نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
حاج سید احمد زنجانی در کتاب «الکلام یجر الکلام» در شرح احوال مردم زنجان در سال قحطی خانمانسوز سال۱۲۹۷ و ۱۲۹۸ شمسی نکاتی را نوشته است.
به گزارش خبرنگار مهر، مرحوم آیتاللهالعظمی حاج سید احمد زنجانی در کتاب «الکلام یجر الکلام» در شرح احوال مردم زنجان در سال قحطی خانمانسوز سال۱۲۹۷ و ۱۲۹۸ شمسی، مینویسد: از آثار شوم منع زکات، قحطی است.
حضرت رسول (صلّیاللهعلیهوآله) میفرماید که: «همواره امّت من در خیرند، مادام که به یکدیگر خیانت نکنند و ادای امانت کنند و زکات بدهند؛ و اگر این ها را نکنند، مبتلا به قحطی میشوند». [کافی، ج۲، ص۶۰۴]
نگارنده، اسمی از قحطی سنه ۱۲۸۸ق(۱۲۵۰ش) شنیده بودم؛ ولی شدّت حمله و تندی باد و صرصر آن را نمیفهمیدم که به چه اندازه است؛ تا اینکه در سنه ۱۳۳۵ق(۱۲۹۷ش) و سنه ۱۳۳۶ در ایران، قحطی که بروز کرد، تندباد آن را دیدم که چه خانه ها را خراب کرد. نگارنده، اجمال گزارشات وطن خودم، زنجان را می نویسم که خودم دیدهام. از اینجا هم حال شهرهای دیگر، به مقایسه معلوم میشود.
▫️سال اوّل گرانی که سنه ۱۳۳۵ق باشد، گرچه خشکی سال، تمامی کِشت را خشک و حاصل زراعت را محو و نابود کرد؛ ولی بقایای سال سابق که در زوایای انبارها بود، یک درجه تأمین ارزاق عمومی را نموده، نگذاشت مردم کشتار بدهند. آن سال گندم، بهای یک خروارش، از شصت تومان تجاوز نکرد و حضرات ثروتمندان نیز اعانه جمع کرده، چند باب دکّان خبّازی تهیّه کردند. برای مردمان بیبضاعت سرشماره کرده، بلیط دادند که نان روزانه خودشان را از آن دکّان ها، از قرار مَنی دو قران و دو عبّاسی بگیرند؛ در حالتی که نان آزاد، دو مقابل آن قیمت داشت.
ولی سال دوم گرانی که سنه ۱۳۳۶ق باشد که باز خشکسالی شد و حاصل زراعت، به کلّی سوخت، بهای گندم، رو به ترقّی گذاشت. تقریباً به یکصد و شصت هفتاد تومان رسید. باز دکّاکین مساعده بودند؛ ولی غلّه به قدر کفایت نداشتند. قرار دادند که به هر یک خروار آرد، مقداری سیب زمینی داخل نمایند. چندی هم بدینمنوال گذشت ولکن دیدند که این نان، در مردم تولید ناخوشی نمود. بنا گذاشتند که به نسبت نان، سیب زمینی را جدا بدهند؛ تا در آخر امر، غلّه تمام شد.
▫️لشگر گرانی، با نیروی تمام حمله کرد، زمام اختیار از دست همه رفت. هر روز، صد نفر بلکه احصائیّه مردهها در روز، به یکصد و سی رسید. از خون ذبایح، یک قطره به زمین نمیریخت؛ بلکه در ظرف ها گرفته، میخوردند. استخوان خردکرده میخوردند. در میان سرگین، اگر دانه جو بود، جمع کرده، میخوردند. در خارج شهر هم کسی، بچّه خود را کشته، خون و گوشتش را خورده بود.
خدا چنین روزگار را نیاورد و تاریخ، چنین گفتار را ننگارد. روزگار خیلی سختی بود. اوائل سنه ۱۳۳۷ نیز حال بدینمنوال بود تا اینکه حاصل به دست آمد، مضیقه بر طرف شد. عدّه متوفّات از گرسنگی، از اوّل شهر و دهات که به شهر ریخته بودند، به موجب احصائیّه، به هیجده هزار نفر رسید.
یک مقدّمه در سال قبل، سنه ۱۳۳۴ اتّفاق افتاده بود که آن هم بینهایت تأثیر در قحطی نمود. در جنگ بین المللی سابق، قشون و مملکت روسیّه، به مقداری آذوقه محتاج شده بودند؛ محمّد ولی خان سپهدار که بعد، ملقّب به لقب سپهسالاری گردید تابع دولت روس بود، از جانب آن دولت، مأمور به تأمین آذوقه آن ها گردید. او به جبر و اکراه، مالکین خمسه (زنجان) را وادار نمود که سی هزار خروار گندم به او بدهند. قیمت گندم، آن روز، خروارش، دوازده تومان بود؛ ولی آن ها از قرار چهارده تومان تسعیر کردند. این دو تومان فرق معامله، مالکین را راضی کرد که بدون زحمت در اندک زمان، مقدار مذکور را به تحویل روسیّه دادند؛ و الّا، اگر آن گندم در خمسه موجود بود، سلاح مدافع بود؛ نمیگذاشت که سپاه قحطی، این قدر آسیب به اهالی خمسه بزند.
الآن آنهائی که بعد از سال گرانی، به عرصه وجود یا به مرحله ادراک قدم گذاشتهاند، قدر نان را نمیدانند، و نمیدانند این نان که در خوردنش ناز میکنند چه موقعیّتی دارد. آنها به جای خود، ماها که آن روزگار را دیده و به اهمّیّت آن ایمان آوردهایم، هیچ آن را بوسیده، بالای چشم میگذاریم، احترام از آن میکنیم، شکر معطی آن را به جای میآوریم؟! حاشا! نگارنده در همان سال که چند لقمه نان ـ اسماً نان بود، دارای چندین جور خلیط ـ در سر سفره حاضر میکردم، اوّل، سجده شکر به جا میآوردم بعد، دست به سوی آن دراز میکردم و مدّتها هم بعد از بر طرف شدن غائله قحطی و فراوانی ارزاق، همینطور بودم؛ تا اینکه باز فراموش کردم. البتّه ماهی مادام که در آب است، قدر را نمیداند. وقتی قدر آن را میفهمد که در خشکی تپیدن بگیرد!
قم- دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه با صدور پیامی، ارتحال فقیه برجسته و استوانه فقاهت، آیتاللهالعظمی حاج سید موسی شبیری زنجانی را تسلیت گفت.
قم- مدیر حوزههای علمیه با تسلیت ارتحال آیتالله العظمی شبیری زنجانی، ایشان را استوانه بزرگ فقاهت و دانش دانست.
دفتر آیتالله شبیری زنجانی اعلام کرد: روح مطهر فقیه اهلبیت عصمت و طهارت(ع) و مرجع عالیقدر جهان تشیع، آیت الله العظمی شبیری زنجانی به لقاءالله پیوست.
دو کتاب «الحاد عمل گرا» به قلم حمد منصوریماتک و «نقد و بررسی موج کرهای» به قلم محمدجواد نصیری توسط انتشارات حقپژوهی رهسپار بازار کتاب شدند.
Δ