نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
به گزارش اکوایران و به نقل از اقتصادنیوز، تهران در سال ۱۴۰۴، شهری شلوغ، گرفتار بحرانها و تشنه اعتماد دوسویه است. در روزهایی که بحرانهای طبیعی و انسانی بیش از همیشه ضرورت ارتباط مؤثر و فوری با شهروندان را گوشزد میکند، رئیس کمیته ایمنی شورای شهر تهران پیشنهادی داده که بسیاری آن را نه راهحل، بلکه […]
به گزارش اکوایران و به نقل از اقتصادنیوز، تهران در سال ۱۴۰۴، شهری شلوغ، گرفتار بحرانها و تشنه اعتماد دوسویه است. در روزهایی که بحرانهای طبیعی و انسانی بیش از همیشه ضرورت ارتباط مؤثر و فوری با شهروندان را گوشزد میکند، رئیس کمیته ایمنی شورای شهر تهران پیشنهادی داده که بسیاری آن را نه راهحل، بلکه نشانهای از عقبگرد میدانند.
مهدی بابایی، عضو شورای شهر تهران طی روزهای اخیر با اشاره به اختلال در اینترنت طی جنگ ایران و اسرائیل، اعلام کرد: «با توجه به قطعی اینترنت، باید از بلندگو برای اطلاعرسانی استفاده کنیم.» به گفته بابایی، تعدادی از این بلندگوهای عمومی در میادین اصلی تهران نصب شدهاند و توسعه آن در دستور کار قرار گرفته است.
طبق مشاهدات میدانی خبرنگار اقتصادنیوز در شهرک غرب و چهارراه ولیعصر نصب بلندگوها اجرایی شده است.
گرچه این پیشنهاد در ظاهر تلاشی برای آمادهسازی زیرساختهای جایگزین در شرایط بحرانی به نظر میرسد، اما در لایههای عمیقتر، بازگشت به ابزاری یکسویه و غیرتعاملی است که نگرانیهایی ایجاد میکند.
نگرانی این است که مسیر اطلاعرسانی عمومی، بهجای پیشرفت در مسیر گفتوگو و شفافیت، به عقبگردی رسانهای بدل شود؛ آن هم در شهری که بیش از ۹۰ درصد خانوادهها به تلفن هوشمند دسترسی دارند و زیست دیجیتال بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره آنها است.
در ادامه این گزارش، نظرات «زهرا نژادبهرام» فعال سیاسی اصلاحطلب و «امرالله قرایی مقدم» جامعهشناس و استاد دانشگاه را در اینباره جویا شدیم.
نژاد بهرام، این پیشنهاد را نشانه نگاهی میداند که بیشتر یادآور دهه ۶۰ و تجربههای تلخ محدودیتهای ارتباطی است، نشانهای از بیاعتمادی به مردم و عقبگرد در سیاستگذاری ارتباطی. قرایی مقدم اما این تصمیم را نشانه آمادگی برای بحران میداند و از آن دفاع میکند.
«قرایی مقدم»، جامعهشناس، در آغاز این گفتوگو با اشاره به شرایط ناآرام و اضطراب عمومی در جامعه به «اقتصادنیوز» میگوید: «جامعه امروز در نگرانی و هراس بهسر میبرد. بعد از تجربه جنگ ۱۲ روزه، بسیاری هنوز نگراناند که مبادا دوباره حمله شود. در چنین شرایطی، هشدار دادن به مردم برای ماندن در خانه یا دوری از محلهای پرخطر، کار درستی است.»
وی با یادآوری اتفاقاتی که در مناطق مرکزی و شمالی شهر در زمان حملات رخ داد، ادامه میدهد: «در همان زمان، در میدان تجریش مثلاً بسیاری بیرون نیامدند، چون شنیده بودند موشکی جلوی شهرداری زده شد. وقتی اطلاعرسانی درست انجام شود، میتواند جان آدمها را نجات دهد. بلندگو، اگر درست مدیریت شود، میتواند نقشی حیاتی داشته باشد؛ مثل آژیرهای خطر در زمان جنگ ایران و عراق.»
«نژادبهرام»، فعال سیاسی اصلاحطلب و عضو سابق شورای شهر تهران، اما یکی از منتقدان جدی این طرح است. او میگوید اساساً تجهیز شهر به سیستمهای هشداردهنده موضوعی پذیرفتهشده است؛ اما نه از طریق بلندگو. او تاکید می کند؛ «تهران شهری است با ۱۲ میلیون نفر جمعیت و حدود ۷۰۰ کیلومتر مربع وسعت. تصور اینکه بتوان با چند بلندگو به همه مردم هشدار داد، کاملاً غیرعملی و دور از ذهن است.»
«نژادبهرام» این راهکار را نهتنها ناکارآمد، بلکه توهینآمیز به شعور عمومی میداند؛ به اعتقاد او، استفاده از بلندگو در دنیایی که اغلب شهروندان به گوشیهای هوشمند دسترسی دارند، نوعی عقبگرد است.
او تاکید می کند؛ «تجربههای جهانی نشان میدهد ابزارهایی مثل پیامک، نوتیفیکیشن و هشدارهای موبایلی بسیار کارآمدتر، سریعتر و هدفمندترند. او تأکید میکند: «ما در عصر فناوری زندگی میکنیم، نه در دهه ۵۰ یا ۶۰ و نه حتی در عصر حجر! بازگشت به شیوههای منسوخ، تنها بیاعتمادی عمومی را تشدید میکند.»
