نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
تاسوعا و عاشورا در فرهنگ شیعی تنها دو روز سوگواری تاریخی نیستند؛ بلکه دو نشانه بزرگ از حافظه قدسی، اخلاقی و اجتماعی شیعهاند.
یادداشت مهمان- علیرضا اشتری-عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی: تاسوعا و عاشورا در فرهنگ شیعی تنها دو روز سوگواری تاریخی نیستند؛ بلکه دو نشانه بزرگ از حافظه قدسی، اخلاقی و اجتماعی شیعهاند. در سنت امامان شیعه، یادکرد مصیبت امام حسین علیهالسلام، صرفاً بازخوانی حادثهای اندوهبار از گذشته نیست، بلکه احیای یک حقیقت زنده است: حقیقت ایستادگی در برابر ظلم، پاسداشت کرامت انسان، وفاداری به حق، و پیوند عاطفه دینی با مسئولیت اخلاقی. از همین رو، عزاداری حسینی در طول قرنها به یکی از مرکزیترین تعالیم و تجربههای زیسته شیعیان تبدیل شده است؛ تجربهای که در آن اشک، معرفت، محبت، عدالتخواهی و همبستگی اجتماعی در کنار یکدیگر قرار میگیرند.
در معارف شیعی، کربلا نه حادثهای بسته در سال ۶۱ هجری، بلکه افقی گشوده برای فهم تاریخ، جامعه و انسان است. عاشورا به شیعه آموخته است که دینداری تنها در مناسک فردی خلاصه نمیشود، بلکه در حساسیت نسبت به حق، رنج مظلوم، مسئولیت اجتماعی و حفظ حرمت انسان نیز معنا مییابد. از این منظر، عزاداری برای امام حسین علیهالسلام، یادآوری مستمر یک معیار است؛ معیاری برای تشخیص حق از باطل، وفاداری از مصلحتجویی، و کرامت از قدرتطلبی. بنابراین، هرچند صورتهای عزاداری در زمانها و مکانهای مختلف تغییر کردهاند، روح آن همواره بر محور محبت اهلبیت علیهمالسلام و وفاداری به پیام عاشورا باقی مانده است.
اما نکته مهم آن است که این حقیقت شیعی، در مسیر تاریخی خود، در ظرفهای فرهنگی گوناگون تجلی یافته است. عاشورا در جهان اسلام، بهویژه در پهنه گسترده ایران فرهنگی، تنها به صورت یک مناسک دینی واحد باقی نمانده، بلکه با زبانها، موسیقیها، هنرها، نمادها، آیینها و شیوههای بومی درآمیخته و به مجموعهای غنی از فرهنگهای محلی تبدیل شده است. این درآمیختگی نه به معنای کاستن از اصل شیعی عزاداری، بلکه نشانه قدرت فرهنگی آن است؛ زیرا هر سنت زنده دینی، هنگامی ماندگار میشود که بتواند با زبان مردم، حافظه محلی و تجربه تاریخی آنان سخن بگوید.
ایران فرهنگی، در معنای تمدنی و تاریخی آن، تنها به مرزهای سیاسی امروز ایران محدود نیست. این حوزه پهناور، در دورههای مختلف تاریخی، از بخشهایی از شبهقاره هند تا آسیای مرکزی و میانه، از عراق و شام تا کرانههای شرقی جزیرهالعرب و نواحی پیرامونی خلیج فارس، شبکهای از زبانها، آیینها، هنرها و حافظههای مشترک را در خود جای داده است. در این پهنه وسیع، بزرگداشت عاشورا همواره یکی از مهمترین عرصههای بروز پیوند میان ایمان شیعی و فرهنگ بومی بوده است. هر منطقه، با زبان و ذوق و حافظه خود، در سوگ امام حسین علیهالسلام سخن گفته و همین تنوع، به غنای فرهنگ عاشورایی افزوده است.
در ایران، نمونههای مردمشناسانه فراوانی از این پیوند دیده میشود. تعزیه، به عنوان یکی از برجستهترین هنرهای نمایشی آیینی، نمونهای روشن از تبدیل سوگ عاشورا به زبان نمایش، موسیقی، شعر و روایت است. در تعزیه، تاریخ کربلا نه صرفاً نقل میشود، بلکه به تجربهای جمعی و عاطفی تبدیل میگردد. مردم در میدان تعزیه، تنها تماشاگر نیستند؛ آنان در حافظه عاشورا مشارکت میکنند. این هنر آیینی، هم برآمده از محبت شیعی است و هم حامل عناصری از ادبیات فارسی، موسیقی محلی، زبان نمادین رنگها، پوششها و روایتهای مردمی.
