نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:
مرا به خاطر بسپار
آیت الله بهشتی فراتر از قالبهای سنتی، به دنبال ایجاد پیوندی وثیق میان «ایمان مذهبی» و «کارآمدی اجتماعی» بود و در این مسیر، منظومهای فکری بنا نهاد که بر پایههای عقلانیت و انتظام بود.
به گزارش خبرنگار مهر، امروز هفتم تیرماه سالروز شهادت دکتر بهشتی و جمعی از مسئولان جمهوری اسلامی در انفجار دفتر حزب جمهوری است.تحلیل کارنامه فکری و علمی شهید آیتالله دکتر سید محمد حسینی بهشتی، نیازمند بازخوانی انتقادی و سیستمی اندیشههای مردی است که نه تنها یک روحانی نواندیش، بلکه یک معمار ساختارگرا و فیلسوفی واقعگرا در آستانه شکلگیری تمدن نوین اسلامی بود.
بررسی ابعاد مختلف زندگی ایشان نشان میدهد که بهشتی فراتر از قالبهای سنتی، به دنبال ایجاد پیوندی وثیق میان «ایمان مذهبی» و «کارآمدی اجتماعی» بود و در این مسیر، منظومهای فکری بنا نهاد که بر پایههای عقلانیت و انتظام استوار بود.
زیربنای کارنامه علمی شهید بهشتی را باید در روششناسی (متدولوژی) خاص او جستجو کرد. او از معدود اندیشمندانی بود که تحصیلات کلاسیک حوزوی را با تحصیلات نوین دانشگاهی در رشته فلسفه پیوند زد و با تسلط بر زبانهای آلمانی و انگلیسی، مستقیماً به منابع اندیشه غربی دسترسی یافت. این ویژگی به او اجازه داد تا اسلام را نه به عنوان یک مجموعه از احکام ایستا، بلکه به مثابه یک «سیستم» و «مکتب هدایتگر» ببیند که باید برای پرسشهای جهان معاصر پاسخهای عینی داشته باشد. از منظر بهشتی، دین ابزاری برای انزوا نیست، بلکه موتور محرک تکامل انسان و جامعه است. او در تحلیلهای خود بر «خودشناسی» و «آگاهی» تأکید ویژهای داشت و معتقد بود تا زمانی که انسان به خودآگاهی نرسد، نمیتواند حامل رسالتهای الهی باشد. این نگاه، او را به سمت تبیین مفاهیمی چون «انسان از دیدگاه اسلام» سوق داد که در آن، اختیار و آزادی انسان، رکن رکین خلقت محسوب میشود.
عدالت اجتماعی و نظامسازی اقتصادی
یکی از درخشانترین بخشهای کارنامه فکری دکتر بهشتی، نظریات او در باب عدالت و اقتصاد اسلامی است. وی معتقد بود که ایمان مذهبی در جامعهای که درگیر فقر و تبعیض باشد، ریشه نخواهد دواند. بهشتی با نگاهی نقادانه به هر دو نظام سرمایهداری و کمونیسم، راه سومی را پیشنهاد میکرد که بر مالکیت محدود، کار خلاقانه و نفی استثمار استوار بود. او در جلسات تفسیر قرآن و سخنرانیهای خود بر این نکته پای میفشرد که «مسلمانی با فقر همخوانی ندارد» و وظیفه حکومت اسلامی، تامین معیشت و کرامت همگان است. در دیدگاه او، عدل نه یک توصیه اخلاقی، بلکه یک ضابطه ساختاری است. او بر این باور بود که ساختارها باید به گونهای طراحی شوند که راه را بر فساد و ویژهخواری ببندند. این اندیشه در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی به وضوح تجلی یافت، جایی که او به عنوان نایبرئیس مجلس خبرگان، نقشی کلیدی در گنجاندن اصولی داشت که بر حقوق عامه و عدالت اقتصادی تأکید میکردند.
