«موش‌های بلفاست» ژانگولر بازی ندارد؛ یک کمدی واقعی ببینید

نمایش «موش‌های بلفاست» به کارگردانی فریور خراباتی نمونه مناسبی برای شناخت اثر کمدی برای مخاطبی است که امروزه از تماشای آثار سخیف کمدی‌نما خسته شده است.

خبرگزاری مهر- گروه هنر- علی حیدری؛ در فضای کنونی تئاتر ایران که بحث تولید با چالش‌های عمیق و متعددی مواجه است و به شکلی فزاینده و روزانه به این چالش‌ها اضافه می‌شود، میل کارگردانان، نمایشنامه‌نویسان و سرمایه‌گذاران در راستای بازگشت سرمایه و سودآوری به سمت تولید آثار کمدی رفته است و در بسیاری اوقات، انتخاب کمدی حاصل از دغدغه‌ فعالان و تولید کنندگان آثار تئاتری نیست و آثار تولید می‌شوند تا صرفا سرمایه در چرخش باشد و به سود برسد. ورای کمدی‌های شبانه یا تئاتر آزاد که عمر آن در تئاتر ایران و دنیا به چند سال اخیر برنمی‌گردد و سبقه طولانی دارد در تئاترحرفه‌ای امروز ما تعداد آثار کمدی به‌شکل تعجب‌آوری بیشتر و بیشتر می‌شود. البته انتخاب این ژانر به خودی‌خود مشکلی ندارد، اما از جایی مشکل و چالش ایجاد می‌شود که تئاتر آزاد در سالن‌های حرفه‌ای روی صحنه می‌آید و از همینجا یک ضد جریان متولد می‌شود که اگر پیشگیری نشود، موضوع بسط پیدا می‌کند و جلوه تئاتر حرفه‌ای را در نظر مخاطب خدشه‌دار تر از قبل خواهد کرد.

آثاری که ورای قاعده پیش می‌روند

در تئاتر امروز ما اندک آثاری هم هستند که با شناخت کافی ژانر کمدی به تولید رسیده‌اند و می‌توان آنها را به معنای واقعی کلمه کمدی نامید، زیرا در اسلوب نمایشنامه قواعد و خصایصی را دارا هستند که به مولفه‌های کلیدی این ژانر برمی‌گردد. کمدی یکی از غنی‌ترین ژانرهای تاریخ درام‌نویسی جهان است که در طول تاریخ و با خلق آثار مختلف سویه‌ها و متودهای مختلفی را به خود افزوده است. مشکلی که در تئاتر ما امروزه به شکلی جدی دیده می‌شود، نبود شناخت ژانر به‌ویژه در مورد کمدی است. به‌عبارتی درام‌نویس نمی‌داند برای اثبات کمدی بودن نمایشنامه چه مولفه‌هایی را در اثر قرار دهد یا از چه متدی در کمدی بهره بگیرد. نمایش «موش‌های بلفاست» به کارگردانی فریور خراباتی که در عمارت هما روی صحنه است، گزینه خوبی برای تماشای یک کمدی چهارچوب‌دار و متدمند است.

در «موش‌های بلفاست»، سه چریک ایرلندی برای تأمین هزینه‌های انقلاب خود قصد دارند به قطاری حامل پول دستبرد بزنند، اما در این مسیر با چالش‌هایی غیرمنتظره روبه‌رو می‌شوند … در این نمایش ما با کاراکترهایی مواجه هستیم که در وهله نخست جایگاه فروتری از مخاطب دارند، به‌عبارتی یا دامنه اطلاعات مخاطب یا هوش و توانمندی تماشاگر از این کاراکترها بیشتر است که این نخستین خصیصه کلیدی این ژانر است که کاراکترها در نسبت با مخاطب در موقعیت و سطحی فروتر و نازل‌تر قرار دارند. نکته دیگر متدمند بودن «موش‌های بلفاست» است، این نمایش در متد کمدی «لوژر» قرار دارد که در آن مضاف بر موقعیت مفروض پیچیده و چند لایه، گزافه‌گویی و میزانی از بی‌پروایی وجود دارد. در این متد از کمدی که در جنس کاراکتر پردازی نیز تاثیرگذار است، عمدتا کاراکترها دارای بلاهت و حماقت هستند؛ این نکته در این نمایش به درستی ایجاد شده است و با یک موقعیت جدی و بسیار حساس ایجاد «خنده» می‌کند. خنده دیگر مولفه کلیدی این ژانر است که دارای شکل‌های مختلفی است. در این نمایش با قهقهه طرف هستیم که یکی از انواع خنده‌های موجود است که برای این ژانر تعریف شده است.

