نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
اربعین را میتوان نمونهای عینی از یک «نظام اجتماعی پیچیده» دانست؛ زیرا شمار کثیری از کنشگران با منابع مالی و انسانی، اهداف سازمانی، قواعد رفتاری و ظرفیتهای متکثر در آن حضور دارند.
یادداشت مهمان_امیر حسین مرادی دلوئی، عضو هیئت علمی بنیاد پژوهشهای آستان قدس رضوی: نهضت حضرت سیدالشهدا (ع) را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک رخداد تاریخی محدود به سال ۶۱ هجری تحلیل کرد. عاشورا در طول تاریخ به مثابه یک منظومه معنایی و ارزشی فراتاریخی، ظرفیت بینظیری برای بازتولید اجتماعی و فرهنگی یافته و زیارت اربعین یکی از مهمترین بسترهای معاصر این بازتولید تمدنی به شمار میآید. زیارت در این چارچوب نظری، افزون بر ساحت فردی و معنوی، واجد ابعاد ساختاریِ اجتماعی و فرهنگی است که میتواند زمینهای کاملاً عینی برای تقویت هویت جمعی، همبستگی فرانژادی و کنشگری مسئولانه آحاد جامعه فراهم کند.
اربعین از این منظر، صرفاً یک مناسک فردی یا تجمع انبوه مذهبی نیست؛ بلکه عرصهای حیاتی برای شکلگیری و بازتولید شبکهای پویا از روابط میان زائران، موکبداران، نهادهای دینی، دولتها، گروههای داوطلب، جوامع محلی و سایر کنشگران است. همین ویژگیهای چندبعدی، اربعین را به موضوعی واجد اهمیت برای مطالعه در حوزههای بینرشتهای نظیر حکمرانی، سیاستگذاری عمومی و جامعهشناسی کنش جمعی تبدیل میسازد. در این چارچوب، میتوان اربعین را یکی از برجستهترین ظرفیتهای جهان اسلام برای تقویت پیوندهای اجتماعی، توسعه ارتباطات میانفرهنگی ملتها و بازنمایی عملی ارزشهایی همچون ایثار، خدمت بیمنت، کرامت انسانی و مسئولیتپذیری اجتماعی دانست (خسروپناه دزفولی، ۱۴۰۳؛ پورامینی، ۱۴۰۲).
گذار از مدیریت دولتی به حکمرانی شبکهای
تحولات اجتماعی شتابان و پیچیدهشدن روزافزون مسائل عمومی در عصر حاضر موجب شده است که الگوهای صلب، سنتی و متمرکز مدیریت دولتی برای پاسخگویی و اداره پدیدههای کلان جامعه انسانی بهتنهایی ناتوان باشند. در چنین شرایطی، مفهوم «حکمرانی شبکهای» بر نقش مجموعهای از کنشگران مستقل اما وابسته به یکدیگر تأکید میورزد که برای مواجهه با یک مسئله عمومی، ارائه خدمات یا تحقق یک هدف متعالی مشترک، از طریق تعامل، گفتوگو، اعتماد متقابل و سازوکارهای هماهنگی افقی با یکدیگر همکاری میکنند (کلیجن و کوپنجان، 2025).
این چارچوب نظری، امکان تحلیلی مناسبی برای درک ماهیت اربعین فراهم میآورد. در این رویداد بینظیر، دولتها و نهادهای رسمی حاکمیت تنها بازیگران میدان مدیریت نیستند؛ بلکه آستانهای مقدس، موکبهای مستقل، گروههای داوطلب، خیرین، جوامع محلی میزبان، نهادهای مذهبی و خودِ زائران نیز بهصورت کاملاً فعال در تولید، توزیع و ارائه خدمات و همچنین تحقق اهداف فرهنگی و اجتماعی مشارکت میورزند. از این منظر، حکمرانی اربعین نه به عنوان جایگزینی کامل برای ساختارهای رسمی حاکمیتی، بلکه به عنوان ترکیبی هوشمندانه از سازوکارهای رسمی و غیررسمی، دولتی و مردمی، و متمرکز و خودسازمانده قابل تحلیل است. مزیت اصلی این الگو در آن است که ظرفیتهای پراکنده کنشگران متنوع را در یک شبکه تعاملی مشترک گرد هم میآورد؛ شبکهای که در آن روابط اجتماعی، سرمایه متقابل، هنجارهای فکری و انگیزههای عمیق ارزشی در کنار سازوکارهای رسمی، نقشی کلیدی در هماهنگی اجرایی ایفا میکنند.
