
برای آغاز بحث، آیا اساسا میتوان از بحران هویت جوان ایرانی در عصر دیجیتال سخن گفت؟
اگر منظورمان از بحران هویت، از دست رفتن کامل هویت باشد، خیر. چنین برداشتی بیش از اندازه سادهانگارانه است. آنچه امروز با آن مواجهیم، بیشتر تغییر در فرآیند هویتیابی است. جوان امروز در چند محیط متفاوت زندگی میکند و هر محیط میتواند ارزشها و انتظارات متفاوتی داشته باشد. خانواده، دانشگاه، دوستان، رسانههای داخلی و فضای مجازی هرکدام بخشی از جهان ذهنی او را شکل میدهند. بنابراین مساله اصلی، دشوارتر شدن انتخاب و تثبیت هویت است.
این تغییر چه تفاوتی با تجربه نسلهای گذشته دارد؟
نسلهای گذشته نیز با تضاد میان سنت و مدرنیته یا میان خواستههای فردی و انتظارات اجتماعی مواجه بودند، اما سرعت و گستردگی مواجهه با الگوهای مختلف به اندازه امروز نبود. یک جوان امروز تنها با محیط پیرامون خود مقایسه نمیشود. او هر روز با صدها و هزاران سبک زندگی مواجه است. این حجم از انتخاب میتواند فرصت باشد، اما همزمان فشار انتخاب را نیز افزایش میدهد.
در این میان، «هویت نمایشی» چه جایگاهی پیدا میکند؟
هویت نمایشی زمانی شکل میگیرد که فرد بیش از آنکه صرفا زندگی کند، دائما به این فکر کند که چگونه دیده میشود. فضای مجازی این امکان را به وجود آورده که هر فرد ویترینی از زندگی خودش بسازد. مشکل زمانی آغاز میشود که این ویترین جای زندگی واقعی را بگیرد.
برای مثال، فرد ممکن است به جای اینکه از یک سفر یا یک موفقیت لذت ببرد، دائما به این فکر کند که چگونه آن را ثبت و منتشر کند تا واکنش بیشتری دریافت کند. به تدریج، نگاه دیگران میتواند وارد تعریف فرد از خودش شود. این همان نقطهای است که هویت از یک امر درونی و اجتماعی، به یک پروژه دائمی برای نمایش تبدیل میشود.
نقش الگوریتمها در این فرآیند چقدر جدی است؟
بسیار جدی است، اما نباید نقش آنها را اغراقآمیز کرد. الگوریتمها بر اساس رفتار کاربر، محتوایی را که احتمال میدهند بیشتر مورد توجه او قرار گیرد، بیشتر نمایش میدهند. بنابراین فرد ممکن است به تدریج در یک فضای محتوایی خاص قرار بگیرد و تصور کند آنچه در صفحهاش میبیند، تصویری کامل از جامعه است.
این موضوع در حوزه سبک زندگی اهمیت ویژهای دارد. اگر یک جوان دائما با تصاویری از ثروت، ظاهر خاص، مصرف کالاهای گرانقیمت یا نوع مشخصی از موفقیت مواجه شود، ممکن است این تصور در او شکل بگیرد که این الگوها معیار طبیعی موفقیت هستند. در حالی که آنچه در فضای مجازی دیده میشود، الزاما نماینده واقعیتِ جامعه نیست.
آیا این مساله میتواند هویت ایرانی را تحت تاثیر قرار دهد؟
بدون تردید فضای دیجیتال بر نگرش فرهنگی تاثیر میگذارد، اما این تأثیر الزاما به معنای تضعیف هویت ایرانی نیست. فضای مجازی همان اندازه که امکان ورود الگوهای فرهنگی جهانی را فراهم کرده، امکان بازنمایی فرهنگ ایرانی را هم ایجاد کرده است.
