در ارمنستان چه خبر است؟ از حذف مخالفان تا بازآرایی ساختار امنیتی

تحولات شتابان سیاسی و امنیتی در ارمنستان، از بازداشت مخالفان تا اصلاح قانون اساسی و پیشبرد طرح «TRIPP»، نشان‌دهنده تلاش پاشینیان برای تغییر جهت راهبردی این کشور است.

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل احسان موحدیان: تحولات سیاسی هفته‌های اخیر ارمنستان، نشان می‌دهد «نیکول پاشینیان» نخست‌وزیر ارمنستان پس از تثبیت موقعیت و پیروزی در انتخابات پارلمانی این کشور، وارد مرحله‌ای جدید و بسیار تهاجمی‌تر از پروژه سیاسی خود شده است؛ مرحله‌ای که در آن سرکوب مخالفان داخلی، بازآرایی دستگاه امنیتی و دیپلماسی، حل سریع پرونده انکلاوها(روستاهایی در درون ارمنستان که باکو نسبت به آنها ادعای ارضی دارد)، تغییر قانون اساسی و نزدیکی بیشتر به غرب هم‌زمان دنبال می‌شوند.

مهم‌ترین تحول اخیر، بازداشت «روبرت کوچاریان» رئیس‌جمهور پیشین ارمنستان، و پسرش سدراک کوچاریان و آغاز اقدامات قضایی علیه شماری دیگر از چهره‌های سیاسی و اقتصادی روس گرای این کشور است. کمیته مبارزه با فساد ارمنستان اعلام کرده که پرونده شامل اتهامات مربوط به سوءاستفاده از اختیارات، رشوه و پول‌شویی است و هم‌زمان نام سرژ سرکیسیان و چند مقام سابق دیگر نیز در تحقیقات مطرح شده است.

از نظر حقوقی، این اتهامات باید در دادگاه بررسی شوند و نمی‌توان بدون حکم قطعی آنها را اثبات‌شده دانست. اما از نظر سیاسی، زمان‌بندی این اقدامات بسیار معنادار است: پاشینیان در شرایطی به سراغ مهم‌ترین چهره‌های جمهوری سابق رفته که هم‌زمان در حال اجرای تغییرات عمیق در سیاست خارجی و ساختار قدرت ارمنستان است.

بازداشت کوچاریان؛ پایان جمهوری سابق؟

کوچاریان صرفاً یک رئیس‌جمهور سابق نیست. او نماد بخش مهمی از ساختار سیاسی و امنیتی ارمنستان پیش از انقلاب مخملی ۲۰۱۸ و یکی از مهم‌ترین چهره‌های مخالف پاشینیان است که در رقابت های انتخاباتی پارلمانی اخیر به شدت به سیاست های غربگرایانه پاشینیان حمله کرد و در مورد تبعات آنها هشدار داد.

همین مسئله باعث شده بازداشت او و پرونده‌های جدید علیه سرژ سرکیسیان و دیگر چهره‌های قدیمی، فراتر از یک پرونده فساد دیده شود. پاشینیان عملاً در حال تضعیف آن شبکه سیاسی است که می‌تواند در برابر تغییر مسیر راهبردی او مقاومت کند. این نکته زمانی مهم‌تر می‌شود که بدانیم پاشینیان در پارلمان با لحنی بی‌سابقه علیه رهبران سابق و حتی رهبر اعظم کلیسای حواری ارمنی صحبت کرد و حتی گفت رهبران مخالف باید به زندان بروند. رسانه‌های ارمنی نیز از افزایش تنش میان پاشینیان و جریان کوچاریان خبر داده‌اند.

بنابراین می‌توان گفت پاشینیان اکنون به دنبال تکمیل انتقال قدرت از جمهوری سوم به نظمی است که خودش آن را «جمهوری چهارم ارمنستان» می‌نامد.

بازآرایی دستگاه امنیتی؛ سیمونیان جای گریگوریان

اما یکی از تحولاتی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، تغییر در رأس شورای امنیت ارمنستان است.در ۱۳ اوت، پاشینیان آلن سیمونیان، رئیس سابق پارلمان ارمنستان و از چهره‌های نزدیک به خود، را جایگزین آرمن گریگوریان در سمت دبیر شورای امنیت کرد. گریگوریان از سال ۲۰۱۸ در این سمت حضور داشت و در تمام سال‌های نخست دولت پاشینیان یکی از چهره‌های کلیدی سیاست امنیتی و روند صلح با آذربایجان بود.

