نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
در شهری که هر روز فاصله میان توان مالی خانوارها و قیمت مسکن بیشتر میشود، واحدهای کوچکمتراژ بهتدریج به یکی از معدود مسیرهای ورود به بازار مالکیت تبدیل شدهاند. بررسی قیمت آپارتمانهای ۳۰ متری در پنج پهنه تهران نشان میدهد حتی کوچکترین واحدهای مسکونی نیز امروز با قیمتهای چند میلیارد تومانی معامله میشوند. هرچند سهم این واحدها در بازار هنوز محدود است، اما بررسی قیمت آنها میتواند تصویری از هزینه ورود به بازار مالکیت در بخش کوچکمتراژ ارائه دهد.
تا همین یکی دو دهه پیش، بسیاری از ایرانیها هنگام خرید خانه، بیش از هر چیز به ویژگیهایی مانند حیاطدار بودن، نورگیری مناسب، جنوبی بودن ساختمان و ارتباط با فضای باز توجه میکردند. اما امروز، با شرایط اقتصادی به وجود آمده، اولویتهای خریداران به تدریج تغییر کرده است. برای بسیاری از متقاضیان، پرسش اصلی این است که آیا اساسا توان خرید آن را دارند یا نه. در چنین شرایطی، متراژ واحد مسکونی به یکی از نخستین متغیرهایی تبدیل شده که خانوارها برای کاهش هزینه خرید از آن صرفنظر میکنند و همین موضوع، بازار واحدهای کوچکمتراژ یا میکروآپارتمانها را بیش از گذشته در کانون توجه قرار داده است.
برای بررسی وضعیت بازار واحدهای کوچکمتراژ، آگهیهای فروش آپارتمانهای ۳۰ مترمربعی در پنج پهنه جغرافیایی تهران (شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز) استخراج و میانگین قیمت پیشنهادی آنها محاسبه شد. اگرچه تعداد این آگهیها نسبت به واحدهای ۴۰ متری محدود بود، اما همین موضوع میتواند نشاندهنده محدود بودن عرضه این نوع واحدها در بازار باشد و نه لزوما پایین بودن تقاضا. با توجه به افزایش فاصله میان درآمد خانوار و قیمت مسکن، انتظار میرود در سالهای آینده تقاضا برای واحدهای کوچکمتراژ افزایش یابد.
در بازار واحدهای بسیار کوچک میانگین قیمت یک واحد ۳۰ متری در شمال تهران حدود 11 میلیارد تومان برآورد شد؛ رقمی که تقریبا چهار برابر میانگین قیمت همین متراژ در جنوب تهران است. در پهنههای شرقی و غربی تهران، قیمت واحدهای ۳۰ متری به ترتیب ۵.۷ و ۵.۴ میلیارد تومان برآورد شد که اختلاف اندکی با یکدیگر دارند. در مرکز تهران نیز میانگین قیمت حدود ۴.۹ میلیارد تومان است. این برآورد بر اساس فایلهای محدود عرضهشده واحدهای ۳۰ متری، از آپارتمانهای نوساز تا حدود ۳۰ سال ساخت، انجام شده است. با وجود محدود بودن تعداد آگهیها، نتایج نشان میدهد حتی برای خرید یکی از کوچکترین واحدهای قابل معامله در بازار نیز خانوارها باید سرمایه قابل توجهی در اختیار داشته باشند.
در جدول زیر، مشخصات تعدادی از واحدهای ۳۰ متری عرضهشده در بازار مسکن تهران شامل قیمت پیشنهادی، سن بنا و محله قرارگیری ارائه شده است. این فایلها مبنای محاسبه میانگین قیمت واحدهای ۳۰ متری در پنج پهنه جغرافیایی شهر تهران قرار گرفتهاند.
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