نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
مرکز پژوهشهای مجلس در تازهترین گزارش کارشناسی خود با عنوان «تنظیمگریهای معطوف به ودیعه مسکن در ایالات متحده و ارائه رهنمونهای سیاستی برای بخش استیجاری کشور»، به سراغ یکی از موضوعاتی رفته که در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ ودیعه مسکن یا همان پول پیش. این گزارش نشان میدهد حتی در آمریکا، که معمولاً از آن بهعنوان نماد اقتصاد بازار یاد میشود، روابط میان موجر و مستأجر کاملاً به سازوکار بازار سپرده نشده و برای موضوع ودیعه، مجموعهای از قواعد و ضوابط مشخص در نظر گرفته شده است. در این گزارش خبری، مهمترین نکات این مطالعه را به زبان ساده مرور میکنیم.
وقتی صحبت از ودیعه مسکن میشود، اغلب ذهن ما به همان پول پیش میرود؛ مبلغی که مستأجر در ابتدای قرارداد به موجر میپردازد و انتظار دارد در پایان قرارداد آن را پس بگیرد. اما گزارش تازه مرکز پژوهشهای مجلس میگوید این نگاه، بیش از حد سادهانگارانه است. در بسیاری از کشورها، از جمله ایالات متحده، ودیعه مسکن صرفاً یک توافق مالی میان موجر و مستأجر نیست، بلکه نهادی است که برای آن مجموعهای از قوانین و سازوکارهای حمایتی طراحی شده است.
نکتهای که گزارش روی آن تأکید دارد، شاید برخلاف تصور بسیاری از ما باشد. در ایران، ودیعه مسکن یا همان پول پیش معمولاً فقط مبلغ توافقی است که ابتدای قرارداد پرداخت میشود و در پایان قرارداد پس گرفته میشود و هیچ نظارتی بر آن وجود ندارد. اما نویسندگان گزارش میگویند در بسیاری از ایالتهای آمریکا، ودیعه اصلاً یک پول در اختیار تام موجر نیست؛ بلکه یک ابزار حقوقی و مالی است که برای آن مجموعهای از قواعد دقیق طراحی شده است.
در واقع، سؤال اصلی گزارش این نیست که «مبلغ ودیعه چقدر باشد؟» بلکه یک سؤال بنیادیتر را مطرح میکند؛ اگر قرار باشد ودیعه از مستأجر حمایت کند و همزمان حقوق موجر را هم حفظ کند، چه قواعدی باید بر آن حاکم باشد؟پاسخ گزارش به این سؤال، در شکل شماره یک این گزارش خلاصه شده است؛ در این نمودار، ودیعه مسکن در مرکز قرار گرفته و نویسندگان توضیح میدهند که این مبلغ فقط سه وظیفه دارد: تضمین پرداخت اجاره، جبران خسارت احتمالی به واحد مسکونی و تضمین پرداخت بدهیهایی مانند قبوض.
به همین دلیل، تمام قوانین مربوط به ودیعه در آمریکا حول پنج محور طراحی شدهاند؛ پنج محوری که به تعبیر گزارش، ستون فقرات نظام تنظیمگری ودیعه مسکن را تشکیل میدهند.
نخستین محور، تعریف دقیق ماهیت ودیعه مسکن است. در آمریکا ودیعه از اجارهبها کاملاً تفکیک شده و تنها نقش تضمین را ایفا میکند. گزارش تأکید میکند این تعریف حقوقی، از تبدیل شدن ودیعه به ابزاری برای تأمین مالی موجر جلوگیری میکند و مالکیت این مبلغ را همچنان متعلق به مستأجر میداند.
دومین ابزار، تعیین سقف قانونی برای ودیعه است. برخلاف تصور رایج، در بسیاری از ایالتهای آمریکا موجر نمیتواند هر مبلغی را به عنوان ودیعه مطالبه کند. در ۲۶ ایالت، سقف ودیعه معمولاً بین یک تا دو برابر اجاره ماهانه تعیین شده است. فلسفه این محدودیت نیز روشن است؛ اگر مبلغ ودیعه بیش از اندازه افزایش پیدا کند، ورود خانوارهای کمدرآمد به بازار اجاره دشوارتر میشود و بخش بزرگی از درآمد یا پسانداز آنها صرف تأمین پول پیش خواهد شد.
