جامعه رستگار، راهبرد رهبر شهید در امت سازی

سلام بر آن قائد شهید که در تربیت امت خود و ساختاردهی به بینش و گرایش امّت، کامیاب شد و امتی را معماری کرد که در فراق او مبعوث شدند.

یادداشت مهمان_محمد عشایری منفرد، پژوهشگر حوزه علمیه: در نخستین خطبه نهج‌البلاغه آمده است: «رُسُلٌ لا تُقَصِّرُ بِهِم قِلَّةُ عَدَدِهِم وَ لا کَثرَةُ المُکَذِّبینَ لَهُم: رسولانی که کمی تعدادشان و کثرت مخالفانشان آنان را محکوم به شکست نمی‌کرد».

قائد شهید در شرح این جمله‌ی امیرالمؤمنین ع، نگاهی به حرکت تکاملی بشر در بستر تاریخ، به سوی «جامعه‌ی رستگار عصر ظهور» انداخته‌ و مسؤولیت هر پیامبر را پیمودن یک گام از گامهای این سیر تکاملی دانسته‌اند. در باور ایشان، هر پیامبر در همان مقطعی از تاریخ که می‌زیست، باید پیامی را به جامعه می‌رساند تا امت خودش را یک گام به سوی «جامعه‌ی رستگارِ پایانِ تاریخ» نزدیک کند؛ یعنی هر پیامبر باید امت را یک پله ارتقا و تحویلِ پیامبر بعدی می‌داد تا او نیز امت را یک پله‌ی دیگر بالا ببرد. انبیای الاهی در این مأموریت تاریخی، هرچند با مشکلِ «قلّتِ یاران و کثرتِ دشمنان مکذِّب» روبرو بودند ولی این مشکل، نتوانست جلوی کامیابی هیچ‌یک از آنها را بگیرد؛ حتی پیامبری که به شهادت می‌رسید نیز تا هنگام شهادتش، توانسته بود امتش را همان قدر که بایسته بود، به سوی «جامعه‌ی رستگارِ پایانِ تاریخ» هدایت کند. (خامنه‌ای، سید علی، نبوتها در نهج‌البلاغه؛ ص: 185 تا 187). (اینجا)

حالا چشمان من، از پس این پرده‌های اشک، به وضوح می‌بیند که این برداشت ژرف ایشان، چقدر بر ملت ایران نیز قابل انطباق است؛ مگر نه‌این‌که امام راحل و قائد شهید رحمهماالله نیز به انبیا و اوصیای الاهی اقدا کردند و به عنوان «امناء الرسل»، «مجاری الأمور» را «به یدِ» خویش گرفتند (1) و هر کدام توانست در عصر قیادت و راهبری خویش، با پرورش و تربیت ملت ایران و نیز عالم تشیّع، امت را یک گام به سوی «جامعه‌ی رستگار پایان تاریخ» نزدیک‌تر کند؟

سلام بر آن قائد شهید که در تربیت امت خود و ساختاردهی به بینش و گرایش امّت، کامیاب شد و امتی را معماری کرد که در فراق او مبعوث شدند و جهان را در بهت بعثت خویش فرو بردند. چندان‌که در اربعین شهادتش، رهبر عزیز درباره ایشان فرمود: «هنر بزرگ ایشان که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، هنر تربیت و پرورش اجتماع از طریق ساخت افکار و روحیات و عواطف توده‌های عظیم مردم و گروههای اجتماعی بود.»

آری این، قائد شهید ما بود که در این جهان پر از فتنه و آشوب، قلّت یاران و کثرت دشمنان ومکذِّبان هرگز او را به ترس و نومیدی و سستی مبتلا نکرد و تا هنگام شهادتش با الهام از پایمردی پیامبران الاهی، گامی را که باید در مسیر نزدیک کردن امت خود به «جامعه‌ی رستگارِ پایانِ تاریخ» می‌پیمود، پیمود و کارنامه‌ای پر از موفقیت بر جای نهاد! (علماء امتی افضل من أنبیاء بنی‌اسرائیل).

پی‌نویس:

(1) در روایات آمده است: «الفقهاء أُمناء الرسل»، «مَجَارِی الْأُمُورِ وَ الْأَحْکَامِ عَلَی أَیْدِی الْعُلَمَاءِ بالله الْأُمَنَاءِ عَلَی حَلَالِهِ وَ حَرَامِه‌»، «علماء أُمّتی کأنبیاء بنی إسرائیل