نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
در اقتصاد، مسکن را به عنوان کالایی سرمایه ای در نظر می گیرند. در سال های گذشته بخش خصوصی از این بخش عقب نشینی کرده است.
وقتی داده های سرمایه گذاری بخش خصوصی در مسکن را بررسی می کنیم متوجه می شویم از سال 1399 وضعیت سرمایه گذاری بخش خصوصی ثابت مانده است و حتی با کاهش همراه بوده است. این عدد از سال 1399 هر سال بین 0 تا 0.5 درصد رشد داشته است و در سال 1401 رشد منفی را تجربه کرده است. در اقتصاد، مسکن را به عنوان کالای سرمایه ای و دارایی در نظر می گیرند و اجاره یک شاخص مصرفی محسوب می شود؛ پس مهم ترین و سالم ترین محل تامین سرمایه مسکن بخش خصوصی است. دخالت دولت در سرمایه گذاری به صورت مستقیم در اقتصاد توجیه ندارد و باعث برهم خوردن نظم بازار می شود. از نمونه های شکست دولت در ساخت و عرضه مسکن، پروژه مسکن مهر و وضعیت مسکن ملی در سالهای گذشته است. پس لازم است بیشتر به دلایل عقب نشینی بخش خصوصی در بخش مسکن پرداخت.
اولین متغیر موثر که میتوان به آن پرداخت وضعیت اقتصاد کلان است. یکی از شاخص های مرتبط وضعیت تشکیل سرمایه است. همانطور که در نمودار زیرمشاهده می کنید؛ تشکیل سرمایه هم مانند سرمایه گذاری بخش مسکن در این سالها ثابت مانده است.
شاخص بعدی که بررسی می کنیم تورم است. همانطور که در نمودار پایین مشاهده می کنید از سال 1397 تورم های دو رقمی را تجربه کرده ایم و در سالهای اخیر نیز تورم به بالای 30 درصد رسیده است. از سال 1400 نیز تورم در کشور عملا وارد کانال 40 درصد شده است.
شاخص بعدی که مربوط به بخش ساختمان می باشد، تعداد پروانه های ساختمانی صادر شده است. همانطور که ملاحظه می کنید از سال 99 تعداد پروانه های ساختمانی در مناطق شهری روی محدوده 150 هزار فقره ثابت مانده است.
به داستان تسهیلات مسکن در کشور هم زیاد پرداخته شده است. در نمودار بالا ملاحظه می کنید که این متغیر در یک کانال ثابتی حرکت کرده است. این ثبات به ما نشان می دهد که رشد و کاهش سرمایه گذاری معلولی از تغییرات تسهیلات مسکن نبوده است. این روند 2 تا موضوع را نشان می دهد؛ اولا نسبت تسهیلات دهی به سرمایه گذاری پایین است و اصلا توانایی ایجاد تغییر در آن را ندارد. دوم آنکه تسهیلات مسکن به هدف خود برخورد نکرده است.
پس به صورت کلی می توان گفت شرایط اقتصاد کلان کشور وضعیت مناسبی ندارد و از طرف دیگر بخش خصوصی از بازار مسکن عقب نشسته است. اما راهکار چیست؟
اینجا راهکار در تجویز نسخه های دولتی نیست؛ به صورت کلی می توان 3 راهکار ارائه کرد که بخش مسکن به سمت بهبود حرکت کند:
با افزایش سقف تسهیلات خرید مسکن زوجین در تهران از یک میلیارد به دو میلیارد تومان، انتظار میرفت تقاضا برای اوراق «تسه» افزایش پیدا کند و قیمت این اوراق نیز تحت تأثیر قرار بگیرد. اما رفتار بازار نشان میدهد این اتفاق، دستکم تاکنون، چندان پررنگ نبوده است.
تداوم رکود معاملاتی در بازار مسکن، ریشه در تشدید نااطمینانیها و رشد هزینههای ساخت دارد. در سالهای اخیر، سرعت رشد هزینهها از ظرفیت درآمدی مردم پیشی گرفته و فضای بین قیمتها و توانمندی متقاضیان را چنان فاصله انداخته که حتی ورود قیمتهای بالاتر نیز نتوانسته است تقاضایی را از رکود خارج کند.
در این گزارش، فایلهای اجاره واحدهای تجاری در پاساژها و مجتمعهای خرید مناطق مختلف تهران را رصد کردیم. هزینه حضور در بازارهای تجاری پایتخت بسته به عواملی مانند موقعیت جغرافیایی، سطح درآمد منطقه، میزان تردد مشتری، برندهای فعال در پاساژ، کیفیت خدمات مجتمع و جایگاه واحد در با یکدیگر فاصله زیادی دارند و این تفاوت قیمت باعث میشود از منظر توجیه اقتصادی، انتظارات فروش یک واحد تجاری در پاساژهای مختلف نیز متفاوت باشد. علاوه بر هزینه اجاره، سایر هزینههای جاری مانند شارژ مجتمع، هزینه انرژی، نیروی انسانی و … نیز تحت تاثیر موقعیت مکانی و سطح خدمات پاساژ قرار دارند. برای نمونه، بررسی فایلهای موجود نشان میدهد یک واحد تجاری حدود ۱۳ متری در کوروش مال با شرایط رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه حدود ۱۰۰ میلیون تومان عرضه شده است؛ در حالی که در هروی سنتر یک واحد با متراژ مشابه با رهن ۴۰۰ میلیون تومان و اجاره ماهانه ۵0 میلیون تومان فایل شده است.
یکی از پرسشهایی که در ادبیات اقتصاد مسکن مطرح میشود این است که چه ارتباطی بین اشتغال و مالکیت مسکن وجود دارد؟ آیا افزایش تعداد افراد شاغل در یک خانوار، به افزایش احتمال مالکیت مسکن منجر میشود؟ برای پاسخ به این پرسش، اطلاعات طرح هزینه و درآمد خانوار شهری سال ۱۴۰۳ مرکز آمار ایران را بررسی کردیم؛ انتظار میرود خانوارهایی که درآمد فعال بیشتری دارند، شانس بالاتری برای خرید مسکن داشته باشند؛ اما نتایج نشان میدهد مالکیت مسکن تنها بازتاب درآمد فعلی خانوار نیست. عواملی مانند سابقه درآمدی، امکان پسانداز، سن خانوار و فرصت انباشت دارایی در طول زمان نیز نقش مهمی در شکلگیری مالکیت دارند. بالاترین سهم مالکیت نه در میان شاغلان، بلکه در میان خانوارهای دارای درآمد بدون کار مشاهده میشود؛ ۸۶.۶ درصد خانوارهای این گروه مالک مسکن هستند. بررسی سن خانوارها نیز این الگو را تأیید میکند؛ سهم مالکیت از ۲۵.۱۶ درصد در میان خانوارهای جوان زیر ۳۰ سال، به ۸۸.۷۲ درصد در خانوارهای دارای سرپرست ۶۰ سال و بیشتر افزایش مییابد؛ مالکیت مسکن بیشتر نتیجه انباشت دارایی در طول زمان است تا ً درآمد و اشتغال فعلی خانوار.
Δ