اما آنچه این طرح را نگرانکنندهتر میکند، استدلال پشت آن است: احتمال قطع اینترنت.
«نژادبهرام» در اینباره میگوید: «اگر قطع اینترنت ناشی از مشکلات فنی باشد، باید در کوتاهترین زمان برطرف شود. اما اگر تصمیم به قطع اینترنت آگاهانه باشد، نه به صلاح کشور است، نه به نفع مردم. اینترنت فقط ابزار اطلاعرسانی نیست؛ جزئی جداییناپذیر از زندگی روزمره شهروندان شده است.»
او تصریح میکند که بلندگو نه تنها نمیتواند جایگزین اینترنت باشد، بلکه حتی پاسخگوی ابتداییترین نیازهای شهر هم نیست. از نظر نژادبهرام، تصمیمگیران باید مشورت با متخصصان ارتباطات، فضای مجازی و شهرسازی را جدی بگیرند: «تصمیمگیری روی هوا، آنهم برای شهری مثل تهران، نه عقلانی است و نه در شأن مردم ایران»
نژادبهرام معتقد است پناهگاه و سازوکارهای واقعی برای نجات جان شهروندان در مواقع اضطراری اولویت دارد، نه صدایی از بلندگو که نه مکان پناه گرفتن معرفی میکند، نه مسیر نجات. او میگوید: «بلندگو نمیتواند جان کسی را نجات دهد. فقط صدا پخش میکند. اما مردم نیاز به امنیت واقعی دارند.»
«قراییمقدم»، جامعهشناس، نیز با تأکید بر اینکه دسترسی برابر به اینترنت وجود ندارد، میگوید: «اینترنت خوب است، اما همه به آن دسترسی ندارند. نه همه مردم سواد دیجیتال دارند، نه گوشیهای پیشرفته. کارگران، دستفروشان، سالمندان یا بسیاری از زنان خانهدار شاید اصلاً ندانند چطور هشدار آنلاین را ببینند. بلندگو میتواند ابزار مهمی باشد برای رساندن پیام فوری به این گروهها.»
ساخت پناهگاه و تاکید بر شعور اجتماعی شهروندان از دیگر محورهای این گفتگو با نژاد بهرام و قرایی مقدم بود.
«نژادبهرام» با تکیه به شعور جمعی و اجتماعی مردم ایران در حمله اسرائیل به ایران ادامه میدهد: «مردم ایران در حملهای که گذشت، آگاهانه و با شعور جمعی بینظیری عمل کردند. آرامش خود را حفظ کردند، از هجوم به فروشگاهها پرهیز کردند و بدون اتکا به هیچ بلندگویی، رفتار خود را تنظیم کردند. مشکل اصلی، قطع اینترنت بود که ارتباط مردم با شبکههای اطلاعرسانی را مختل کرد.»
او هشدار میدهد که تکیه بر بلندگو، بدون ایجاد زیرساختهای واقعی ایمنی، نهتنها اثربخش نیست، بلکه نشان از درک نادرست الزامات مدیریت بحران در دنیای امروز دارد.
نژادبهرام تأکید میکند: «اگر واقعاً نگران امنیت مردم هستیم، باید به تجهیز ایستگاههای لازم، ساخت پناهگاههای شهری و توسعه سیستمهای هشدار بر بستر فناوری فکر کنیم. چرا به جای نصب بلندگو، زیرساختهایی فراهم نمیکنیم که به مردم امکان واکنش مؤثر و فوری بدهد؟»
«نژادبهرام»، همچنین به نقش آگاهی عمومی در بحرانها اشاره میکند:«انسجام اجتماعی مردم از شعور و درکشان میآید، نه از فرمانهایی که از یک بلندگو پخش شود. ما باید به سطح درک مردممان احترام بگذاریم، نه اینکه راهکارهای عقبمانده را با عنوان مدیریت بحران عرضه کنیم.»
این فعال سیاسی اصلاحطلب تأکید میکند که در حمله اخیر، نه بلندگوها، بلکه هوشمندی و آرامش مردم بود که از بروز بحران روانی و اجتماعی گسترده جلوگیری کرد:«اگر میخواهیم آمادگی واقعی داشته باشیم، باید رابطهای دوطرفه، صادقانه و شفاف با مردم برقرار کنیم. اعتماد عمومی با آژیر و صدای بلند ساخته نمیشود.»
«قرایی مقدم»، نیز گرچه بر احترام به شعور جمعی شهروندان تأکید دارد اما می گوید؛ « مدیریت پیامها و جلوگیری از انتشار اخبار غلط ضروری است و بلندگو هم میتواند در این مسیر موثر باشد. در زمان جنگ هم اخبار غلط زیاد پخش میشد. الان در فضای مجازی هم این خطر هست. اما بلندگو وقتی زیر نظر نهاد رسمی باشد و کارشناس داشته باشد، احتمال انتقال پیام اشتباه خیلی کمتر است. اما اگر این بلندگوها فقط برای هشدار در شرایط اضطراری باشند، مثل زلزله یا حمله موشکی، کارشان مفید است. اما نه اینکه بخواهیم همه چیز را با بلندگو به مردم بگوییم. مردم امروز دانا هستند. باید به شعور جمعی احترام گذاشت.»
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