در مناطق مرکزی ایران، آیینهایی مانند نخلگردانی در یزد، کاشان، نائین و برخی شهرهای دیگر، نشاندهنده حضور پررنگ نمادهای بومی در سوگ حسینی است. نخل، در این آیین، تنها یک سازه چوبی نیست؛ نماد پیکر شهید، تابوت عزت و نشانهای از مشارکت جمعی در حمل بار مصیبت است. در جنوب ایران، سنج و دمام، ریتم سوگ را با حافظه دریایی و بندری مردم در هم میآمیزد. در آذربایجان، نوحههای ترکی، مرثیهخوانیهای پرشور و دستههای منظم عزاداری، نشان میدهد که چگونه زبان محلی میتواند حامل عمیقترین مضامین شیعی باشد. در خراسان، مازندران، گیلان، لرستان، خوزستان و فارس نیز هر منطقه با نواها، پوششها، غذاهای نذری، شیوههای سینهزنی، زنجیرزنی، روضهخوانی و مجالس خانگی خود، به عاشورا چهرهای محلی و در عین حال مشترک بخشیده است.
این تنوع، در بیرون از مرزهای امروز ایران نیز دیده میشود. در شبهقاره هند، بهویژه در میان شیعیان هند و پاکستان، مرثیهسرایی اردو، مجالس عزاداری، علمها، تکیهها و آیینهای محرم، آمیزهای از محبت حسینی و فرهنگ ادبی و آیینی منطقه را پدید آورده است. در آسیای مرکزی و افغانستان، زبان فارسی و سنتهای محلی، نقش مهمی در حفظ حافظه عاشورا داشتهاند. در عراق، بهویژه در نجف، کربلا و شهرهای شیعهنشین، زیارت، مواکب، پیادهروی، خدمترسانی و عزاداری جمعی، شکل ویژهای از جامعهپذیری دینی را ایجاد کرده است. در شام، لبنان و نواحی شرقی جزیره العرب نیز محرم و عاشورا همواره با عناصر بومی و تاریخی همان مناطق همراه بوده است. در همه این نمونهها، اصل واحد است: محبت به امام حسین علیهالسلام؛ اما صورتها متکثر، محلی و فرهنگیاند.
از همینجا میتوان به یکی از مهمترین کارکردهای تمدنی عزاداری عاشورا در ایران رسید: عاشورا یکی از نقاط قوت هویت ایرانی و یکی از نمودهای چسبندگی فرهنگی جامعه ایرانی است. جامعه ایران، در طول تاریخ، از تنوع قومی، زبانی، منطقهای و مذهبی گستردهای برخوردار بوده است. در چنین جامعهای، آنچه میتواند میان گروههای مختلف پیوند برقرار کند، تنها ساختارهای اداری و سیاسی نیست؛ بلکه حافظههای مشترک، آیینهای فراگیر و نمادهای مورد احترام عمومی است. عاشورا دقیقاً از همین سنخ است. این آیین توانسته است میان شهر و روستا، مرکز و پیرامون، فارسیزبان و ترکزبان، عرب و کرد و بلوچ و لر و گیلک و مازنی و ترکمن، پیوندی عاطفی و فرهنگی ایجاد کند.
عزاداری امام حسین علیهالسلام از یک سو ریشه در تعالیم مرکزی شیعه دارد و از سوی دیگر، در طول قرنها، با فرهنگ ایرانی چنان درآمیخته که به یکی از نمادهای پیوند هویت ایرانی و اسلامی تبدیل شده است. در این پیوند، اسلام و ایران در برابر یکدیگر قرار نمیگیرند؛ بلکه یکدیگر را تفسیر و تقویت میکنند. فرهنگ ایرانی، با ظرفیتهای شاعرانه، هنری، آیینی و اخلاقی خود، به سوگ شیعی زبان و صورت بخشیده است؛ و تشیع، با محوریت عاشورا، به فرهنگ ایرانی عمق قدسی، اخلاقی و تاریخی داده است. نتیجه این تعامل، شکلگیری سنتی است که هم دینی است، هم ملی؛ هم الهی است، هم فرهنگی؛ هم ریشه در کربلا دارد، هم در کوچهها، تکیهها، حسینیهها و خانههای مردم ایران زندگی میکند.
