آیت الله برهان می‌گفت باید مراقب ورودی‌ها و خروجی‌های «نفس» باشیم

آیت‌الله شیخ علی‌اکبر برهان  از فقیهان مجاهد، عارفان مکتب تشیع و مربیان برجسته اخلاق بود که نقشی محوری در بازسازی هویت دینی و احیای پایگاه‌های مذهبی پایتخت ایفا کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، آیت‌الله شیخ علی‌اکبر برهان از فقیهان مجاهد، عارفان مکتب تشیع و مربیان برجسته اخلاق در قرن چهاردهم هجری است که در دورانی حساس از تاریخ معاصر ایران، به‌ویژه پس از سال‌های خفقان رژیم رضاخانی و آغاز دوره پهلوی دوم، نقشی محوری در بازسازی هویت دینی و احیای پایگاه‌های مذهبی پایتخت ایفا کرد و نمونه‌ای عینی از عالمان مردمی بود که علم را با عمل، و سلوک عرفانی را با حضور فعال اجتماعی گره زدند.

علی‌اکبر برهان در سال ۱۳۲۴ قمری در شهر تهران دیده به جهان گشود؛ پدرش، میرزا علی، از کسبه معتمد، متدین و نام‌آشنای تهران بود که فرزند خود را در بستری آمیخته با ایمان و تقوا پرورش داد و علی‌اکبر جوان پس از طی کردن دوران کودکی، قدم در مسیر علوم الهی گذاشت و مقدمات حوزه و بخشی از سطوح اولیه را در تهران و نزد استادان مبرز آن روزگار همچون سید محمد قیصر (یا قصیر)، شیخ علی رشتی و سید محمد استرآبادی با موفقیت سپری کرد. تشنگی مفرط وی برای کسب معارف در سنین جوانی، او را برای نخستین بار عازم حوزه کهنسال نجف اشرف ساخت و شیخ علی‌اکبر به مدت سه سال در نجف اقامت گزید و کتب متداول درسی آن عصر را نزد استوانه‌های علمی مانند شیخ مرتضی طالقانی و آقا میرزا محمد عراقی تلمذ نمود. وی پس از این دوره، مدت کوتاهی به تهران بازگشت، اما شوق تحصیل بار دیگر او را به تکاپو واداشت تا این‌بار رو به سوی حوزه علمیه تازه تاسیس قم نهد و از فضای پرنشاط علمی آن بهره‌مند شود.

در قم، سطوح عالیه فقه و اصول مانند مکاسب و کفایه را نزد عالم جلیل‌القدر، آیت‌الله شیخ محمدعلی حائری قمی و مؤسس بزرگ حوزه، آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی به اتمام رساند و برای عمق بخشیدن به اجتهاد خود، در دروس خارج فقه و اصول اعاظم قم از جمله آیات عظام سید محمدتقی خوانساری، سید محمد حجت کوه‌کمره‌ای و شیخ مهدی مازندرانی شرکت جست. برهان که به دنبال کمال علمی و معنوی بالاتری بود، برای دومین بار عازم عتبات عالیات شد و سال‌های متمادی در محضر استوانه‌های بی‌بدیل فقه و عرفان زانو زد و در این دوره از محضر مراجعی چون آیات عظام سید ابوالحسن اصفهانی، میرزا محمدحسین نائینی، شیخ محمدکاظم شیرازی، سید محمود شاهرودی و سید ابوالقاسم خویی بهره‌های فراوان برد و به درجه رفیع اجتهاد نائل آمد و همچنین با دریافت وکالت مطلقه از محضر آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی و آیت‌الله حجت، به عنوان شخصیتی مورد وثوق و امین مراجع طراز اول شناخته شد.