پیچیدگیهای حکمرانی در اکوسیستم اربعین
اربعین را میتوان نمونهای عینی از یک «نظام اجتماعی پیچیده» دانست؛ زیرا شمار کثیری از کنشگران با منابع مالی و انسانی، اهداف سازمانی، قواعد رفتاری و ظرفیتهای متکثر در آن حضور دارند. این پیچیدگی حکمرانی را میتوان دستکم در سه سطح تحلیل کرد:
نخست، پیچیدگی ماهوی: این سطح از پیچیدگی ناشی از تفاوت در ادراک، تحلیل و برداشت کنشگران مختلف از صورتمسئله، ارزشها و اهداف است. در اکوسیستم اربعین، وجود هویت و معنای مشترک حول محور قیام امام حسین (ع) به عنوان یک چتر مفهومی، به ایجاد زبان مشترک و کاهش بخش عمدهای از این پیچیدگی کمک شایانی میکند؛ هرچند نباید تفاوتهای ملموس فرهنگی، اجتماعی و نهادی میان کنشگران را نادیده گرفت.
دوم، پیچیدگی راهبردی: موکبهای مردمی، نهادهای حکومتی، گروههای داوطلب و سازمانهای بینالمللی دارای منابع، منافع و شیوههای عمل کاملاً متفاوتی هستند. از اینرو، هماهنگی عملیاتی میان آنها بیش از آنکه از طریق ابلاغیههای دستوری و فرماندهی عمودی امکانپذیر باشد، به سازوکارهای ارتباطی داوطلبانه، اعتماد متقابل، توافقهای طرفین، تقسیم کار منطقی و هماهنگی افقی نیاز دارد. (ایثار و از خود گذشتگی، صبر، پذیرش نظریه مقابل)
سوم، پیچیدگی نهادی: این پیچیدگی حاصل همزمانی، تلاقی و گاه تعارض میان قواعد قانونی رسمی، سنتهای بومی اجتماعی، هنجارهای مذهبی و رویههای محلی است. حکمرانی هوشمند در اربعین زمانی به عالیترین سطح کارآمدی میرسد که بتواند میان این مجموعه متکثر از قواعد و انتظارات، سازوکارهای هماهنگکننده و میانجی ایجاد کند.
بر این اساس، یکی از برجستهترین ویژگیهای اربعین، ظرفیت کمنظیر آن برای پیوند دادن نظم ساختاری رسمی با خودسازماندهی پویای اجتماعی است؛ ظرفیتی که در ادبیات علمی حکمرانی شبکهای جایگاهی بنیادی دارد.
حکمرانی مشارکتی و توزیع قدرت (برنامه خدمت رسانی)
یکی از ابعاد کلیدی و ارزشمند حکمرانی اربعین، مشارکت گسترده و لایهبهلایه مردم در فرایند تولید ارزش و ارائه خدمات گوناگون است. در این الگوی نوظهور، زائر صرفاً یک مصرفکننده و دریافتکننده منفعل خدمات نیست؛ بلکه میتواند همزمان در نقش خادم، داوطلب، خیر، میزبان، تولیدکننده و انتقالدهنده پیام و فرهنگ اصیل زیارت ظاهر شود. به همین دلیل، مشارکت در اربعین را باید فراتر از مشارکت ابزاری و تقلیلیافته اقتصادی تحلیل کرد و آن را نوعی مشارکت عمیق اجتماعی، شناختی و ارزشی دانست.
