نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
عوامل نمایش «آتشسوزیها» معتقد هستند که شرایط پیشآمده برای تئاتر از جمله بالا رفتن بهای بلیت ناشی از بیتوجهی مدیران و مسئولان به تئاتر و حمایت نکردن از این هنر است.
دریافت 31 MB
دریافت 51 MB
خبرگزاری مهر-گروه هنر-آروین مؤذنزاده، علی حیدری، فریبرز دارایی؛ نمایش «آتشسوزیها» به کارگردانی مرتضی میرمنتظمی اثری است که در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر به صحنه رفت و مورد استقبال مخاطبان هم قرار گرفت. فارغ از بحث بررسی نقاط قوت و ضعف این نمایش، «آتشسوزیها» اثری است که با تولیدی هزینهبر و با حضور بازیگران و عوامل حرفهای تئاتر به صحنه رفته است.
چند سالی است که شرایط تحمیلشده اقتصادی به تئاتر ایران که متأثر از شرایط اقتصادی جامعه است باعث شده تا تولید و اجرای تئاتر پرهزینهتر از گذشته شود و همین امر چالشهایی بسیار جدی برای کارگردان و گروههای تئاتری به وجود آورده است.
از سوی دیگر هیچ حمایت مالی قابل توجهی از سوی متولی فرهنگ و هنر نسبت به تئاتر و هنرمندان تئاتر وجود ندارد و همین روند شرایط نابسامانی را برای این عرصه از هنر رقم زده است.
مرتضی میرمنتظمی کارگردان «آتشسوزیها»، بهرام ابراهیمی و فرنوش نیکاندیش از بازیگران اثر و هادی احمدی از مشاوران متن و بازیگر نمایش با حضور در خبرگزاری مهر به گفتگو درباره چالشهای موجود برای تولید و اجرای «آتشسوزیها»، شرایط حال حاضر تئاتر ایران و حواشی مختلف ایجادشده از جمله بالا رفتن بهای بلیت برخی آثار نمایشی، نبود حمایت از تئاتر و تئاتریها و همچنین ارائه نقطهنظرات خود درباره نمایش و اجرای «آتشسوزیها» پرداختند.
در ذیل بخش سوم این نشست آمده است:
* اگر مایل باشید مباحث این بخش را با ارائه نظر شما درباره وضعیت اقتصادی تئاتر شروع کنیم. در شرایط فعلی تولید آثار بزرگ و پرهزینه بسیار پرریسک و چالشبرانگیز است و شاهد هستیم که اکثر کارگردانها و گروههای تئاتری به سراغ تولید آثار کمحجم و کمهزینه میروند. شرایط اقتصادی باعث شده که حتی اگر یک گروه بتواند تمامی اجراهای خود را با ظرفیت کامل مخاطب روی صحنه ببرد باز هم در تأمین هزینههای تولید و اجرای نمایش با چالش مواجه باشد. شما نمایش «آتشسوزیها» را در سالن اصلی روی صحنه بردید؛ اثری که تولید آن هزینهبر بوده است. چگونه در شرایط فعلی اقتصادی تئاتر ریسک تولید چنین کاری را پذیرفتید و آیا با توجه به استقبال مخاطبان از اجرای اثر، در تأمین هزینهها با چالش مواجه شدهاید؟
میرمنتظمی: با وجود اینکه در اجراهای سپری شده «آتشسوزیها» حتی یک صندلی خالی مخاطب هم نداشتیم و با ظرفیت ۱۰۰درصدی سالن روی صحنه رفتیم ولی به لحاظ اقتصادی کاملا متضرر هستیممرتضی میرمنتظمی: از لحاظ اقتصادی تولید و اجرای «آتشسوزیها» به هیچ عنوان توجیهپذیر نیست. از روز اول تمرین نمایش تهیهکننده به من گفت که حتی اگر با ظرفیت کامل مخاطب نیز تمام اجراها را سپری کنیم، باز هم به لحاظ اقتصادی متضرر خواهیم بود و الان این اتفاق افتاده است. تعداد اجراهای یک نمایش در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر با محدودیت مواجه است و قانونی برای تعداد اجراهای یک اثر در سالن اصلی گذاشته شده که نیاز جدی به بازنگری دارد. تعداد ۳۰ یا ۴۰ اجرا متناسب با تولید و اجرای نمایشهایی چون «آتشسوزیها» با تعداد بازیگر و عوامل صحنه بالا نیست.
