نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
به گزارش اکو ایران ؛محمدرضا فرزین، رئیس کل بانک مرکزی، در یک نامه مهم ۸ بندی به خانم صادق، وزیر راه و شهرسازی، نکاتی را درباره مصوبات شورای عالی مسکن و وظایف بانک مرکزی در تأمین مالی ساخت مسکن و اجرای قانون جهش تولید مسکن بیان کرد. وی در این نامه بر لزوم توجه به […]
به گزارش اکو ایران ؛محمدرضا فرزین، رئیس کل بانک مرکزی، در یک نامه مهم ۸ بندی به خانم صادق، وزیر راه و شهرسازی، نکاتی را درباره مصوبات شورای عالی مسکن و وظایف بانک مرکزی در تأمین مالی ساخت مسکن و اجرای قانون جهش تولید مسکن بیان کرد.
وی در این نامه بر لزوم توجه به نظرات کارشناسی تأکید کرده و خواستار کنار گذاشتن بدعت ایجاد شده در خصوص طرح و تصویب موضوعات بدون بررسی و لحاظ ملاحظات کارشناسی در شورای عالی مسکن شد. این تأکیدات در راستای تأمین منابع مالی لازم برای پروژههای مسکن و حفظ انسجام در تصمیمگیریها مطرح شده است. نامهای 8 بندی که مهمترین نکات هر بند آن در ادامه آمده است:
بر اساس ماده(2) قانون جهش تولید مسکن، شورای عالی مسکن مسئولیت برنامهریزی، سیاستگذاری، اجرا، نظارت و هماهنگی بین دستگاههای اجرایی در حوزه مسکن را برعهده دارد. برای بررسی دقیق مصوبات شورای عالی مسکن، لازم است که قبل از برگزاری جلسات اصلی این شورا، جلسات کمیسیونهای فرعی تشکیل شوند تا کارشناسان موضوعات را بهخوبی بررسی کنند. با توجه به تاکید رئیسجمهور بر اهمیت نظرات کارشناسی، این روال جدید نباید نادیده گرفته شود و طرح و تصویب موضوعات بدون بررسیهای کارشناسی در شورای عالی مسکن باید کنار گذاشته شود.
طبق ماده (6) آییننامه فصل سوم قانون عملیات بانکی بدون ربا، بانکها هنگام ارائه تسهیلات، در صورت لزوم و برای حفظ منافع خود و اطمینان از اجرای درست قراردادها، باید تأمین کافی بگیرند. در نتیجه، بانکها و مؤسسات اعتباری غیربانکی اختیار دارند نوع تضمینها و وثیقهها را مشخص کنند.
در روزهای اخیر، مدیران وزارت راه و شهرسازی مصاحبههای متعددی در مورد افزایش سقف تسهیلات مسکن توسط شورای عالی مسکن و عدم اقدام بانک مرکزی انجام دادهاند. لازم به یادآوری است که تصمیمگیری درباره سقف تسهیلات بانکی، نرخها و سایر شرایط مربوط به اعطای این تسهیلات، صرفاً در حوزه وظایف و اختیارات هیئت عالی بانک مرکزی قرار دارد.
بانک مرکزی یک نهاد مستقل با شخصیت حقوقی و مالی است و بر اساس قوانین مربوطه اداره میشود. این بانک دارای ارکان تصمیمگیری است که وظایف و اختیارات قانونی مشخصی دارند. بنابراین، استفاده از عباراتی مانند «موظف است» در مصوبات شورای عالی مسکن که به بانک مرکزی الزامی برای ارائه تسهیلات با سازوکار مشخص اشاره میکند، با قوانین بانک مرکزی مغایرت داشته و بر وظایف محوله این بانک اخلال ایجاد می کند.
طبق دستورالعمل اجرایی اعطای تسهیلات احداث و نوسازی مسکن، هرگونه درخواست دریافت تسهیلات باید در سامانه جامع طرحهای حمایتی مسکن وزارت راه و شهرسازی ثبت شود و سپس به بانکهای عامل ارسال گردد. تعهد بانکها در اجرای این قانون به تعداد متقاضیان واجد شرایطی بستگی دارد که در این سامانه ثبتنام کرده و پس از تأیید، به بانکها معرفی شدهاند.
تاکنون نزدیک به یک میلیون قرارداد تسهیلات مسکن در جهت رعایت عدالت اجتماعی و جلوگیری از نارضایتی عمومی با متقاضیان بسته شده است. در صورتی که سقف تسهیلات افزایش یابد، باید امکان اعطای متمم به قراردادهای قبلی نیز در نظر گرفته شود که این موضوع میتواند بار مالی بیشتری به شبکه بانکی کشور تحمیل کند. همچنین، شبکه بانکی در حال حاضر در پرداخت سقفهای فعلی تسهیلات با مشکلات زیادی مواجه است. بنابراین، با توجه به ظرفیت فعلی بانکها، افزایش سقف تسهیلات ممکن است باعث کاهش تعداد افرادی شود که میتوانند از این تسهیلات بهرهمند شوند.
افزایش سقف تسهیلات بدون در نظر گرفتن توان مالی متقاضیان، که اغلب از دهکهای پایین درآمدی جامعه هستند، میتواند باعث نارضایتی آنها در پرداخت اقساط شود.و نیاز به تصمیمگیری در مورد مساعدتهای بعدی برای کاهش اقساط را ایجاد کند، که خود باعث تأخیر در بازگشت منابع بانکها، افزایش مطالبات معوق و کاهش توان بانکها در اعطای تسهیلات جدید خواهد شد.
با توجه به حجم بالای وظایف محوله به سیستم بانکی، به ویژه بانک مسکن در سالهای اخیر، افزایش سقف تسهیلات در شرایط کنونی از محل منابع داخلی بانکها امکانپذیر نیست و این موضوع میتواند منجر به کسری بیشتر منابع برای شبکه بانکی شود. در نهایت، این شرایط باعث افزایش ناترازی، افزایش برداشت اضافی بانکها از حسابهای جاری خود نزد بانک مرکزی و در نتیجه رشد نقدینگی و تورم خواهد شد.
در پایان با توجه به همکاری و تعاملات بین شبکه بانکی کشور و وزارت راه و شهرسازی در اجرای تفاهمنامههای مربوط به ساخت مسکن، شبکه بانکی اعلام کرده که آماده است تا تسهیلات مسکن را در سقفهای فعلی و در چارچوب منابع و مصارف خود به افراد واجد شرایط ارائه دهد.بنابراین، انتظار میرود که در سال جاری روند اعطای این تسهیلات به متقاضیان افزایش یابد.
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