در این چارچوب، قدرت ساختاری و توان اجرایی صرفاً در نهادهای رسمی دولتی متمرکز نمانده و بخش اعظم ظرفیت حل مسائل پیچیده در اختیار بدنه جامعه و شبکههای داوطلبانه مردمی قرار میگیرد. نمونههای متعددی همچون خدمترسانی گسترده، اسکان، تغذیه، خدمات پزشکی، حملونقل، نظافت، و مشارکت فعال در تأمین امنیت اجتماعی، نشان میدهند که بخش اعظم ظرفیت عملیاتی اربعین از طریق همین مشارکت داوطلبانه از پایین به بالا تولید میشود (اکبری و همکاران، ۱۴۰۲؛ رمضانی، ۱۳۹۷).
البته این مشارکت گسترده به معنای نفی یا حذف کامل نقش دولت نیست؛ بلکه ویژگی متمایز کننده این الگو، تعامل همافزا میان ظرفیتهای حاکمیتی و مردمی است. از این رو، مسئله اصلی حکمرانی اربعین نه تقابل دوگانه «دولت یا مردم»، بلکه طراحی دقیق سازوکارهایی برای همافزایی متقابل میان دولت، جامعه مدنی، مؤسسات دینی و شبکههای مردمی است.
اقتصاد اربعین، همیاری و تولید ارزش اجتماعی
اقتصاد اربعین را میتوان نمونهای عالی از «اقتصاد مردمی و برکتمحور» دانست که در آن انگیزههای عمیق ارزشی، معنوی و اجتماعی در کنار ملاحظات اقتصادی نقش تعیینکننده دارند. بخش عظیمی از منابع مالی و پشتیبانی اربعین از طریق نذورات، خیرات خُرد، کمکهای داوطلبانه و مشارکت مستقیم مردم تأمین میشود. این امر امکان بسیج بیسابقهای از منابع پراکنده را برای خلق ارزش جمعی فراهم میسازد (پورامینی، ۱۴۰۲).
در این ساختار اقتصادی ویژه، ارزش خلقشده به منافع مادی و سود اقتصادی محدود نمیماند؛ بلکه مؤلفههای حیاتی سرمایه اجتماعی نظیر اعتماد عمومی، همبستگی، احساس تعلق، ایثار و کرامت انسانی بهصورت پیوسته بازتولید میشوند. حضور اقشار مختلف اجتماعی با پیشینهها، قومیتها و تمکنهای مالی متفاوت در یک جغرافیای زیستی مشترک و مشارکت همزمان آنان در خدمات، به تعدیل تمایزات طبقاتی و تقویت تجربه «همسرنوشتی» میانجامد.
از این منظر، اهمیت اقتصاد اربعین را نباید صرفاً در کاهش بار مالی و هزینههای اجرایی دولت جستوجو کرد. مسئله بنیادیتر، ظرفیت عملیاتی آن برای تبدیل انگیزههای فردی به خیر عمومی و ارزش اجتماعی است؛ الگویی که میتواند افقهای جدیدی را در مطالعه اقتصاد اجتماعی و مشارکتهای داوطلبانه بگشاید (نیستانی و همکاران، ۱۴۰۲).
تربیت اجتماعی و ارتقای ارتباطات میانفرهنگی
اربعین علاوه بر کارکردهای عمیق دینی و سیاسی، واجد ظرفیت فوقالعادهای برای «تربیت اجتماعی» و هویتسازی است. حضور میلیونها انسان از جوامع، فرهنگها و ملیتهای گوناگون در یک محیط پویای مشترک، امکان تجربه زیسته و مستقیم مفاهیمی چون خدمت بیمنت، همدلی، میزبانی و مسئولیتپذیری را هموار میسازد.
