نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
به گزارش اکوایران، شهرداری تهران مسئول ستاد بازسازی خانههای جنگ زده شده است، مسئولیتی که حالا با نقد و نظر بسیاری از فعالان حوزه شهری همراه شده است. مسئولیت بازسازی خانهها در ابتدا به بنیاد مسکن انقلاب اسلامی واگذار شده بود اما بعدتر شهرداری در تهران و استانداریها در سایر شهرهای جنگزده؛ مسئول شدند. اقدامات […]
به گزارش اکوایران، شهرداری تهران مسئول ستاد بازسازی خانههای جنگ زده شده است، مسئولیتی که حالا با نقد و نظر بسیاری از فعالان حوزه شهری همراه شده است. مسئولیت بازسازی خانهها در ابتدا به بنیاد مسکن انقلاب اسلامی واگذار شده بود اما بعدتر شهرداری در تهران و استانداریها در سایر شهرهای جنگزده؛ مسئول شدند. اقدامات شهرداری دقیقا شامل چه مواردی است؟ علیرضا زاکانی، شهردار تهران هفته گذشته در جلسه علنی شورای شهر تهران درباره جزییات اقدامات شهرداری توضیح داد. او گفت: «هفته گذشته پیشنهاد کردیم برای ایجاد منابع شفاف، ۴۰ تا ۴۵ درصد تراکم مازاد بر طرح تفصیلی را برای منازل آسیبدیده در نظر بگیریم که از ارزش افزوده ناشی از آن منازل مسکونی را باکیفیتتر از گذشته بسازیم و قرار شد در شورا بررسی شود و راه تصویب آن در کمیسیون ماده 5 است.» او در ادامه از این گفت کل اسکان موقت هم به شهرداری تهران واگذار شده است. زاکانی تاکید کرد: «منابع مالی این مصوبه کاملا مشخص است و اجرا بر عهده ماست. البته خلق این منابع را مدیریت شهری انجام خواهد داد. ما گفتیم متولی اسکان موقت نیز خواهیم بود.» زاکانی همچنین گفت: «از دولت برای تغییر کاربریها مجوز میگیریم و منابع آن را از دولت دریافت خواهیم کرد. درحالحاضر ارقام را ما میپردازیم که مردم در کوچه پسکوچه ادارات گرفتار نشوند. پول مورد نیاز را واریز کردیم که اقدامات انجام شود. خانهسازی را نمیتوانیم به مردم واگذار کنیم که خودشان وارد عمل شوند. مسئولیت مقاومسازی به سازمان نوسازی واگذار شد. مرحله بعدی نیز تخریب و نوسازی است که ۲۰۰ واحد در قالب ۵۰ پلاک است و مسئولیت آن را شهرداران مناطق بر عهده گرفتهاند.»
راهکارهای زاکانی تا چه اندازه ایدهآل کارشناسان شهری است؟ اکوایران در گفتوگو با مروارید قاسمی، طراح شهری و معمار مسئولیت تازه شهرداری را زیر ذرهبین گرفته و بررسی کرده که عملکرد شهرداری در حیطه بازسازی خانههای جنگزده تا چه اندازه مفید است. او پیشنهادهای شهرداری را مبهم میداند و به دنبال آن پرسشهایی مطرح میکند: «چگونه میتوان نسخه افزایش تراکم ۴۰ یا ۴۵ درصدی برای واحدهای نیازمند نوسازی صادر کرد در شرایطی که جمعیتپذیری منطقه، حرائم قانونی، حقوق همجواریها، برخورداری از خدمات محلی، آمد و شد به عنوان حیاتیترین زیرساخت پدافند غیرعامل و نظایر آن لحاظ نشدهاند و بسیاری از ابنیه آسیب دیده پیشتر از تمامی حقوق شهری در چارچوب طرحهای فرادست و بلکه بسیار فراتر از آن برخوردار بودهاند؟» قاسمی ادامه میدهد: «حتی اگر شهرداری قصدی برای اخذ عوارض تراکم ندارد که ای کاش میداشت تا علاوه بر صرفه اقتصادی خصوصی، حقوق عمومی را هم ملحوظ میکرد، آیا تولید رانت هدفمند نمیکند؟ اگر پاسخ این ابهامات راه حل تاریخ مصرف گذشته واگذاری تراکم شناور باشد که باید بیش از پیش نگران شد.»
این طراح شهری موضوع تغییر کاربری را که زاکانی به آن اشاره کرده، غیرضروری میداند: «موضوع تغییر کاربری که بسیار گذرا مطرح و به سرعت از روی آن عبور شد، چه ضرورتی دارد و چه کمکی به جبران ضرر و زیان آسیبدیدگان میکند؟ آیا در چارچوب الزامات فنی ملاک عمل اتفاق میافتد یا به بهانه تسریع، به تولید گردش کار فراقانونی و تبعات آن منجر میگردد؟»
قاسمی میگوید: «چه نظارتی بر دقت فنی و سلامت رویهای این اقدام صورت میگیرد؟ حقوق همجوارها چگونه محفوظ میماند و آیا شهروندان عادی قربانی دستگاه تبلیغاتی شهرداری برای کمک به آسیبدیدگان نمیشوند؟»
او به جای خالی پدافند غیرعامل اشاره میکند: «در هیچ کجای این سهمخواهیها و مناقشات بر سر بازسازی، نشانی از گفتگوی جدی در مورد پدافند غیرعامل و توانمندسازی شهر برای مقابله با چنین سوانحی از سوی شهرداری نیست و پیشنهاداتی نظیر افزایش تراکم و تغییر کاربری در مغایرت فنی اساسی با اصول پدافند غیرعامل هستند! این در شرایطی است که کاستیهای تهران به عنوان پایتخت و کلانشهر، در زمینه دسترسپذیری نقاط ایمن حین حمله بیش از پیش نمایان شده و بدیهی است که چند پارکینگ و شبکه نه چندان گسترده و فراگیر متروپاسخگوی این نیاز مبرم نیست و فقط از سربازکردن مسأله برای پرداختن به حواشی است.»
قاسمی یکی دیگر از نقصانها را تناقض آماری میداند: «آمارهای ارائه شده از سوی منابع مختلف در مورد واحدهای مشمول تسهیلات بازسازی، نوسازی، مقاومسازی و مرمت و تعمیر چنان پراکنده و گاه متناقض هستند که نمیتوان از ایجاد شبهه سوءاستفاده مبتنی بر رانت از تسهیلات پیشنهادی برای واحدهایی که واقعاً درگیر جنگ نبودهاند و تولید انبوهی حق مکتسبه غیرقابل بازگشت اجتناب نمود. راستیآزمایی این مهم نیز فاقد سازوکار شفاف و دقیق است.»
او در پایان تاکید دارد که برخی از دغدغهمندان به ورود شهرداری به این عرصه با دیده تردید نگاه میکنند: «دغدغهمندان حق دارند ورود شهرداری به این عرصه را با دیده تردید بنگرند و به این نهاد عمومی اعتماد نداشته و نگران بر باد دادن سرمایههای اجتماعی توسط آن و لغزش به سمت شهرفروشی باشند.»
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