اهمیت این تغییر در این است که سیمونیان یک تکنوکرات مستقل یا چهره‌ای خارج از حلقه سیاسی پاشینیان نیست؛ او از نزدیک‌ترین نیروهای سیاسی به نخست‌وزیر و از چهره‌های اصلی حزب «قرارداد مدنی» است که در ایام انتخابات پارلمانی در حمله به مخالفان پا به پای پاشینیان حرکت می کرد.

پاشینیان هنگام معرفی او تصریح کرد که سیمونیان در تصمیمات راهبردی دوره قبل نیز مشارکت داشته و به دلیل حضور قبلی در ریاست پارلمان، اطلاعات لازم برای ورود سریع به مسئولیت جدید را دارد.

بنابراین این تغییر را می‌توان بخشی از تمرکز بیشتر ساختار امنیتی در دست حلقه سیاسی فرمانبردار در برابر پاشینیان دانست و در این شرایط چهره های مستقل تر حتی در صورت نزدیکی به غرب شانس فعالیت کمتری دارند. تشدید سرکوب و دستگیری مخالفان سرشناس را نیز می توان از نتایج این انتصاب دانست.

از طرف دیگر، گزارش‌هایی در رسانه‌های منطقه‌ای مطرح شده که آرمن گریگوریان ممکن است به عنوان سفیر ارمنستان در بریتانیا منصوب شود؛ اگر این گزارش درست باشد، برکناری او الزاماً به معنای حذف کامل او نیست، بلکه می‌تواند نوعی انتقال از ساختار امنیتی بسیار حساس به ساختار دیپلماتیک کمتر حساس باشد.

آنی آوتیسیان؛ دیپلمات ۳۵ ساله و نشانه‌ای دیگر از تغییر نسل

تحول قابل توجه دیگر، انتصاب آنی آوتیسیان ۳۵ ساله به عنوان معاون وزیر خارجه ارمنستان است. آوتیسیان متخصص مطالعات شرق و زبان عبری است، در دانشگاه‌های هایدلبرگ و کمبریج تحصیل و پژوهش کرده و سابقه فعالیت در بنیادها و مؤسسات آموزشی اروپایی دارد.

این انتصاب به‌تنهایی اثبات‌کننده «غرب‌گرایی» فزاینده پاشینیان نیست؛ اما وقتی در کنار مجموعه تغییرات اخیر قرار می‌گیرد، معنای سیاسی مشخص‌تری پیدا می‌کند. پاشینیان در حال میدان دادن به نسلی از مدیران جوان‌تر، تحصیل‌کرده در غرب و دارای ارتباطات گسترده با نهادهای اروپایی و آمریکایی است.

این همان نسلی است که برخلاف بخشی از نخبگان سابق روسگرا، هویت سیاسی خود را الزاماً در پیوند با روسیه تعریف نمی‌کند. از این منظر، تغییر در وزارت خارجه و شورای امنیت ارمنستان را باید بخشی از یک بازآرایی نسلی و نهادی دانست؛ بازآرایی‌ای که جهت‌گیری آن بیشتر به سمت اروپا، آمریکا، اسرائیل و ساختارهای غربی است.

چرا پاشینیان عجله دارد؟

پاشینیان پس از انتخابات ۲۰۲۶ احساس می‌کند یک فرصت تاریخی در اختیار دارد. او اکنون از یک سو پشتوانه انتخاباتی دارد و از سوی دیگر، محیط منطقه‌ای نیز به نفع او تغییر کرده است.

روسیه نسبت به سال‌های گذشته در قفقاز جنوبی نفوذ کمتری دارد؛ آمریکا مستقیماً در پروژه‌های منطقه‌ای ورود کرده تا در یک منطقه جذاب و نزدیک با ایران و روسیه و سپس چین مقابله کند؛ آذربایجان خواهان تثبیت دستاوردهای خود است و ترکیه نیز به دنبال باز شدن مسیرهای ارتباطی جدید و تشدید نفوذ در قفقاز و آسیای مرکزی و در نهایت شکل دادن به جهان ترک مدنظر خود است.

پاشینیان می‌خواهد از این پنجره فرصت و همراهی حامیان خارجی خود استفاده کند و پیش از آنکه مخالفان داخلی دوباره سازمان پیدا کنند یا روسیه با رهایی از جنگ اوکراین علیه وی اقدام کند، چند مسئله را یک‌جا حل کند: صلح با آذربایجان، عادی‌سازی روابط با ترکیه، تغییر قانون اساسی، حل مسئله انکلاوها، توسعه مسیرهای ترانزیتی جدید و حرکت به سمت ادغام در اروپا. به همین دلیل سرعت اقدامات او زیاد شده است.