این تجربه میدانمحور، به تقویت هویت جمعی امت اسلامی و توسعه ارتباطات میانفرهنگی یاری میرساند. تعامل مستمر میان زائران و خادمان از کشورهای مختلف، بستری برای شناخت متقابل، رفع سوءتفاهمهای انتزاعی و شکلگیری شبکههای پایداری از روابط فراسوی مرزهای اعتباری جغرافیایی ایجاد میکند. از اینرو، اربعین یک کارگاه عینی برای دیپلماسی عمومی و ارتباطات میانفرهنگی محسوب میشود.
همچنین، حضور در شبکهای که فرد را از یک مصرفکننده صرف به یک کنشگر خدمترسان تبدیل میکند، فرایندی جامع از «یادگیری اجتماعی» را رقم میزند. در این بستر تربیتی، ایثار و همیاری از مفاهیم ذهنی به رفتارهای تثبیتشده تبدیل میشوند؛ فلذا ظرفیت تربیتی اربعین دقیقاً در همین پیوند وثیق میان معنویت، کنشگری اجتماعی و تجربه عملی ایثار نهفته است.
تربیت اجتماعی نسلهای نوظهور و ارتقای هوش فرهنگی
اربعین حسینی به عنوان یک کارگاه عینی و زیستبوم جامع تربیتی، وظیفهای حیاتی در جامعهپذیری دینی و هویتسازی برای نسلهای نوظهور (از جمله نسل جدید) ایفا میکند. در عصر جهانیشدن و تسلط رسانههای تجاری مدرن که با ایجاد فضاهای مجازی غربی، مرزهای هویتی و فرهنگی جوامع اسلامی را به چالش کشیدهاند، اربعین بستری ملموس برای تجربه کرامت واقعی انسان، روحیه تکریم، ایثار و فرهنگ خدمت بیمنت فراهم میسازد (کلیجن و کوپنجان، 2025).
این واقعه تمدنی، «هوش فرهنگی» و توانمندی منطبق بر درک تنوعات زیستی را در میان جوامع اسلامی به شدت ارتقا میدهد. اربعین به نسلهای نوظهور میآموزد که چگونه فرای مرزهای اعتباری، نژادی و سیاسی، به «همشناسی امت» و تعارف عمیق فرهنگی دست یابند. نفی طبقات اجتماعی و بازتعریف موقعیت افراد در طول مسیر پیادهروی، تمرینی عملی برای نیل به جامعه آرمانی اسلامی است که در آن تمایزات مادی بیاثر شده و هیچ ملاکی برای برتری جز تقوا، خلوص و خدمت وجود ندارد. این خودآگاهی جمعی، تبلور عینی ایثار است که نسل جوان را از دلبستگیهای مادی رها ساخته و هویت دینی آنان را در یک شبکه منطقی و ارزشی بازسازی میکند (نیستانی و همکاران، ۱۴۰۲).
اربعین به مثابه ظرفیت حکمرانی و تمدنسازی مردمبنیاد
تحلیل جامع اربعین در چارچوب نظریه حکمرانی شبکهای نشان میدهد که این پدیده عظیم را نمیتوان به یک مناسک مذهبی ساده یا یک عملیات خدماتی-لجستیکی تقلیل داد. اربعین زیستبومی چندسطحی از کنشگران رسمی و غیررسمی است که حول محور ارزشهای والای حسینی به هماهنگی و همافزایی میرسند.
دولتها در این الگو وظایف زیرساختی، امنیتی، دیپلماتیک و تنظیمگری کلان را بر عهده دارند، در حالی که شبکههای داوطلبانه مردمی بار اصلی خدمات، اسکان و خلق ارزش اجتماعی را دوش میکشند؛ امری که اربعین را به الگویی موفق از همزیستی حکمرانی رسمی و خودسازماندهی اجتماعی تبدیل کرده است.
از منظر تمدنی، اربعین با تجسمبخشی به مفاهیمی همچون ایثار، کرامت، عدالت و همبستگی، این ارزشها را از سطح گفتمان به متن زیست اجتماعی وارد میسازد. اگر تمدنسازی را فرایند نهادینهسازی ارزشهای بنیادین در مناسبات عینی جامعه تعریف کنیم، اربعین یکی از عملیاتیترین بسترهای بازتولید این ارزشهاست.
