نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
سعید فلاحفر عکاس و پژوهشگر هنر معتقد است «هنر معاصر» را نمیتوان تنها ادامه طبیعی مکاتب هنری یا نتیجه تحول تاریخی سبکها دانست بلکه این اصطلاح به شیوه مواجهه با جهان امروز دلالت دارد.
به گزارش خبرنگار مهر، قرار است طی سلسله نشستهایی با عنوان «پرسشهای اکنون» با هدف طرح پرسشهای بنیادین هنری که در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار میشود، «هنر معاصر» بررسی شود که بر این اساس، نشست اول و دوم این مجموعه با عنوان «چه چیزی معاصر است؟» و «نسبت هنر معاصر با نهاد چیست؟» در دو هفته اخیر برگزار شد.
در نشست اول، سخنانی مطرح شد که برخی آن را تأیید میکنند و برخی دیگر مخالف آن هستند. برخی از کارشناسان هنر معتقدند هنر مدرن بر پایه «فرم، سبک و مهارت» استوار است، اما «هنر معاصر» بر پایه «روایت، دغدغههای انسانی و ایجاد آگاهی اجتماعی» تعریف میشود که در نشست اول موزه هنرهای معاصر تهران، سخنرانان، تاکیدی بر این رویه نداشتند.
بهزاد حاتم در این نشست، «هنر معاصر» را همروزگار با هر دوره دانست و آن را مفهومی آغاز و پایانناپذیر معرفی کرد و با اشاره به تغییر رویکرد موزههای معاصر جهان از سال ۲۰۰۰، موزه هنرهای معاصر تهران را دیگر «معاصر» ندانست و گالریهای خصوصی را محل ظهور هنر روز ایران معرفی کرد.
ابراهیم حقیقی اما با نگاهی تاریخنگارانه، تکیه صرف بر زمان را برای تعریف معاصریت ناکافی خواند و با اشاره به برنامه درسیِ منسوخِ دانشکدههای هنر، گفت که هنر ایران بهسادگی از مدرنیته به معاصریت نرسیده است.
در نشست دوم نیز، «پرسشهای اکنون» به پاسخ قطعی درباره نسبت هنر معاصر و نهاد نرسید اما تمایزی اساسی را برجسته کرد که «نهاد فقط مکانی نیست که هنر پس از تولید وارد آن شود. نهاد میتواند در دیدهشدن، نامگذاری، ارزشگذاری، مشروعیتیافتن و تاریخیشدن هنر نقش داشته باشد. در مقابل، خودِ نهاد نیز موضوع نقد، بازتعریف و مطالبه است.»
در همین راستا، سعید فلاحفر هنرمند عکاس و پژوهشگر هنر در گفتگو با خبرنگار مهر درباره «هنر معاصر» بیان کرد: وقتی درباره یک اثر هنری سخن میگوییم، معمولاً نخستین گام، توصیف ویژگیهای آن است؛ از ترکیببندی، رنگ، فرم و تکنیک گرفته تا سبک، مکتب و جایگاه تاریخی آن. چنین رویکردی برای شناخت هنر کلاسیک و حتی بخش بزرگی از هنر مدرن ضروری است. زیرا اثر هنری را میتوان در چارچوب معیارهای زیباشناختی، ایسمهای هنری و سیر تحول تاریخ هنر تحلیل کرد اما این شیوه برای فهم «هنر معاصر» به تنهایی کافی نیست، چراکه هنر معاصر بیش از آنکه در ویژگیهای ظاهری اثر خلاصه شود، در کنش اجتماعی، روایت و مواجههای که میان هنرمند، اثر و مخاطب شکل میدهد، معنا پیدا میکند.
وی تصریح کرد: باید میان «هنرِ دوره معاصر» و «هنر معاصر» تفاوت قائل شد. هنرِ دوره معاصر، به سادگی به آثاری گفته میشود که در زمان حاضر خلق شدهاند اما «هنر معاصر» اصطلاحی است با مفهومی فراتر از یک دوره زمانی. این اصطلاح صرفاً به تازگیِ اثر اشاره ندارد، بلکه به نوعی نگرش و شیوه مواجهه با جهان امروز دلالت میکند. از این منظر، «هنر معاصر» را نمیتوان تنها ادامه طبیعی مکاتب هنری یا نتیجه تحول تاریخی سبکها دانست.