مشرب عرفانی و سیره اخلاقی

شیخ علی‌اکبر برهان علاوه بر تبحر در فقه، در سیر و سلوک معنوی نیز مرتبه‌ای والا داشت و نقطه عطف حیات معنوی او در نجف، اتصال به محضر عارف بی‌بدیل، حضرت آیت‌الله سید علی آقا قاضی طباطبایی بود که تأثیرپذیری از این مکتب عرفانی، از برهان شخصیتی متعبد، دائم‌الذکر و اهل معنا ساخت که زندگی‌اش آمیخته با اخلاص، تواضع و تقید شدید به مستحبات بود.

شاگردان وی همواره از نَفَس گرم و تأثیر عمیق تربیتی استاد یاد کرده‌اند؛ او به طلاب توصیه می‌کرد که درس خواندن هرگز نباید آنها را از نوافل، مستحبات، تعقیبات نماز و به‌ویژه برنامه‌های منظم سحرگاهی بازدارد، به طوری که آیت‌الله مجتهدی تهرانی از قول ایشان نقل می‌کرد که ثواب اعمال ما زیاد است، اما ثواب‌دان ما سوراخ است و با یک غیبت یا عمل حرام، تمام حسنات سحرگاهی را از دست می‌دهیم، پس باید مراقب ورودی‌ها و خروجی‌های نفس بود.

از ویژگی‌های بارز اخلاقی ایشان، هدایت عملی جامعه بود و او معتقد بود امام جماعت باید پیش‌قدم در همه امور باشد؛ به طوری که هر روز ساعتی پیش از نماز به مسجد می‌آمد، آنجا را نظافت و آراسته می‌کرد و سپس به اقامه نماز و وعظ می‌پرداخت و سخنان پرجاذبه و منبرهای اخلاقی وی چنان تأثیرگذار بود که حتی شرورترین و خطاکارترین افراد جنوب شهر را دگرگون ساخته و آنان را به اهل طاعت، عبادت و حتی ملازمان نماز شب تبدیل می‌کرد.

هجرت به تهران و تأسیس پایگاه معنویت در محله لرزاده

پس از سقوط حکومت رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰ شمسی و برداشته شدن فشار ناشی از دین‌زدایی پهلوی اول، آیت‌الله برهان ضرورت بازسازی اوضاع مذهبی ایران را به خوبی درک کرد و با اجازه و اشارت زعیم وقت، آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی، حوزه‌ علمیه نجف را رها کرد و به زادگاهش تهران بازگشت. او پس از گشت‌وگذار در مناطق مختلف پایتخت، حوالی خیابان خراسان در جنوب شهر تهران را برای مأموریت خود برگزید که این منطقه در آن دوران، منطقه‌ای پرت، کم‌برخوردار و محصور در میان زمین‌های کشاورزی و بیابان‌های دولاب بود، اما شیخ با پای پیاده در میان مردم آمدوشد کرد، ضرورت احیای دین را برای آنان بازگو نمود و با حمایت اهالی، ابتدا مسجدی کوچک بنا کرد که این پایگاه مذهبی به مرور زمان با معماری و هنر معمار نامی، حاج حسین لرزاده، توسعه یافت و به «مسجد لرزاده» مشهور شد و کل آن منطقه را به نام محله لرزاده هویت بخشید. آیت‌الله برهان در صحن این مسجد، حجره‌هایی کوچک بنا کرد و حوزه علمیه لرزاده را با پذیرش حدود ۷۰ تا ۸۰ طلبه از تهران و سایر شهرستان‌ها پایه‌گذاری نمود تا به تربیت طلابی باسواد، متخلق و متهجد بپردازد، به گونه‌ای که به گواهی آیت‌الله مهدوی کنی، طلاب مدرسة لرزاده در قم همواره انگشت‌نما و متمایز بودند؛ چرا که نظم، ادب، اخلاق و جدیت در درس را از نَفَس مربی خود به ارث برده بودند.