در نهایت، اربعین ظرفیتی گرانسنگ برای ارتقا و تعمیم الگوهای حکمرانی مشارکتی در جهان اسلام به شمار میرود. جهت تبدیل این تجارب ارزشمند به الگویی نهادینهشده، لازم است ابعاد مختلف آن با دادههای میدانی معتبر، شاخصهای دقیق علمی و مطالعات تطبیقی سنجیده شود تا بتوان افقهای تمدنی و حکمرانی آن را فارغ از نگاههای صرفاً شعائری تبیین نمود (خسروپناه دزفولی، ۱۴۰۳؛ پورامینی، ۱۴۰۲).
منابع
آقائی، محمد . (1405). از موکب تا تمدن: پیادهروی اربعین به عنوان الگوی عملی ولایت مردمی و خودسازماندهی در حکمرانی اسلامی. (e246897). مطالعات سیاسی تمدن نوین اسلامی
.e246897 doi: 10.22034/rcdir.2026.577411.1243
اکبری، ایمان، خانمحمدی، هادی، میرباقری، سیدمحسن و نجفی، حیدر. (۱۴۰۲). «استخراج مؤلفههای تحقق حکمرانی مشارکتی در جامعه اسلامی بر اساس تعالیم زیارت اربعین حسینی». فصلنامه مطالعات راهبردی بسیج، ۲۶(۱۰۰)، ۵–۳۸.
پورامینی، محمدحسین. (۱۴۰۱). «دیپلماسی زیارت و نقش آن در تقویت همبستگی و همگرایی جهان اسلام». فصلنامه فرهنگ زیارت، ۱۳(۵۳)، ۱۲۳–۱۴۶.
پورامینی، محمدحسین. (۱۴۰۲). «زیارت اربعین و حکمرانی مشارکتی؛ الگویی تمدنی از مشارکت مردمی در بستر شعائر دینی». فصلنامه فرهنگ زیارت، ۱۴(۵۶)، ۲۳–۴۸.
خسروپناه دزفولی، عبدالحسین. (۱۴۰۳). «نظریه حکمرانی مدرن، ولایی و حکمی بر اساس ادبیات معاصر، هوش مصنوعی و سوره مائده». راهبرد فرهنگ، ۱۷(۶۵)، ۷–۴۷.
رمضانی، محمدجواد. (۱۳۹۷). «راهبردهای بومیسازی امنیت در مراسم اربعین مبتنی بر تجربیات بسیج مردمی». نامه فرهنگ و ارتباطات، ۳(۱)، ۱۷–۳۸.
نیستانی، غلامعلی، پوریانی، محمدحسین و اژدری، حسین. (۱۴۰۲). «تحلیلی جامعهشناختی بر کارکردهای تمدنی راهپیمایی اربعین امام حسین(ع)». علم و تمدن در اسلام، ۴(۱۵)، ۶۱–۲۳۷.
Klijn, E. H., Koppenjan, J., Spekkink, W., & Warsen, R. (2025). Governance networks in the public sector. Routledge.
به گزارش خبرنگار مهر، همزمان با طلوع آفتاب و از ساعت ۶ صبح امروز، سهشنبه، مراسم باشکوه و چندمیلیونی راهپیمایی جاماندگان اربعین حسینی در تهران با شعار محوری «باید برخاست» آغاز شد.
اربعین حسینی پدیدهای صرفاً متعلق به گذشته یا محدود به جغرافیایی خاص نیست، بلکه الگویی پیشنگرانه و تمرینی برای ساخت «تمدن نوین اسلامی» و زیستجهان عصر ظهور است.
همزمان با فرارسیدن اربعین حسینی، پرچمهای سرخ در دست زائران و جاماندگان تهرانی به خونخواهی رهبر شهید انقلاب به اهتزاز درآمده است.
Δ