مشکل زمانی به وجود میآید که ما هویت ایرانی را امری کاملا ثابت تصور کنیم و انتظار داشته باشیم نسل جوان بدون پرسش و گفتوگو آن را بپذیرد. هویت فرهنگی زمانی ماندگار میشود که نسل جدید بتواند با آن ارتباط برقرار کند و در بازتعریف آن نقش داشته باشد. اگر میان ارزشهای فرهنگی و تجربه روزمره جوان فاصله ایجاد شود، طبیعی است که این فاصله به مسالهای جدی تبدیل شود.
پس آیا باید درباره تقابل «فرهنگ ایرانی» و «فرهنگ جهانی» صحبت کنیم؟
من بیشتر از تقابل، از تعامل و گاهی کشمکش صحبت میکنم. جوان ایرانی امروز میتواند همزمان به فرهنگ خود تعلق داشته باشد و از عناصر فرهنگ جهانی استفاده کند. هویت انسان مدرن چندلایه است. ممکن است یک فرد در یک موقعیت بسیار ایرانی فکر و رفتار کند و در موقعیتی دیگر از یک الگوی جهانی استفاده کند. این لزوما تناقض نیست.
اشتباه زمانی رخ میدهد که تصور کنیم جوان برای انتخاب یکی از این دو باید دیگری را کنار بگذارد. مساله مهم این است که او قدرت انتخاب و تحلیل داشته باشد و بداند چه چیزی را و چرا انتخاب میکند.
خانواده در این شرایط چه نقشی دارد؟
خانواده باید از «کنترل صِرف» به سمت «گفتوگو» حرکت کند. اگر والدین فقط درباره مدت زمان استفاده از تلفن همراه سوال کنند، بخش مهمی از مساله را از دست میدهند. پرسش مهمتر این است که فرزندشان چه محتوایی میبیند، چرا آن محتوا برایش جذاب است و پس از مصرف آن چه احساسی دارد.
وقتی خانواده فضای گفتوگو ایجاد نکند، احتمال پنهانکاری بیشتر میشود. اما اگر جوان بتواند بدون ترس درباره تجربههای خود در فضای دیجیتال صحبت کند، خانواده میتواند نقش مهمی در شکلگیری نگاه انتقادی او داشته باشد.
آیا مدرسه و دانشگاه نیز در این زمینه مسوولیتی دارند؟
قطعا. سواد رسانهای نباید فقط به آموزش چند توصیه درباره امنیت اینترنت خلاصه شود. جوان باید یاد بگیرد محتوایی را که میبیند تحلیل کند. بداند تبلیغات چگونه کار میکنند، الگوریتمها چه نقشی دارند، چرا مقایسه اجتماعی میتواند بر اعتمادبهنفس اثر بگذارد و چگونه میان واقعیت و نمایش دیجیتال تفاوت بگذارد.
ما به جای کاربرانی که فقط میدانند چگونه از فناوری استفاده کنند، به شهروندانی نیاز داریم که بدانند فناوری چگونه بر آنها اثر میگذارد.
برخی معتقدند محدود کردن دسترسی به شبکههای اجتماعی میتواند از آسیبهای هویتی جلوگیری کند. نظر شما چیست؟
محدودیت بهتنهایی پاسخ مساله هویت نیست. حتی اگر دسترسی به یک پلتفرم محدود شود، پرسشهای مربوط به هویت، سبک زندگی و مقایسه اجتماعی همچنان باقی خواهند ماند. ماله اصلی این است که جوان قدرت تحلیل داشته باشد.
البته جامعه درباره حریم خصوصی، امنیت دادهها، محتوای آسیبزا و حمایت از کودکان و نوجوانان حق سیاستگذاری دارد اما سیاستگذاری با حذف مساله متفاوت است. اگر قرار باشد سیاست فرهنگی موثر باشد، باید در کنار تنظیمگری، آموزش و توانمندسازی را نیز جدی بگیرد.