تمام اعضای گروه از بازیگران و عوامل دیگر فقط و فقط برای به سرانجام رسیدن این نمایش حضور پیدا کردند. با وجود اینکه در اجراهای سپری شده «آتشسوزیها» حتی یک صندلی خالی مخاطب هم نداشتیم و با ظرفیت ۱۰۰ درصدی سالن روی صحنه رفتیم ولی به لحاظ اقتصادی کاملا متضرر هستیم و این اتفاق بسیار عجیبی است و وقتی با دیگران در این باره صحبت میکنیم متعجب میشوند.
* این معادله عجیب اقتصادی تئاتر ایران است که حتی با وجود استقبال مخاطب و فروش بالا نیز گروهها متضرر میشوند.
میرمنتظمی: باید مدیران و مسئولان تصمیمگیرنده پاسخگو باشند ولی متأسفانه متولی فرهنگ و هنر خود را کنار کشیده و تئاتریها را به جان یکدیگر انداخته استمیرمنتظمی: در این شرایط نباید تئاتری به جان تئاتری و به جان مخاطب بیافتد. باید مدیران و مسئولان تصمیمگیرنده پاسخگو باشند ولی متأسفانه متولی فرهنگ و هنر خود را کنار کشیده و تئاتریها را به جان یکدیگر انداخته است. واقعیت این است که مدیران و مسئولان تصمیمگیرنده باید حمایت کنند. در تمام دنیا از تئاتر حمایت مالی میشود و این امر باید در ایران هم رخ دهد. من به شخصه حمایت مالی نمیخواهم بلکه خواهان حمایت معنوی و افزایش تعداد اجراهای نمایش هستم. من از نسلی هستم که از ابتدا پولی از ادارهکل هنرهای نمایشی نگرفتم و همواره سهم ۲۰ درصدی سالن را هم پرداخت کردهام و میدانم که چگونه و چه اثری را روی صحنه ببرم که مورد استقبال مخاطبان قرار گیرد.
قانونی گذاشته شده که همه گروهها در سالن اصلی باید ۴۰ اجرا داشته باشند؛ این قانون اشتباهی است. چرا باید همه آثار با هر کمیت و کیفیتی تعداد اجرای یکسان داشته باشند؟ من فقط خواهان حمایت معنوی هستم پس پا روی خرخره من نگذارند که باید حتما نام فلان مترجم در اجرا گنجانده شود. شرایطی که به کارگردان و گروه تحمیل میشود به کیفیت اثر لطمه میزند.
متأسفانه شرایط در تئاتر ایران به شکلی رقم خورده که اکثر کارها تبدیل به آثاری با ۲ بازیگر شدهاند. چرا اکثر کارها دکور و لباس ندارند و اگر لباس هم دارند انتخابی شده است؟
بهرام ابراهیمی: به دلیل شرایط اقتصادی طراحی لباس در تئاتر به گونهای شده که طراح به بازیگرها میگوید چه لباسهایی دارید که برای اجرا مناسب باشند تا از آنها استفاده کنیم.
میرمنتظمی: چه اتفاقی افتاده که تئاتر به چنین شرایطی دچار شده است. متأسفانه مدیران و مسئولان خود را کنار کشیدهاند در حالی که باید از تئاتر حمایت مادی و معنوی داشته باشند. متأسفانه این وضعیت باعث شده که تئاتریها به جان تئاتریها بیافتند و در این روزها شاهد نمونهای از این اتفاق در بحث بهای بلیت برخی نمایشها هستیم.