خدمات اجتماعی، رفاهی و مردم‌داری

مسجد لرزاده در دوران امامت آیت‌الله برهان، صرفاً یک مصلای عبادی نبود، بلکه همچون یک شهر کوچک و یک نهاد مدنی-اسلامی همه‌جانبه اداره می‌شد و سیره مردمی شیخ به گونه‌ای بود که حیاطی کوچک و اتاقی مستقل در کنار خانه‌اش ساخته بود که درب آن شبانه‌روز به روی مسافران، طلاب غریب و نیازمندان باز بود و از آنان پذیرایی می‌کرد. مهم‌ترین خدمات اجتماعی و رفاهی ایشان شامل تأسیس نخستین صندوق قرض‌الحسنه سنتی و مسجدمحور ایران با همکاری مریدانش برای گره‌گشای مشکلات مالی کسبه و طلاب، شبکه‌سازی و خودکفایی محلی با ترغیب نمازگزاران اصناف مختلف به برطرف کردن نیازهای کاری و معیشتی یکدیگر، تسهیل ازدواج جوانان با تبدیل بستر مسجد به محلی برای واسطه‌گری خیر، و همچنین حمایت از مؤلفان و اهل قلم بود؛ به طوری که هرگاه کتاب دینی ارزشمندی چاپ می‌شد، نویسنده را به مسجد فرا می‌خواند تا کتابش را به مردم معرفی کند که نمونه بارز آن، حضور مرحوم فیض‌الاسلام برای عرضه دوره شش‌جلدی ترجمه معروف خود از نهج‌البلاغه با حمایت و سفارش شیخ به نمازگزاران بود.

یکی از درخشان‌ترین ابعاد حیات اجتماعی آیت‌الله برهان، دافعه شدید او نسبت به فرهنگ غربی و نظام شاهنشاهی بود، چرا که او به خوبی درک کرده بود رژیم پهلوی قصد دارد از طریق نظام آموزش و پرورش رسمی، فرهنگ اسلامی را استحاله کند؛ از این رو، او دست به اقداماتی نوین زد و علاوه بر احداث «مدرسه علمیه برهانیه» در دو طبقه و ۳۴ حجره با امکانات رفاهی کامل در جوار حرم حضرت عبدالعظیم حسنی (ع)، اقدام به تأسیس کودکستان، دبستان و دبیرستان‌های دخترانه و پسرانه «برهان» در تهران نمود تا مدارس کلاسیک با معیارهای اسلامی پایه بگذارد. مدیریت و جو حاکم بر این مدارس به گونه‌ای بود که معلمان متعهد با زبان داستان و روش‌های تربیتی هوشمندانه، روحیه استکبارستیزی و دین‌داری را در دل دانش‌آموزان زنده نگه می‌داشتند و در حالی که در آن دوران، رژیم پهلوی مدارس را مجبور به شرکت در جشن‌های طاغوتی می‌کرد، کادر مدیریتی مدارس برهان با تدابیر مختلف از حضور دانش‌آموزان در این محافل خودداری می‌کردند.

آیت‌الله شیخ علی‌اکبر برهان پس از سال‌ها مجاهدتِ بی‌وقفه در سنگر حوزه، مسجد، مدرسه و خدمات اجتماعی، در سال ۱۳۴۰ شمسی (۱۳۷۸ قمری) برای انجام مناسک حج واجبی رهسپار دیار وحی شد و در همان سرزمین مقدس، در سن ۵۴ سالگی، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد. پیکر مطهر این عالم ربانی و فقیه مجاهد، در نیمه ذی‌الحجه سال ۱۳۷۸ قمری، پس از اقامه نماز توسط عالم مجاهد آیت‌الله شیخ حسین لنکرانی، در شهر مکه و در جوار مقبره باستانی و منسوب به حضرت حوا به خاک سپرده شد تا برای همیشه در پناه امن الهی آرام گیرد؛ اگرچه مرقد او در غربت مکه پنهان است، اما میراث عظیم او یعنی مسجد لرزاده، مدارس علمیه و شاگردان سترگی که پرورد، همچنان شجره طیبه‌ای است که ثمرات آن در تاریخ معاصر ایران جاری و ماندگار است.