سومین محور، نحوه نگهداری ودیعه است؛ بخشی که شاید برای بسیاری از مخاطبان ایرانی عجیب باشد. در ۲۰ ایالت آمریکا، موجر موظف است ودیعه را در حسابی جدا از دارایی شخصی خود نگهداری کند. این الزام دو هدف دارد؛ نخست اینکه در صورت ورشکستگی موجر، طلبکاران نتوانند به این پول دسترسی پیدا کنند و دوم اینکه ودیعه همچنان به عنوان دارایی مستأجر شناخته شود. حتی در برخی ایالتها، موجر موظف است در پایان قرارداد سود این مبلغ را نیز به مستأجر پرداخت کند؛ زیرا قانونگذار معتقد است هرگونه منفعت حاصل از این پول، متعلق به صاحب اصلی آن یعنی مستأجر است.
چهارمین ابزار، تعیین موارد مجاز برداشت از ودیعه است. گزارش نشان میدهد در بسیاری از ایالتها، موجر فقط در چند مورد مشخص حق استفاده از ودیعه را دارد؛ از جمله اجاره پرداختنشده، خسارت واقعی به ملک، بدهی قبوض یا هزینه نظافت نهایی. برداشت خارج از این موارد مجاز نیست و در برخی ایالتها حتی استفاده شخصی از ودیعه با مجازاتهای کیفری همراه است. هدف از این مقررات، کاهش اختلافات میان موجر و مستأجر و جلوگیری از کسورات سلیقهای است.
پنجمین محور نیز زمان بازگرداندن ودیعه است. در آمریکا قانون برای بازپرداخت ودیعه مهلت مشخص تعیین کرده است؛ بسته به ایالت، این مهلت بین ۱۴ تا ۶۰ روز است و در شرایط اضطراری حتی میتواند به ۷۲ ساعت کاهش یابد. اگر موجر از بازگرداندن بهموقع ودیعه خودداری کند، در برخی ایالتها باید دو یا سه برابر مبلغ ودیعه را به عنوان جریمه پرداخت کند. به این ترتیب، بازپرداخت ودیعه صرفاً یک تعهد اخلاقی نیست، بلکه ضمانت اجرایی قانونی دارد.
گزارش میگوید که این پنج ابزار، جدا از هم عمل نمیکنند، بلکه یک بسته سیاستی واحد را تشکیل میدهند. ابتدا قانون ماهیت ودیعه را مشخص میکند، سپس سقف آن را تعیین میکند، بعد نحوه نگهداری و مالکیت آن را روشن میسازد، موارد برداشت را محدود میکند و در نهایت زمان و شیوه بازگرداندن آن را نیز قانونمند میکند. همین زنجیره باعث میشود ودیعه ابزاری برای ایجاد ثبات در بازار اجاره تبدیل شود.
مرکز پژوهشهای مجلس در پایان تأکید میکند که ایران نیز میتواند بدون کپیبرداری از قوانین آمریکا، از همین منطق سیاستی استفاده کند؛ یعنی با تعریف دقیق ماهیت ودیعه، تعیین سقف منطقی، ایجاد حسابهای امانی، محدود کردن موارد برداشت و پیشبینی ضمانت اجراهای مؤثر، نظامی طراحی کند که هم حقوق موجر حفظ شود و هم امنیت سکونتی و توان مالی مستأجران افزایش یابد.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
در شرایطی که طبق مصوبه سران قوا قراردادهای اجاره مسکن باید به صورت خودکار تمدید شود موارد متعددی از عدم رعایت سقف مجاز ۲۵ درصد و صدور حکم تخلیه دیده میشود که به عنوان نمونه در هفتههای اخیر بر مبنای شکایت یک موجر مبنی بر پایان مهلت قرارداد، حکم تخلیه منزل از سوی دادگاه صادر شده است.
سقف تسهیلات ودیعه مسکن از محل اوراق گواهی حق تقدم در تهران به ۴۰۰ میلیون تومان افزایش یافت.
Δ