ابراهیمی: زمانی من پاکت سیگار خود را ۲۸ هزار تومان میخریدم، در آن زمان بهای بلیت تئاتر ۱۵ هزار تومان بوده است. الان بهای پاکت سیگار من ۵۵۰ تا ۶۰۰ هزار تومان است. با توجه به این وضعیت بهای بلیت تئاتر باید چقدر افزایش پیدا کند؟بهرام ابراهیمی: زمانی من پاکت سیگار خود را ۲۸ هزار تومان میخریدم، در آن زمان بهای بلیت تئاتر ۱۵ هزار تومان بوده است. الان بهای پاکت سیگار من ۵۵۰ تا ۶۰۰ هزار تومان است. با توجه به این وضعیت بهای بلیت تئاتر باید چقدر افزایش پیدا کند؟ به طور منطقی با توجه به چندبرابر شدن بهای کالاها و هزینهها، بهای بلیت تئاتر باید حدود ۳ تا ۴ میلیون تومان باشد. دولت نگران همه چیز هست و اگر قیمتها نامتعادل است یارانه پرداخت میکند اما برای تئاتر چنین توجهی را ندارد. تئاتر ذات فرهنگی یک کشور است و اگر از تئاتر حمایت نمیکنیم به معنای این است که تمایلی به وجود این ذات فرهنگی نداریم. یعنی میخواهیم فرهنگیترین اتفاق هنری از مجموع هنرها حذف شود؟
دولت زمانی حمایت از تئاتر و نظارت بر آن را انجام میداد ولی چندین سال است که فقط نظارت بر تئاتر را انجام میدهد و از حمایت خبری نیست. در سال ۱۳۶۴ که نمایش «خاطره دو دوشنبه» اثر آرتور میلر را در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر اجرا کردیم، قرارداد شخصی با بازیگران از سوی مرکز هنرهای نمایشی منعقد شد و در عین حال از ۳۰ اجرا ۲۸ اجرای بازبینی داشتیم. ما همه شرایط را پذیرفتیم و کار کردیم ولی چرا حالا به حال خود رها شدهایم و به قولی بدون صاحب هستیم؟
مسأله حال حاضر این است که هیچ حمایتی از تئاتر نمیشود. در همه جای دنیا دولت و شهرداری به تئاتر کمک میکند؛ این حمایت در تئاتر برادوی هم وجود دارد.
میرمنتظمی: اگر آمریکا و اروپا را هم نادیده بگیریم در کشورهای همسایه و پیرامون خود نظیر ارمنستان نیز شاهد حمایت دولت و شهرداری از تئاتر هستیم. اگر در ایران ایده این است که تئاتر نابود شود که در حال نابودی هم هست، مدیران و مسئولان مسیر درستی را طی میکنند.
* این شرایط فشار و بار را روی دوش مخاطب وارد میکند.
میرمنتظمی: واقعیت این است که کیفیت از تئاتر رخ برمیبندد. در قدیم به دنبال این بودیم که یک تئاتر خوب ببینیم ولی حالا مخاطب در شرایطی قرار گرفته که فقط به دنبال این است یک تئاتر به معنای واقعی تئاتر را ببیند زیرا چنین آثاری بسیار کم هستند.
* وقتی به تماشای «آتشسوزیها» نشستیم علیرغم تمامی نقاط قوت و ضعف اثر با یک تئاتر مواجه بودیم و این حس اکثر مخاطبانی بود که بعد از پایان اجرا از سالن خارج میشدند.
بهرام ابراهیمی: من این نکته را به کرات طی اجراهای سپری شده از مخاطبان نمایش شنیدهام.
میرمنتظمی: اگر با این شکل و شمایل و فشارهای مختلف و نبود حمایت پیش برویم، تئاتر ایران به سمت اجرا با تک بازیگر و بدون دکور و لباس سوق پیدا خواهد کرد. باید بررسی شود که چرا چنین معضلی در تئاتر ایران شکل گرفته است که اکثر گروهها و کارگردانها به سراغ تولید آثاری با حضور ۲ بازیگر میروند. شاهد شکلگیری معضل دیگری هم هستیم و آن حضور کارگردان به عنوان بازیگر در اثر خود است.
بهرام ابراهیمی: به قولی اکثر کارگردانها مرتکب بازیگری میشوند.
میرمنتظمی: کارگردان خسته شده ولی میل به تئاتر کار کردن دارد و ناچار به بازی در نمایش خود نیز میشود.