تیگراناشن؛ روستایی کوچک اما راهبردی

در این میان، موضوع روستای تیگراناشن یا «کیارکی» اهمیت ویژه‌ای دارد. پاشینیان اخیراً با استفاده عامدانه از نام آذربایجانی این روستا گفته است که این منطقه متعلق به ارمنستان نیست و مسئله انکلاوها باید حل شود. او حتی هشدار داده که اگر مسئله مناطق مورد اختلاف حل نشود، احتمال بازگشت جنگ وجود دارد.

در نگاه دولت ارمنستان، این اقدام بخشی از اجرای توافق صلح و شناسایی متقابل تمامیت ارضی است. اما برای ایران مسئله متفاوت است. تیگراناشن در مجاورت یکی از مسیرهای مهم ارتباطی ارمنستان با جنوب و ایران قرار دارد. بنابراین اگر کنترل باکو بر این منطقه افزایش یابد، حتی بدون آنکه جاده رسماً به یک «کریدور» تبدیل شود، یک نقطه فشار و اختلال جدید در شبکه ارتباطی ارمنستان ایجاد خواهد شد.

به همین دلیل، ایران نباید مسئله تیگراناشن را فقط یک اختلاف مرزی میان ارمنستان و آذربایجان بداند و نگرانی های خود را در این زمینه به ارمنستان منتقل کند.

نگرانی بزرگ‌تر: TRIPP یا «کریدور ترامپ»

مسئله اصلی زمانی آشکار می‌شود که چالش روستای تیگراناشن را در کنار پروژه TRIPP قرار دهیم. مسیر موسوم به «Trump Route for International Peace and Prosperity» قرار است ارتباط باکو با نخجوان را از طریق خاک ارمنستان تسهیل کند.

دولت ارمنستان تأکید دارد که حاکمیت و صلاحیت کامل این کشور بر مسیر مذکور حفظ می‌شود، اما حضور بلندمدت سرمایه و مدیریت آمریکایی در این پروژه، معادلات منطقه را تغییر می‌دهد.

بنابراین خطر مرکزی برای ایران این نیست که «کریدور زنگزور» ایجاد شود و مرز ایران قطع گردد؛ خطر اصلی این است که پس از اجرایی شدن این کریدور، مسیر ترامپ و با استفاده از مفاد کنوانسیون دریای کاسپین (در صورت تصویب مجلس ایران) به‌تدریج یک شبکه جدید حمل‌ونقل و ژئوپلیتیک در شمال ایران شکل گیرد که آذربایجان، نخجوان، ترکیه، اسراییل و اروپا را به یکدیگر متصل کند و هم‌زمان نقش ایران و روسیه در این شبکه کاهش یابد.

چرا این تحولات برای روسیه کاملا خطرناک است؟

روسیه طی سه دهه گذشته قدرت اصلی امنیتی در ارمنستان بود. اما اکنون پاشینیان در حال حرکت به سمت یک مدل چندجانبه با محوریت غرب است. آلن سیمونیان در شورای امنیت، دیپلمات‌های جوان غرب‌گرا در وزارت خارجه و توسعه همکاری با اروپا، آمریکا، اسراییل و ترکیه همه در همین جهت قابل تحلیل‌اند. حتی اگر ارمنستان از روسیه کاملاً جدا نشود، مرکز ثقل سیاست خارجی آن در حال جابه‌جایی است.

برای مسکو، مسئله فقط از دست دادن ارمنستان نیست؛ مسئله از دست دادن جایگاه روسیه در معماری امنیتی قفقاز جنوبی و منزوی شدن در حیاط خلوت خود است. این محاصره که از طریق تشدید نفوذ ترکیه، ناتو و اسراییل در آسیای مرکزی و باکو نیز در جریان است، به قیمت از دست رفتن امنیت و تهدید تمامیت ارضی روسیه تمام می‌شود.

ایران چه باید بکند؟

ایران در این شرایط باید بدون دخالت حساسیت آفرین در امور داخلی ارمنستان بر این امر پافشاری کند که هر دولتی در ایروان، چه رییس جمهورش پاشینیان باشد چه فرد دیگری، حاکمیت و تمامیت ارضی و امنیت ارمنستان و نیز دسترسی ایران به این کشور را باید با احترام به مرز فعلی و توسعه کریدورهای ارتباطی حفظ کند.

