نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
جامعه سالم، بیش از آنکه به مدیران پرنفوذ نیاز داشته باشد، به مدیران و تصمیمگیران شایسته نیاز دارد.
یادداشت میهمان _ سجاد میرباقری فعال فرهنگی و اجتماعی _کارشناس ارشد منابع انسانی: هیچ جامعهای یک شب دچار بیاعتمادی، ناامیدی یا کاهش سرمایه اجتماعی نمیشود. این آسیبها، حاصل تصمیمهایی است که شاید در زمان خود کوچک و کماهمیت به نظر برسند، اما در گذر زمان، مسیر یک سازمان، یک نسل و حتی آینده یک جامعه را تغییر میدهند. یکی از مهمترین این تصمیمها، نادیده گرفتن شایستهسالاری و کنار گذاشتن انسانهای توانمند از جایگاههایی است که حق آنان و نیاز جامعه است.
جامعه زمانی احساس عدالت میکند که مردم باور داشته باشند فرصتها بر پایه شایستگی توزیع میشوند، نه بر اساس روابط، سلیقههای شخصی یا مصلحتهای زودگذر. اما هرگاه معیار انتخاب افراد از تخصص، تعهد و اخلاق فاصله بگیرد، نخستین قربانی، شایستگان هستند؛ کسانی که با وجود دانش، تجربه و کارنامه قابل دفاع، از فرصت اثرگذاری محروم میشوند و جای خود را به افرادی میدهند که تنها مزیتشان، دسترسی به جایگاههای قدرت یا برخورداری از حمایتهای غیرتخصصی است.
نمونههای این وضعیت را میتوان در بسیاری از محیطهای کاری مشاهده کرد؛ جایی که فردی با سالها تجربه و تخصص، در حاشیه باقی میماند یا مسئولیتی پایینتر از تواناییهایش بر عهده میگیرد، اما همزمان فردی با تجربه کمتر و صلاحیت ناکافی، بر صندلی تصمیمگیری تکیه میزند. در چنین شرایطی، مسئله تنها جابهجایی چند عنوان شغلی نیست؛ جامعه در حال از دست دادن سرمایه انسانی خود است.
حذف شایستگان، تنها به یک فرد آسیب نمیزند. این اتفاق، انگیزه تلاش را در میان کارکنان کاهش میدهد، امید به پیشرفت بر پایه توانمندی را کمرنگ میکند، فرهنگ تملق و رابطهمحوری را تقویت میکند و این باور نگرانکننده را در ذهن جامعه شکل میدهد که برای پیشرفت، شایستگی کافی نیست. از همین نقطه است که اعتماد عمومی به عدالت و کارآمدی نظام تصمیمگیری آسیب میبیند.
جامعه سالم، بیش از آنکه به مدیران پرنفوذ نیاز داشته باشد، به مدیران و تصمیمگیران شایسته نیاز دارد؛ افرادی که مسئولیت را نه امتیاز، بلکه امانتی برای خدمت بدانند. شایستگی نیز تنها در تخصص خلاصه نمیشود؛ انصاف، سلامت اخلاقی، پاسخگویی، احترام به کرامت انسانها و توانایی بهرهگیری از ظرفیت نیروهای متخصص، اجزای جداییناپذیر آن هستند.
اگر امروز از کاهش اعتماد عمومی، مهاجرت نخبگان، افت بهرهوری یا فرسایش سرمایه اجتماعی سخن میگوییم، نباید از یک واقعیت غافل شویم؛ بسیاری از این آسیبها از همان روزی آغاز شدهاند که شایستگان کنار گذاشته شدند و مسئولیتها به کسانی سپرده شد که برای آن جایگاه آماده نبودند.
توسعه، تنها با ساخت زیرساختها و افزایش آمارها محقق نمیشود. توسعه واقعی از جایی آغاز میشود که جامعه اطمینان داشته باشد هیچ انسان شایستهای به دلیل رابطه، سلیقه یا مصلحتهای مقطعی از حق خود محروم نمیشود. هر بار که شایستهای حذف میشود، جامعه تنها یک نیروی متخصص را از دست نمیدهد؛ بخشی از اعتماد، امید و آینده خود را نیز از دست میدهد. شاید به همین دلیل است که جای خالی شایستهسالاری، بیش از هر چیز، در کیفیت زندگی یک جامعه احساس میشود.
جامعهشناس و پژوهشگر حوزه زنان تاکید کرد مهمترین مشکل حوزه زنان و خانواده، نبود ارتباط میان سیاستگذاری، قانونگذاری و اجرای برنامههاست.
برای بسیاری از زوجهای جوان، مسئله اصلی نبود علاقه به فرزند نیست بلکه نگرانی درباره آینده است.
تازهترین دورهمی مادران تهرانی رنگ و بوی دیگری به خود گرفت. این بار مادران پای کار قصاص و تنبیه جنایتکاران، در همایشی که عنوان «قصاص طلایی» را همراه خود داشت، گرد هم آمدند.
فرزندآوری دیگر در یک خط مستقیم میان «سنت و هویت» حرکت نمیکند، بلکه در چرخدندههای منطق فردگرایی، محاسبهگریهای اقتصادی و سبک زندگی مدرن بازتعریف شده است.
Δ