* آقای ابراهیمی چند سالی است درباره تئاتر خصوصی صحبت میشود ولی خاطرمان هست که نمایش «دندون طلا» داود میرباقری با تهیهکنندگی عبدالله اسکندری از جمله اولین تئاترهای تولید شده بخش خصوصی در تئاتر بعد از انقلاب بود که اجراهای بسیار موفقی را هم سپری کرد.
بهرام ابراهیمی: پیشتر از «دندون طلا» هم «دایی وانیا» زندهیاد پری صابری با تهیهکنندگی دکتر شیرینلو همسر خانم صابری تولید و اجرا شد اما نکته قابل توجه این است که در سال ۱۳۷۱ حمایتی که مرکز هنرهای نمایشی از تولید این نمایش کرد بیشتر از سرمایه خصوصی مدنظر بود.
* دولت از یک دورهای حمایت خود از تئاتر را حذف و به جای آن از تلاش هنرمندان و هزینههایی که مخاطبان صرف میکردند شروع به درآمدزایی برای خود کرد. با راهانداختن جریان تئاتر خصوصی شرایط را به گونهای متفاوت رقم زد. از نظر شما به عنوان هنرمندی که چندین دهه است در تئاتر ایران فعالیت میکنید از کجا و چه زمانی روند حذف حمایت دولت از تئاتر شکل گرفت؟
ابراهیمی: بخش خصوصی هیچوقت دغدغه فرهنگی به معنای واقعی را ندارد و فکر میکنم که مدیران و مسئولان تصمیمگیرنده نیز این دغدغه فرهنگی را ندارندبهرام ابراهیمی: در زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی و وزارت آقای خاتمی پدیدهای به صورت ناخودآگاه و غیرمستقیم با این مضمون که تشکیلات دولتی برای خود درآمدزایی داشته باشند شکل گرفت. معتقدم این نقطه شروع حذف حمایت از تئاتر بود. از آن زمان موضوع سرمایهگذاری بخش خصوصی به جای دولت در تئاتر مطرح شد. اینکه آیا منویات بخش خصوصی با منویات دولت یکسان است یا نه را کنار میگذاریم که قطعا نیست. وقتی بخش خصوصی سرمایهگذاری میکند خواهان بازگشت سرمایه خود است.
خاطرم هست همزمان با اجرای «دایی وانیا» زندهیاد پری صابری در سالن چهارسوی تئاتر شهر، زندهیاد داود رشیدی نیز اثری را در سالن اصلی مجموعه به صحنه برده بود و هر ۲ نمایش با استقبال مخاطبان اجرا میشد. شرایط به گونهای بود که هر ۲ گروه شنبهها نیز اجرا میکردیم. در آن دوران بود که دولت و بخشهایی از دولت شروع به درآمدزایی برای خود کردند و این معضل در تئاتر ایران شکل گرفت. بخش خصوصی هیچوقت دغدغه فرهنگی به معنای واقعی را ندارد و فکر میکنم که مدیران و مسئولان تصمیمگیرنده نیز این دغدغه فرهنگی را ندارند.
* مدام از جریان تئاتر خصوصی صحبت میشود ولی هیچ کمپانی تئاتری در ایران شکل نگرفته است.
میرمنتظمی: واقعیت این است که در تئاتر ایران امکان شکلگیری کمپانیها وجود ندارد زیرا کمپانیها هم در همه جای دنیا مورد حمایت قرار میگیرند. در ایران هیچ حمایتی از تئاتر و تئاتریها نمیشود. معتقدم اگر حمایتی از سوی مدیران و مسئولان وجود ندارد حداقل به گروه و کارگردانهای تئاتر فشار نیاورند و به قولی پا روی خرخرهشان نگذارند و برای اینکه بدیهیات را در اختیار هنرمندان و گروهها قرار دهند آنها را اذیت نکنند.