ایران باید چهار اقدام را هم‌زمان انجام دهد:

اول، توسعه و بهسازی فوری مسیر ترانزیتی ایران–ارمنستان و تبدیل آن به یک واقعیت اقتصادی غیرقابل حذف.

دوم، مذاکره مستقیم با ایروان درباره رژیم حقوقی تیگراناشن، جاده ترانزیتی M-2 و مسیر ترامپ یا TRIPP.

سوم، دریافت تضمین روشن درباره عدم حضور نظامی یا امنیتی قدرت‌های فرامنطقه‌ای در مجاورت مرز ایران به هر شکلی.

چهارم، رایزنی با دولت های دارای منافع مشترک در ارمنستان، به گونه ای که این اقدامات تلاش برای بازگرداندن ارمنستان به مدار روسیه تلقی نشود، زیرا این کار با توجه به عملکرد روسیه در جنگ ۲۰۲۰ باعث نارضایتی افکار عمومی مردم ارمنستان می‌شود.

در این شرایط ایران باید با دولت مستقر در ارمنستان برای رفع دغدغه‌های خود مذاکره و بحث کند، ولی در عین حال از تحلیل ها و دیدگاه های نیروهای اپوزیسیون نیز مطلع باقی بماند تا تصویر کاملی که به واقعیت نزدیک تر است، دریافت کند.

جمع‌بندی

آنچه در ارمنستان رخ می‌دهد، مجموعه‌ای از اتفاقات جداگانه و مبتنی بر هیجانات زودگذر سیاسی نیست. بازداشت کوچاریان و فشار بر سرکیسیان، تغییر آرایش شورای امنیت با آوردن آلن سیمونیان، ورود نسل جدید و نزدیک به غرق مانند آنی آوتیسیان به وزارت خارجه، اصلاح قانون اساسی، حل مسئله انکلاوها، نزدیکی به اروپا و آمریکا و پیشبرد TRIPP، همه بخشی از یک روند بزرگ‌تر هستند.

هدف پاشینیان ظاهراً این است که جمهوری ارمنستان را از نظم سیاسی و امنیتی پس از استقلال که تا حد زیادی بر رابطه با روسیه و مسئله قره‌باغ استوار بود، به سمت یک ارمنستان جدید، اروپایی‌تر، غرب‌گرا، صلح‌محور و متکی بر ارتباطات اقتصادی با آذربایجان و ترکیه ببرد.

این تحول لزوماً به معنای دشمنی با ایران نیست. اما اگر ایران منفعل بماند، این تحولات به طور خودکار می‌تواند به کاهش تدریجی وزن ژئوپلیتیکی ایران در قفقاز جنوبی و اخراج کشورمان از این منطقه منجر شود. این تحول فاجعه بار همزمان با محاصره دریایی ایران در خلیج فارس و دریای عمان توسط آمریکا و تلاش ترامپ برای تحمیل فشار اقتصادی بی سابقه به ایران معنایی دوچندان می یابد. ایران نباید با انفعال و بی عملی یکی از مبادی مرزی ترانزیتی مهم و بی چالش خود را به خطر بیندازد.

به همین دلیل، ایران باید به دنبال ترتیباتی باشد تا دسترسی ایران به ارمنستان در آینده به خاطر شیطنت های رقبای منطقه ای و دشمنان فرامنطقه ای وابسته به آذربایجان، ترکیه یا یک قدرت فرامنطقه‌ای دیگر نباشد، بلکه آنها برای نقش آفرینی در این کشور کوچک اما مهم مجبور به تامین نظر ایران باشند. بر همین مبنا هر اقدامی از سوی ارمنستان یا ایران یا رقبا که مسیرهای کریدور فعلی کشورمان را کم اهمیت یا غیرجذاب کند، باید با مخالفت و اقدام عملی ایران پاسخ داده شود.

پاشینیان اکنون با سرعت حرکت می‌کند، زیرا می‌خواهد قبل از آنکه مقاومت داخلی دوباره سازمان پیدا کند، ساختار جدید را تثبیت کند و شاید مهم‌ترین نکته همین باشد: آنچه امروز در ایروان رخ می‌دهد فقط تغییر چند مقام یا بازداشت چند مخالف نیست؛ تلاش برای تغییر جهت تاریخی ارمنستان است. و نتیجه این تغییر، مستقیماً بر امنیت و موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در قفقاز اثر خواهد گذاشت.