مهمترین خطری که جوان امروز در فضای مجازی با آن مواجه است چیست؟
شاید مهمترین خطر، مقایسه دائمی باشد. جوان در فضای مجازی معمولا «پشت صحنه» زندگی دیگران را نمیبیند. فقط ویترین را میبیند. زندگی خودش اما مجموعهای از موفقیتها، شکستها، نگرانیها و لحظات عادی است. وقتی این زندگی واقعی با ویترین دیگران مقایسه شود، طبیعی است که فرد احساس کند از دیگران عقب مانده است.
در چنین شرایطی ممکن است فرد به جای اینکه از خودش بپرسد «من چه میخواهم؟»، دائما بپرسد «دیگران از من چه میخواهند؟». این تغییر پرسش، از نظر هویتی بسیار مهم است.
آیا مسوولیت این وضعیت فقط بر عهده خود جوان است؟
خیر. اگر جوان در محیطی قرار گرفته که دائما او را با الگوهای متفاوت مواجه میکند، نمیتوان تمام مسوولیت را متوجه خودش کرد. خانواده، نظام آموزشی، رسانهها و سیاستگذاران هم در این فرآیند نقش دارند.
اگر از جوان انتظار داریم هویت فرهنگی خود را حفظ کند، باید امکان گفتوگو درباره این هویت را هم به او بدهیم. اگر از او میخواهیم در برابر تبلیغات و الگوهای مصرفی مقاومت کند، باید ابزار تحلیل در اختیارش قرار دهیم. نمیتوان از یک طرف جوان را مخاطب تصمیمها دانست و از طرف دیگر، او را از فرآیند گفتوگو درباره مسائل خودش کنار گذاشت.
در نهایت، آیا میتوان از «بحران هویت» عبور کرد؟
اگر مساله را درست تعریف کنیم، بله. شاید بهتر باشد به جای ترس از فضای دیجیتال، تلاش کنیم نسل جدید را برای زندگی در آن آماده کنیم. جوان امروز قرار نیست به جهان پیش از اینترنت بازگردد. بنابراین هدف نباید حذف فناوری از زندگی او باشد. هدف باید افزایش قدرت انتخاب و تحلیل او باشد.
هویت چیزی نیست که یک بار ساخته شود و برای همیشه ثابت بماند. هویت در طول زندگی تغییر میکند و با تجربههای جدید شکل میگیرد. جهان دیجیتال نیز یکی از مهمترین تجربههای نسل جدید است. اگر جامعه بتواند به جای برخورد صرفا سلبی، با این تحول وارد گفتوگو شود، فضای مجازی میتواند از یک تهدید بالقوه به فرصتی برای آگاهی، خلاقیت و بازتعریف هویت تبدیل شود.
بنابراین شاید مساله اصلی این نباشد که جوان ایرانی هویت خود را در فضای دیجیتال از دست داده است. مساله مهمتر این است که هویت او در محیطی تازه در حال بازتعریف است و جامعه باید یاد بگیرد چگونه این تغییر را بفهمد، با آن گفتوگو کند و به جای تصمیم گرفتن به جای جوان، قدرت انتخاب آگاهانه را در اختیار او قرار دهد.
سازمان میراث عربستان سعودی از کشف مسجدی متعلق به قرن اول هجری خبر داد.
نشست علمی «اربعین از نگاه امام شهید» با هدف واکاوی، تبیین و بازخوانی ابعاد مختلف این اجتماع بزرگ روز چهارشنبه ۲۵ شهریورماه برگزار میشود.
قم- رئیس دفتر آیتالله محفوظی از برگزاری مراسم دومین سالگرد ارتحال این فقیه و مرجع فقید پنجشنبه هفته جاری پس از نماز عشا در مسجد اعظم قم خبر داد.
برخی از رذایل اخلاقی به این سادگی قابل درمان نیستند و شاید اصلاً قابل درمان نباشند. یکی از این رذیلتها، رذیله «حماقت» است!
Δ