نیکاندیش: به مرور شرایط باعث میشود که هر روز ناامیدتر و بیانگیزهتر از گذشته شویمفرنوش نیکاندیش: هنرمندانی را میشناسم که ایدهشان اجرای اثر در سالنهای تئاتری است و همه روند تولید مورد نیاز از متن، تمرین و طراحیها را برای اجرا در سالن انجام دادهاند ولی امکان اجرا در سالن برایشان فراهم نمیشود، از این رو به ناچار اثرشان را در منزل شخصی و با دعوت از تعدادی از دوستان و هنرمندان اجرا میکنند. این روند تبدیل به امری عادی شده است. هر روز به این موضوع فکر میکنم که تئاتر چقدر میتواند به زندگی روزمره من کمک کند؟ شاید به مرور زمان چیزی به نام تئاتر در ایران وجود نداشته باشد. رفته رفته تعداد کارهایی که دوست دارم در آنها به ایفای نقش بپردازم کم و کمتر میشود.
متأسفانه کارهایی که دوستشان داریم به لحاظ مالی تأمینکننده نیستند زیرا به معنای واقعی تئاتر هستند. گروهی را داشتیم که با کار نکردن آقای محمد رضاییراد کار نکرد و کنار رفت. به مرور این شرایط باعث میشود که هر روز ناامیدتر و بیانگیزهتر از گذشته شویم. اگر این روند اپیدمی شود و همنسلان من به این نتیجه برسند که کار نکنند خیلی غمانگیز است.
* این روزها بحث قیمت بلیت خیلی داغ است. نظرتان درباره پولهایی که بدون داشتن دغدغه وارد تئاتر میشوند، چیست؟ در حال حاضر همزمان چند کار با موضوع شاهنامه تولید شدهاند.
بهرام ابراهیمی: برای پرداختن به موضوع شاهنامه و اساطیر ایرانی خیلی دیر نیست؟
* هم دیر به این فکر افتادهایم و هم برخی که برای این کارها سرمایهگذاری میکنند دغدغه فرهنگی لازم را ندارند و بیشتر به فکر تأمین منافع خود یا جریانهای وابسته به آن هستند.
بهرام ابراهیمی: من بابت اجرا شدن چنین کارهایی خیلی خیلی خوشحال هستم زیرا بسیاری از همکاران من درگیر تولید و اجرای این اثر هستند و فعالیت میکنند. این باعث خوشحالی من است اما کمی درباره قیمت بلیت این نمایشها اغراق شده است. مگر چند درصد یک سالن بلیت به عنوان مثال ۵ میلیون تومانی دارد؟
* بهای بلیت باقی بخشهای سالن نیز بهای پایینی نیست.
ابراهیمی: بهای بالایی هم نیست. خیلی خوشحال هستم که تعداد زیادی از دوستان و همکارانم درگیر این کار هستند. من عاشق آرش دادگر به عنوان یک کارگردان توانا هستم که در یکی از این پروژهها مشغول به کار است. از این بابت خیلی خوشحال هستم. شک ندارم که همه درآمدهای حاصله از این پروژهها به این افراد نمیرسد ولی بخشی از درآمدها به آنها تعلق میگیرد. مدیران و مسئولان که هیچ کمکی به تئاتریها نمیکنند و تازه درصد هم میگیرند.
* نقدی به این نحوه قیمتگذاری بلیتهای برخی آثار نمایشی ندارید؟
ابراهیمی: نقدی ندارم ولی از آنجایی که همه چیز با اغراق همراه میشود و برخی مجالی برای عرضه خود پیدا کردهاند، موضوع بهای بلیت را تبدیل به یک معضل میکنند.
میرمنتظمی: افرادی که خود از بودجههای خاص بهره بردهاند شروع به نقد یک یا چند گروه و نحوه قیمتگذاری بلیت آنها میکنند.
