نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
مرتضی هادی جابری مقدم، استاد دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران یکی از منتقدان مسئولیت تازه شهرداری تهران در حوزه بازسازی خانههای جنگزده است. او در گفتوگو با اکوایران تاکید دارد که حوزه بازسازی عرصهای تخصصی است. او در پاسخ به این پرسش که تا چه اندازه با اینکه شهرداری در این حوزه بایستی نقشآفرینی کند، موافق […]
مرتضی هادی جابری مقدم، استاد دانشکده شهرسازی دانشگاه تهران یکی از منتقدان مسئولیت تازه شهرداری تهران در حوزه بازسازی خانههای جنگزده است. او در گفتوگو با اکوایران تاکید دارد که حوزه بازسازی عرصهای تخصصی است.
او در پاسخ به این پرسش که تا چه اندازه با اینکه شهرداری در این حوزه بایستی نقشآفرینی کند، موافق است، میگوید: حوزه بازسازی عرصهای تخصصی، بسیار پیچیده و مهم در رشته برنامهریزی شهری و منطقهای است.
جابری مقدم تاکید میکند: تجربه و دانش ذیقیمت اندوحته در دهههای گذشته در کشور به دلیل بروز سوانح مختلف و متعدد و جنگ تحمیلی به ما حکم می کند که در شرایط حساس فعلی با به کار بستن نقاط قوت این تجارب و پرهیز از تکرار سیاستها و اقدامات شکست خورده و فاجعهآفرین، بتوانیم از آلام و مصائب آسیبب دیدگان در سریعترین زمان ممکن و به بهترین شیوه کاسته و آنها را به چرخه زندگی بازگردانیم.
او میگوید: متاسفانه مجموعه اقدامات و تدابیری که در دو هفته گذشته از تریبونهای رسمی و توسط مسئولین زیربط اعلام شده حاکی از آن است که عزمی برای درس گیری از تجارب وجود ندارد.
این استاد دانشگاه تاکید دارد: در بهترین حالت به نظر میرسد این جماعت فهمی که از موضوع دارند در حد بازسازی فیزیکی خلاصه میشود. بعید میدانم حتی در همین ابتداییترین سطح به نحو مناسب توفیقی به دست آورند. اولین اصل در بازسازی آن است که بدانیم ما صرفا با بازسازی کالبدی یک ساختمان مواجه نیستیم، که همان نیز بسیاز دشوار است. ما باید برای خانوادههای آسیبدیده، زندگی را بازسازی کنیم و از همین رو متخصصین امر، بازسازی را امری پیچیده میدانند.
جابری مقدم در پاسخ به این پرسش که سپردن مسئولیت بازسازی به شهرداری تهران چه تبعاتی دارد، میگوید: سپردن این مسئولیت به شهرداری تهران خطای فاحش و بارز دیگری است که از همین مراحل اولیه ناکامی، شکست و بروز مشکلات و مفاسد محتمل در آن پدیدار آمده است.
این شهرساز پیشنهادی هم دارد: کم خسارتبارترین کار آن است که در صورت موافقت مالکان املاک آسیب دیده آنها به قیمت پیش از تخریب درجا و منصفانه خریداری شود و مردم مصیبت دیده گرفتار فرآیندهای زجردهنده و نهادهای آزاردهنده نشوند.
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