فلاحفر گفت: «هنر معاصر»، بیش از آنکه به قواعد تثبیتشده وفادار باشد، به رخدادهای اجتماعی، مسائل انسانی و تجربه زیسته انسان معاصر واکنش نشان میدهد. شاید بهتر باشد «هنر معاصر» را به نوعی خارج از بحث «هنر» به مفهوم متعارف آن تعریف کنیم. «هنر معاصر» از قالبهای از پیش تعریفشده فاصله میگیرد و خود را به هیچ رسانه یا ابزار مشخصی محدود نمیکند. گاهی در قالب یک نقاشی ظاهر میشود، گاهی در عکس، ویدئو، پرفورمنس، چیدمان یا هنر مفهومی. حتی ممکن است در شکل یک دستور آشپزی، یک متن یا هر ساختار غیرمتعارف دیگری ارائه شود. آنچه این آثار را به هم پیوند میدهد، نه شباهت در فرم و تکنیک، بلکه نوع نگاه و دغدغه مشترک آنهاست؛ دغدغهای که مخاطب را به تأمل درباره مسائل زندگی امروز فرا میخواند.
وی در ادامه توضیح داد: در این نگاه، کیفیت اجرایی یا مهارت فنی اثر، اگرچه میتواند اهمیت داشته باشد اما اولویت اصلی نیست. آنچه اهمیت پیدا میکند، روایتی است که اثر از یک مسئله اجتماعی، سیاسی، فرهنگی یا انسانی ارائه میدهد و گفتگویی است که میان اثر و مخاطب شکل میگیرد. «هنر معاصر» میخواهد پرسشی را پیش روی مخاطب قرار دهد یا او را با واقعیتی روبهرو کند یا حساسیت او را نسبت به مسئلهای برانگیزد. از این رو، ارزش اثر بیش از آنکه در زیبایی بصری یا پیچیدگی تکنیکی آن باشد، در تواناییاش برای ایجاد مواجهه و اندیشیدن درباره ویژگیها و مشکلات دنیای معاصر نهفته است.
فلاحفر با تاکید بر اینکه نمیتوان هنر معاصر را صرفاً بر پایه زمان تولید اثر تعریف کرد، گفت: بسیاری از آثاری که امروز خلق میشوند، ممکن است از نظر مضمون، شیوه بیان و هدف، همچنان در چارچوبهای سنتی یا مدرن قرار گیرند و نسبتی با مفهوم «هنر معاصر» نداشته باشند. در مقابل، برخی آثار متعلق به دورههای گذشته، به دلیل پرداختن به مسائل انسانی و اجتماعی و ایجاد گفتگویی ماندگار با مخاطب، با تعریف امروزین «هنر معاصر» همخوانی پیدا میکنند. برای نمونه، آثاری مانند «گرنیکا» اثر پیکاسو یا «سوم ماه مه ۱۸۰۸» اثر گویا، اگرچه سالها پیش خلق شدهاند اما همچنان به دلیل روایت خشونت، جنگ، رنج انسان و اعتراض به بیعدالتی، واجد همان روحی هستند که «هنر معاصر» را شکل میدهد. همچنین نمایش «کشتی مهاجران»، بازنمایی مرگ آیلان کُردی در ساحل یا بسیاری از پروژههای هنری که به بحران مهاجرت، محیط زیست یا نابرابریهای اجتماعی میپردازند، بیش از آنکه به دنبال خلق شیئی زیبا باشند، در پی ایجاد آگاهی و برانگیختن مسئولیت اجتماعی هستند.
وی عنوان کرد: از این منظر، «هنر معاصر» را باید نه در قالب یک سبک یا دوره تاریخی، بلکه بهعنوان تجربهای زنده و پویا فهمید. تجربهای که هر بار در هیئتی تازه ظهور میکند و از هر رسانهای برای بیان خود بهره میگیرد. از این رو؛ «هنر معاصر» بیش از آنکه با مشخصات اثر و تعاریف سبکی شناخته شود، با مصداقهای آن شناخته میشود.
این پژوهشگر هنری در پایان اظهار کرد: «هنر معاصر»، بیش از آنکه پاسخ ارائه دهد، پرسش میآفریند و بیش از آنکه به توصیف جهان بپردازد، مخاطب را به مواجهه با واقعیتهای آن دعوت میکند. شاید به همین دلیل، شناخت «هنر معاصر» نه با شمردن ویژگیهای اثر، بلکه با درک روایت، زمینه اجتماعی و کیفیت مواجههای که میان هنرمند و مخاطب شکل میدهد، امکانپذیر است.
آئین گرامیداشت مرحوم مهران زینتبخش از هنرمندان عرصه مستندسازی هم زمان با اولین سالروز درگذشت این کارگردان در خانه سینما برگزار شد.
تهیه کننده «سفیر عشق» بیان کرد که این برنامه روایتی رادیویی از دلدادگی شاعران و زائران به امام رضا (ع) است.
نمایش «سکوت برهها» به کارگردانی نیکولای فاستر در بریتانیا اجرا میشود.
رامبد جوان در تازهترین فعالیتش در عرصه برنامهسازی مسابقه بزرگ «فستیوای» را با محوریت خلق آثار هنری با هوش مصنوعی وارد مرحله پیشتولید کرد.
Δ