نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
با وجود آنکه شورای عالی مسکن برای کنترل بازار اجاره، سقف ۲۵ درصدی افزایش اجارهبها را تعیین کرده، همچنان یکی از مهمترین ابهامات این مصوبه، وضعیت حقوقی قراردادهایی است که با توافق موجر و مستأجر و با رقمی بیش از سقف مصوب منعقد میشوند. این ابهام از آنجا پررنگتر میشود که سامانه «خودنویس» و سامانه ثبت الکترونیکی معاملات املاک، مانعی برای ثبت چنین قراردادهایی ایجاد نمیکنند؛ بنابراین این پرسش مطرح است که اگر قراردادی با افزایش بیش از سقف قانونی ثبت شود، آیا از نظر حقوقی معتبر است یا خیر؟
بهزاد قاسملو، وکیل پایه یک دادگستری، در گفتوگو با اکوایران میگوید سقف افزایش اجارهبها مستند به ماده ۷ قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجارهبهاست و از نظر حقوقی صرفاً یک توصیه یا بخشنامه نیست. به گفته او، پیشبینی ضمانت اجراهایی مانند استرداد اضافه دریافتی و جریمه نشان میدهد قانونگذار قصد الزامآور بودن این حکم را داشته است.
قاسملو با اشاره به ماده ۷ قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجارهبها میگوید تعیین سقف افزایش اجارهبها مستند به قانون است و نمیتوان آن را صرفاً یک توصیه یا بخشنامه اداری دانست. او توضیح میدهد که قانون برای تخلف از سقف تعیینشده نیز ضمانت اجراهایی مانند استرداد اضافه دریافتی، جریمه و محرومیت از برخی معافیتهای مالیاتی پیشبینی کرده است؛ موضوعی که به اعتقاد او نشان میدهد قانونگذار قصد داشته این محدودیت را الزامآور کند.
با این حال، قانون به صراحت اعلام نکرده است که قراردادهایی که با افزایش بیش از سقف مصوب منعقد میشوند، باطل یا غیرنافذ هستند. از سوی دیگر، سامانههای رسمی نیز چنین قراردادهایی را ثبت میکنند و همین موضوع باعث شده در عمل، میان اجرای قانون و فرآیند ثبت قراردادها نوعی دوگانگی ایجاد شود.، همین خلأ قانونی موجب شده دو تفسیر متفاوت درباره اعتبار این قراردادها شکل بگیرد. بر اساس تفسیر نخست، اگر دادگاه ماده ۷ را یک قاعده آمره بداند، توافق موجر و مستأجر نسبت به بخش مازاد بر سقف قانونی فاقد اثر خواهد بود و مستأجر میتواند اضافه پرداختی را مطالبه کند. اما در تفسیر دوم، اگر دادگاه این مقرره را صرفاً یک ابزار تنظیم بازار تلقی کند، اصل بر اعتبار قرارداد خواهد بود و تنها ضمانت اجراهای پیشبینیشده در قانون برای موجر اعمال میشود.
او البته معتقد است از منظر مبانی حقوقی، استدلال مبنی بر آمره بودن این مقرره از قوت بیشتری برخوردار است؛ زیرا قانونگذار علاوه بر تعیین سقف، برای تخلف از آن نیز ضمانت اجرا در نظر گرفته است. با این حال، نبود تصریح درباره بطلان قرارداد، همچنان زمینه برداشتهای متفاوت را فراهم کرده است.در ادامه به اصل «حاکمیت اراده» در حقوق قراردادها اشاره میکند و میگوید اگر دادگاه به این نتیجه برسد که سقف افزایش اجارهبها قاعده آمره نیست، در این صورت مواد ۱۰، ۲۱۹ و ۲۲۳ قانون مدنی و اصل آزادی قراردادها بر رابطه طرفین حاکم خواهد بود. اما اگر دادگاه این حکم را آمره بداند، توافق برخلاف آن نمیتواند صرفاً با استناد به رضایت طرفین معتبر شناخته شود.
درباره رویه محاکم نیز در حال حاضر نمیتوان با اطمینان پیشبینی کرد که دادگاهها در چنین پروندههایی به نفع مستأجر رأی خواهند داد یا موجر. به گفته او، تاکنون رأی وحدت رویهای از سوی هیأت عمومی دیوان عالی کشور صادر نشده و آرای منتشرشده نیز یکسان نیستند.او توضیح میدهد که دادگاهها احتمالاً در رسیدگی به این اختلافات، عواملی مانند شمول یا عدم شمول قرارداد بر ماده ۷ قانون، سقف مصوب در زمان انعقاد قرارداد، شرایط توافق طرفین و نحوه دریافت مبالغ اضافه را بررسی خواهند کرد. بنابراین در شرایط فعلی، امکان پذیرش استدلال هر دو طرف در محاکم وجود دارد. درباره مسیرهای قانونی طرفین نیز توضیح میدهد که مستأجر میتواند با استناد به ماده ۷ قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجارهبها، استرداد مبالغ اضافه و اعمال ضمانت اجراهای پیشبینیشده در قانون را مطالبه کند. در مقابل، موجر نیز میتواند با استناد به اصل لزوم قراردادها، مواد ۱۰ و ۲۱۹ قانون مدنی و توافق امضاشده میان طرفین، از اعتبار قرارداد دفاع کند.
به گفته این حقوقدان، پرسش اصلی که در نهایت باید به آن پاسخ داده شود این است که آیا ضمانت اجراهای پیشبینیشده در تبصره ۱ ماده ۷ صرفاً جنبه اداری و مالی دارند یا اینکه به معنای بیاعتباری توافق نسبت به مبلغ مازاد نیز هستند. پاسخ به این سؤال، میتواند تکلیف بخش قابل توجهی از دعاوی مربوط به افزایش اجارهبها را روشن کند و به ابهام موجود در اجرای این مصوبه پایان دهد.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
در شرایطی که طبق مصوبه سران قوا قراردادهای اجاره مسکن باید به صورت خودکار تمدید شود موارد متعددی از عدم رعایت سقف مجاز ۲۵ درصد و صدور حکم تخلیه دیده میشود که به عنوان نمونه در هفتههای اخیر بر مبنای شکایت یک موجر مبنی بر پایان مهلت قرارداد، حکم تخلیه منزل از سوی دادگاه صادر شده است.
Δ