درک بازیگران از مولفه‌های ژانری

بازیگران این نمایش می‌دانند که موقعیت و جنس کاراکترها برای خلق صحیح موقعیت‌های نمایشنامه دارای چه ابعاد و وجوهی است. به‌عبارتی شکل صحیح بازیگری کمدی را می‌شناسند و متن و کارگردانی نیز در این راستا بی‌تاثیر و فایده نبوده است. بازیگر در این فضا به عمد از خلق شخصیت جلوگیری می‌کند و می‌کوشد در مرز یک تیپ باقی بماند و فراتر از آن نرود، این خطا خطای رایجی در بین بازیگران تئاتر ماست که سعی دارند در یک اثر کمدی ورای نقشه راه کاراکتر و نمایشنامه پیش بروند و در راستای بیشتر دیده شدن به نقش مولفه‌های عمیق اضافه کنند و برای آن شناسنامه بسازند که این تصمیم در شرایطی که متن چنین توصیه‌ای نمی‌کند، انتخاب درستی نیست. در عمده موارد در درام کمدی، برخورد میان موقعیت و کاراکتر باعث تداخل، ستیز یا نبود تجانس می‌شود که در فضای کمدی که مخاطب به قهقهه واداشته می‌شود، همین نبود تجانس است که قهقهه را ممکن می‌کند. مثال بسیار پررنگ‌تر آن کمدی «چاپلینال» است که در آن موقعیت‌ها جدی و مهم، اما مواجهه کاراکتر با آن موقعیت‌ها سطحی و سرشار از بلاهت است و همین عامل تماشاگر را می‌خنداند. در «موش‌های بلفاست» خلق یک تیپ دلنشنین که مخاطب را تا انتها به آن دلبسته نگه دارد بسیار ملموس است و این هم‌راستایی بازیگران با متن و کارگردانی برگ برنده «موش‌های بلفاست» است. از سمتی دیگر متن سوی اجتماعی و ارتباط خود را با محیط بیرون از جغرافیای نمایش حفظ می‌کند و ارجاعات مستقیم به جامعه دارد که البته در تعدادی از صحنه‌ها کلیشه‌ای و گل‌درشت ظاهر می‌شود و قوه کشف و شهود مخاطب را از وی سلب می‌کند.

یک کمدی واقعی ببینید؛ نیازی به ژانگولربازی نیست!

در «موش‌های بلفاست» سادگی همه‌چیز را یک‌پارچه کرده است و نویسنده به هیچ‌وجه تلاش نمی‌کند که روی متن ژانگولر انجام دهد و اتفاق عجیبی را رقم بزند؛ مسئله کاملا برعکس است، «موش‌های بلفاست» صرفا روایت می‌کند و داستان می‌گوید و در خلال داستان به جامعه ارجاع می‌دهد و سپس برمی‌گردد و دوباره داستانش را می‌گوید. انتخاب روایت خطی نیز از تصمیم‌های درست نمایشنامه‌نویس و کارگردان است. زیرا در این فضا مخاطب نباید بیش از حد درگیر پیرنگ شود و مدام در تلاش برای فهم گره‌ها و زوایای پنهان داستان نمایش باشد بلکه باید موقعیت را فهم کند و بیشتر از روایت با ویژگی‌های تیپ‌های موجود در طول نمایش آشنا شود. البته به این معنا نیست که نمایش دارای تعلیق و کنش پیش‌برنده و بازدارنده نباشد و یا از عناصر کلیدی درام بهره کافی نگیرد، مسئله این است که باید دامنه سردرگمی مخاطب را در روند داستان کم کرد و اجازه داد با شخصیت‌ها همراه شود. «موش‌های بلفاست» عاری از ایراد نیست، اما ادعای بزرگی هم ندارد، ورای مسئله پایان‌بندی که بسیار سطحی و ساده برگزار می‌شود، کلیت نمایش نمره قابل قبولی از لحاظ ژانری و کارگردانی می‌گیرد.

این نمایش نمونه خوبی برای فهم یک اثر کمدی مقید به ژانر است که تماشای آن تفاوت‌های خنده سالم و ناسالم را برای مخاطب مشخص می‌کند و فرصتی را مهیا می سازد تا مخاطب علاقه‌مند به این ژانر که از تماشای آثار سخیف کمدی‌نما خسته شده است، اثر نسبتا درخوری ببیند.

نمایش «موش‌های بلفاست» به نویسندگی و کارگردانی فریور خراباتی و تهیه کنندگی رضا گوران روی صحنه تماشاخانه هما است.

وحید ‌منتظری، مسعود ‌میرطاهری، محمد ‌صدیقی ‌مهر و بی‌تا ‌عزیز گروه بازیگران این نمایش را تشکیل می‌دهند.

عکس از رضا جاویدی است.