هادی احمدی: درباره اقتصاد تئاتر، ما باید سه ضلع تئاتریها، دولت و مردم را در نظر بگیریم. فرد دانشجو قیمتهای بلیت را میبیند و میگوید تئاتر طبقاتی شده و من دیگر نمیتوانم تئاتر ببینم. تئاتریها از آن سو میگویند که این خود تئاتر نیست که گران شده بلکه تولید تئاتر هزینهاش بالا رفته است. دولت هم که حمایتی انجام نداده و شاید حتی از این وضعیت ناراضی نباشد. هرکدام اینها یک نقش دارند و دولت وظیفه حمایت دارد. تئاتریها هم نقش خاص خود را دارند و مردم هم نقشی در این داستان دارند. اگر مردم حاضر بشوند میلیونها تومان پول بدهند، این پیام را به تیم اجرایی میدهند که این تئاتر میتواند مدتها به شکل سولداوت اجرا برود. در این مثلث، نه میتوان رویکرد مردم را تغییر داد، نه زورمان به دولت خواهد رسید و نه تئاتریها قانع خواهند شد. در این وضعیت اگر بخواهم اولویتبندی بکنم، به هر روی نگاهم را سمت دولت میگذارم. دولت در کنار حمایتهای مادی و معنوی وظیفه قانونگذاری هم دارد و وقتی سازوکار مشخصی برای سالنهای اجرا وجود ندارد، پیش آمدن چنین اتفاقاتی بعید نیست.
* آقای میرمنتظمی نظر شما به عنوان یک کارگردان تئاتر درباره وضعیت پیش آمده برای تعیین بهای بلیت برخی نمایشها چیست؟
میرمنتظمی: نباید شرایط به گونهای شکل بگیرد که تئاتر و تئاتریها را زیر سؤال برد. باید مطالبه را از دولت، مدیران و مسئولان داشته باشیم. مطالبه نه باید از هنرمند تئاتری باشد و نه از مردم.
* نمیتوان این نکته را کتمان کرد که برخی تئاتریها با نگاه کاسبکارانه رفتار میکنند. تئاتر ایران هم از مدیران و مسئولان ضربه خورده و هم از برخی هنرمندان تئاتر که فقط به نفع خود فکر میکنند. منطقی است که بهای بلیت یک نمایش ۱ تا حتی ۲ میلیون تومان باشد زیرا هزینهها بسیار بالا رفته و نباید توقع داشت که بهای بلیت تئاتر افزایش پیدا نکند. متأسفانه برخی هنرمندان بدعتهایی را میگذارند که باعث ضربه زدن به تئاتر میشود.
نیکاندیش: چرا برخی که به بهای بالای بلیت معترض هستند به پایین بودن بهای بلیت تئاتر در تئاتر شهر اعتراض نمیکنند؟ میرمنتظمی: حرف من این است که نباید یقه هنرمند را گرفت و گفت که بدعت گذاشته است. باید از مدیران و مسئولان مطالبه داشت که هیچ حمایتی از تئاتر نمیکنند و تئاتر را به این سمت سوق میدهند. باید بحث این باشد که چرا مدیران و مسئولان از تئاتر حمایت نمیکنند تا چنین شرایط و وضعیتی ایجاد شود.
* اگر تئاتر ایران در وضعیت نامناسب فعلی قرار دارد هم مدیران و مسئولان تصمیمگیرنده فرهنگی در آن دخیل هستند و هم برخی هنرمندان تئاتر. نمیتوان تأثیر منفی برخی هنرمندان تئاتر را کتمان کرد و نادیده گرفت.
میرمنتظمی: من هم اصلا قصدم کتمان این موضوع نیست و فقط حرفم این است که انگشت اتهام را روی هنرمند نگذاریم. اول باید از مدیران و مسئولان مطالبه داشته باشیم و بعد به سراغ هنرمندان تئاتر بیاییم زیرا مدیران و مسئولان از به جان هم افتادن تئاتریها بسیار خوشحال میشوند.
نیکاندیش: چرا برخی که به بهای بالای بلیت معترض هستند به پایین بودن بهای بلیت تئاتر در تئاتر شهر اعتراض نمیکنند؟ واقعیت این است که افرادی که معترض هستند خودشان در فرصتهای مختلف از بودجههای خاص استفاده کردهاند و الان دیگران را بابت بالا بردن بهای بلیت نقد میکنند.
آئین رونمایی از سه کتاب پرتره درباره حمید نعمتالله، نرگس آبیار و محمد متوسلانی در موزه سینما برگزار شد.
در مراسم یادبود اکبر عبدی با حضور خانواده اش و هنرمندان از تندیس او رونمایی شد.
Δ