تحزب، کار تشکیلاتی و مدیریت علمی
شهید بهشتی را بحق باید «مرد تشکیلاتی» تاریخ معاصر ایران نامید. در کارنامه علمی-اجرایی او، اعتقاد راسخ به «نظم» و «جمعگرایی» موج میزند. او معتقد بود که فعالیتهای پراکنده و فردی، حتی اگر با نیت خالص همراه باشد، در برابر ساختارهای پیچیده مدرن محکوم به شکست است. تأسیس حزب جمهوری اسلامی یا سازماندهی مرکز اسلامی هامبورگ، نمونههایی از تلاش او برای نشان دادن کارآمدی مدیریت اسلامی بود. از دیدگاه او، حزب نه ابزاری برای کسب قدرت، بلکه «معبد» و مکانی برای کادرسازی و تربیت انسانهای صالح بود. او در این مسیر بر «انضباط معنوی» تأکید داشت و معتقد بود مدیری که نتواند زمان و رفتار خود را مدیریت کند، صلاحیت مدیریت جامعه را ندارد. سیره او در برخورد با مخالفان و حتی دشمنان، مبتنی بر سعهصدر و اخلاق علمی بود؛ او هیچگاه از دایره منطق و ادب خارج نمیشد و بر این باور بود که «حق» با هوچیگری به کرسی نمینشیند، بلکه نیازمند تبیین عقلانی است.
تعامل اسلام و غرب و تجربه حضور در اروپا
دوران حضور شهید بهشتی در آلمان و مدیریت مرکز اسلامی هامبورگ، فصل مهمی در کارنامه علمی اوست. او در این دوره توانست اسلام را به عنوان یک آیین عقلانی و دیالوگپذیر به جامعه اروپایی معرفی کند. بهشتی در برخورد با اندیشههای غربی، نه دچار شیفتگی شد و نه دچار تحجر و نفی مطلق. او با رویکردی انتقادی، نقاط قوت تمدن غرب در حوزه نظم و علم را میستود و در عین حال، خلأ معنویت و بحران هویت در آن جوامع را به چالش میکشید. این تجربه باعث شد که او پس از بازگشت به ایران، بر ضرورت تحول در حوزههای علمیه و لزوم آشنایی روحانیون با علوم روز و زبانهای خارجی تأکید کند. او میخواست روحانیتی تربیت کند که زبان زمانه خود را بفهمد و بتواند با نسل جوان و تحصیلکرده پیوندی عمیق برقرار کند.
نقطه اوج کارنامه علمی و حقوقی دکتر بهشتی، نقش بیبدیل او در تدوین قانون اساسی است. او به عنوان یک فقیه مجتهد، توانست نظریه ولایت فقیه را در چارچوب یک قانون اساسی مدون و مدرن تبیین کند. او میان «حاکمیت الهی» و «نقش مردم» تضادی نمیدید و بر این باور بود که در نظام اسلامی، مردم نه رعیت، بلکه صاحبان اصلی حق هستند که بر اساس آگاهی و بیعت، حاکمیت را شکل میدهند. تأکید او بر تفکیک قوا، استقلال قوه قضاییه و صیانت از حقوق فردی، نشاندهنده عمق تفکر حقوقی اوست. او قوه قضاییه را پناهگاه مظلومان میدانست و در مدت کوتاه ریاست خود بر دیوان عالی کشور، تلاش کرد تا ساختاری ایجاد کند که در آن قانون بر اشخاص برتری داشته باشد.
در نهایت، باید گفت بزرگترین دستاورد علمی و فکری بهشتی، نه فقط کتابها و سخنرانیهای او، بلکه انسانهایی بودند که او تربیت کرد. مدرسه رفاه، مدرسه حقانی و جلسات مستمر با دانشجویان و طلاب، بستری برای پرورش نسلی از مدیران و اندیشمندانی شد که دههها بار مسئولیت نظام را بر دوش کشیدند. بهشتی معتقد بود برای تغییر جامعه، ابتدا باید انسانها را ساخت. او با صبر و حوصله فراوان به شبهات پاسخ میداد و از نقد شدن نمیهراسید.
حجت الاسلام قنبریان گفت: بنی امیه از یکسو تلاش میکردند هوای توحید به سر فطرتها نزند و از سوی دیگر، انقلابهای برآمده از دل فطرت را با زور نظامی سرکوب میکردند.
حجتالاسلام پناهیان در نخستین شب سخنرانی هیئت هنر گفت: جامعهای که نسبت به مظلوم بیتفاوت باشد، نمیتواند مسیر پیشرفت و حیات اجتماعی را طی کند.
در نشستی با حضور جمعی از اساتید حوزه مبانی فقهی، قرآنی و کلامیخونخواهی در اسلام واکاوی میشود.
مشهد- امام سجاد(ع) در روزگار سنگین اختناق و اندوه پس از عاشورا، با اشک، دعا، عبادت و تربیت انسانها، هم دلهای خفته را بیدار کردند و هم پیام بیدارگر کربلا را در جان تاریخ ماندگار ساختند.
Δ