از منظر اجتماعی، عاشورا تنها یک مراسم مذهبی نیست؛ مدرسهای برای تمرین همبستگی است. در ایام محرم، مردم در کنار یکدیگر میایستند، برای یک هدف مشترک خدمت میکنند، نذر میدهند، غذا میپزند، مجلس برپا میکنند، کوچه و محله را سامان میدهند، به نیازمندان توجه میکنند و در غم مشترک، به نوعی تجربه جمعی از همدلی میرسند. این تجربه، سرمایهای اجتماعی تولید میکند که آثار آن فراتر از روزهای محرم است. جامعهای که بتواند حول یک نماد اخلاقی و دینی گرد هم آید، ظرفیت بیشتری برای حفظ پیوندهای درونی، گفتوگو میان نسلها و مراقبت از میراث مشترک خود خواهد داشت.
از این منظر، عزاداری عاشورا را میتوان یکی از پشتوانههای فرهنگی حفظ ایران نیز دانست؛ نه به معنای سیاسی و شعاری، بلکه به معنای عمیق تمدنی. فرهنگها تنها با مرزهای جغرافیایی حفظ نمیشوند؛ با زبان، آیین، خاطره، هنر و همبستگی زنده میمانند. عاشورا در تاریخ ایران چنین نقشی داشته است. این آیین، در کنار زبان فارسی، ادبیات دینی، زیارت، وقف، نذر، مرثیه، روضه و هیئت، بخشی از شبکه پیونددهنده جامعه ایرانی بوده است. هرگاه جامعه ایرانی نیازمند بازسازی عاطفی و اخلاقی خود بوده، عاشورا یکی از منابع اصلی این بازسازی بوده است.
البته پاسداشت این میراث، نیازمند ظرافت و مراقبت است. اگر عزاداری حسینی تنها به شکل ظاهری فروکاسته شود، از عمق معرفتی خود فاصله میگیرد. اگر عناصر فرهنگی آن نادیده گرفته شود، از ریشههای اجتماعی خود جدا میشود. و اگر از پیام اخلاقی عاشورا غفلت شود، این آیین بزرگ به عادتی تکراری تبدیل خواهد شد. بنابراین، وظیفه امروز ما آن است که هم اصل شیعی و الهی عزاداری امام حسین علیهالسلام را پاس بداریم و هم تنوع فرهنگی و محلی آن را به رسمیت بشناسیم. این دو نه رقیب یکدیگر، بلکه مکمل یکدیگرند.
دانشگاه، رسانه و نهادهای فرهنگی میتوانند در این زمینه نقشی مهم ایفا کنند. لازم است عاشورا تنها در سطح مناسبت تقویمی دیده نشود، بلکه به عنوان موضوعی برای مطالعات تاریخی، مردمشناختی، جامعهشناختی، هنری، ارتباطی و الهیاتی مورد توجه قرار گیرد. ثبت آیینهای محلی، گفتوگو با پیرغلامان و ذاکران، مطالعه موسیقی و ادبیات عاشورایی، بررسی نقش زنان در مجالس خانگی، تحلیل هیئتها به عنوان نهادهای اجتماعی، و فهم ارتباط عاشورا با هویت ایرانی ـ اسلامی، همه میتواند به غنیتر شدن شناخت ما از این میراث کمک کند.
در نهایت، عاشورا برای ایرانیان تنها خاطره شهادت نیست؛ خاطره پیوند است. پیوند میان ایمان و فرهنگ، میان گذشته و امروز، میان اشک و آگاهی، میان محله و ملت، میان ایران و جهان تشیع. عزاداری امام حسین علیهالسلام، در اصیلترین معنای خود، هم تعظیم شعائر الهی است و هم پاسداشت یکی از بزرگترین سرمایههای فرهنگی جامعه ایرانی. در روزگاری که جوامع بیش از همیشه به عناصر انسجامبخش نیاز دارند، توجه خردمندانه، مؤمنانه و فرهنگی به عاشورا میتواند ما را به ریشههای مشترک، اخلاق عمومی و مسئولیت اجتماعی خود بازگرداند. این میراث الهی و فرهنگی، شایسته آن است که نه تنها برگزار شود، بلکه فهمیده، پاس داشته و به نسلهای آینده منتقل شود.
شیخ حسین انصاریان گفت: در اوضاع فسادآمیز جهان امروز، کلید خیر دنیا و آخرت تنها در پیروی از اباعبدالله الحسین (ع) است.
در بخشی از خطبه امام حسین (ع) در روز عاشورا حضرت به حق مردم بر خود اشاره میکند.
شخصیت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) در تاریخ اسلام، نه تنها به عنوان یک پیشوای مذهبی، بلکه به عنوان یک مصلح بزرگ اجتماعی و معمار فرهنگی شناخته میشود.
Δ